best tracker
Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 5.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 14
  • یادداشت یک غرفه دار /

    آن روی سکه جشنواره بومی محلی / اکنون ولنگاری فرهنگی کی بیداری ؟

    عصر بهبهان : جشنواره نه این است که من انتخاب میکنم چه ببینید . جشنواره یعنی قامت شهرم استوار بر فرهنگ غنی من است .


    یادداشت ذیل واگویه یک غرفه دار در جشنواره بومی محلی شهر بهبهان است که چند صباحی است در پارک شاهد و با حضور جمعی از هنرمندان در حال برگزاری است که بنا به درخواست نگارنده عین مطلب به نمایش گذاشته میشود و از ذکر نام وی تا حصول رضایت خودداری میشود.


    وقتی جشنواره بومی محلی شهرستان که حساس ترین و گل سرسبد برنامه های فرهنگی این قدر کرخت به نمایش در می آید نوشتن از آن هم سخت است. البته نه اینکه حرفی برای گفتن نباشد. نه اینکه انتقادی نباشد و یا تعریفی نباشد اما جذابیتی در کار نیست. این  جشنواره بیان یک واقعیت تلخ است. این جشنواره به ما یک درس داد و اینکه حتی اگر به شهر و سنت خود اطمینان داری یا از آن قطع امید کرده ای خیالهای باطل به سرت نزند.


    خیالی باطل پر از متینگ های تبلیغاتی ، خیالی پر از بی محتوایی ، خیالی پر از هزینه های بی تمرکز که جز دلزدگی رقم نزد.


    پر از دیالوگ های تکراری و بی مبادلاتی و عدم اراده در کنترل رفتار مجریان و صحنه گردانان.و این شاید تمام توان و استعداد باشد و آنگاست که عیبی نیست.


    جشنواره ای که در قامت یک سنت و فرهنگ غنی قرار بود قدمتی بر بهبهان عزیز باشد و اینک تبدیل به ولنگاری فرهنگی گردید ولی امیدی به بیداری نیست.


    حرف های تکراری و شخصیت های گزینشی که تکرار دیدن چهره آنها  در سِن هر شب برنامه شائبه هایی بوجود می آورد. مقدس نمایی از چهره هایی که نباید باشند و عدم ارائه چهره هایی که باید باشند.


    گاها بر خود می اندیشم که مگر تضادی بر محتوای سنت های بومی و محلی ما وجود دارد که قشر مذهبی شهرستان سهم خود را به حضور در جشنواره کمرنگ دیده انده ولی باز تصور به محتوای قابل ارائه میبرم . محتوایی که چنان تضادی ایجاد نموده است که جشنواره ای که میتوانست مبلغ نمایش واقعه غدیر باشد حال پاتقی بر تفریح بی مرز و بی مبالات جوانانی گشته است که خود نشان از ضعف نگاه کارشناسی مسئولین در نیازمندی های جوانان شهرستان دارد.


    در گذر از غرفه های جشنواره نمیتوان قامت یه شهر را مشاهده نمود . غرفه هایی که صرفا برپا گشته اند که متینگ سِن برنامه را رونق دهند . سِن و جایگاهی که خود آنقدر جلوه تبلیغاتی دارد که جز حرف های تکراری و شخصیت های گزینشی آن هم بدون فاکتور های جمعی صرفا در جهت خالی نماندن معرکه شکل یافته اند .


    غرفه های جانبی نمایشگاه که فقط بازاریست تحت عنوان آشفته بازار


    حال باید دید و پایان این رویداد را مشاهده نمود . پایانی که همسو گشته است با نمایش فرهنگی مذهبی واقعه غدیر. دو جشنواره بزرگ در یک خطه در یک همزمانی و ان هم در یک محدوده مکانی ؟؟؟


    قطعا نشان از پتانسیل بالا دارد ولی امیدوارم این دو رویداد فرهنگی تضاد فرهنگی را سبب نشود.


    از این سو پارتی پر زرق و برق و از آن سو مناسب مذهبی واقعه غدیر. حال اینکه چه اشتراکی هدف قرار دارد عنوانش هیچ است . مگر میشود سنتی بومی و محلی باشد ولی با آیین مذهبی دیار کهن بهبهان عجین نباشد؟ یا نکند خدای ناکرده سنت بومی محلی مذهبی بهبهان اجازه اجرای کف و هو و سوت و خوانندگی و پوشش های نامتعارف را از شما میگیرد.خب اگر چنین است که نقد وارد و نقص مشهود است. آیا فکر کرده اید بعد از پایان جشنواره خروجی چه باید باشد ؟ تاکنون که پاسخ روشن . هیچ !


    هیچ از آن جهت که ندانستیم فرهنگ غنی بهبهان چیست چون متینگ تبلغاتی شما اجازه نداد و امیدواریم این متینگ همان بهره بری سیاسی شورای شهر سال آینده نباشد.

    تعارف که نداریم ...

    جشنواره نه این است که من انتخاب میکنم چه ببینید . جشنواره یعنی قامت شهرم استوار بر فرهنگ غنی من است . 


    تاریخ انتشار: ۱۴:۲۹:۵۷ | یکشنبه, ۲۸ / شهریور / ۱۳۹۵
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: فیلد اجباری.
    آدرس رایانامه: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: فیلد اجباری.