best tracker
Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • اعمال شب قدر/بهترين دعاها در شب‌هاي قدر از منظر رهبر انقلاب

    عصر بهبهان : در لیالی قدر تقاضای عفو کردن از خداوند، پناه بردن به غفاریّت خداوند است. ممکن است از خدا بخواهیم که ما را به خاطر گناهانمان عقوبت نکند که این را «عفو» می‏ نامند. البته عفو عبارت از آن است که در عین عدم مجازات نسبت به کارهای زشت، بدکاری‏ام را به رخم می‎کشد. ولی ما امشب از خداوند «صفح جمیل» می‎خواهیم؛ یعنی بخششی کریمانه که به روی من هم نیاورد که تو بد کردی.


    به برکت و میمنت این میهمانی الهی هر روز سفره‌ ای از معارف، نصایح اخلاقی، حکایات شیرین علما و حکمای الهی و مناجات و توسل را در قالب متن، صوت، و فیلم برای میهمانان ماه خدا خواهد گشود تا به این واسطه برای خود سهمی کوچک در  تزکیه و تعالی مخاطبان روزه‌دار دست و پا کرده باشد. ویژه‌نامه‌های ماه مبارک رمضان رجانیوز را هر روز از طریق صفحه ویژه ماه مبارک رمضان دنبال کنید

     

     


    بهترين دعاها در شب‌هاي قدر از منظر رهبر انقلاب


    فرمود «ليلةالقدر خير من الف شهر»؛ شبى كه به عنوان ليلةالقدر شناخته شده است و مردد است بين چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌هاى كيميايى ليلةالقدر، بنده‌ى مؤمن بايد حداكثر استفاده را بكند. بهترين اعمال در اين شب، دعاست. درباره‌ى دعا هم امروز مطالبى را به شما برادران و خواهران عرض مى‌كنم. احياء هم براى دعا و توسل و ذكر است. نماز هم - كه در شب‌هاى قدر يكى از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذكر است. در روايت وارد شده است كه دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، يا به تعبير رايج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا يعنى چه؟ يعنى با خداى متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزديك خود احساس كردن و حرف دل را با او در ميان گذاشتن. دعا يا درخواست است، يا تمجيد و تحميد است، يا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ى اينها دعاست. دعا يكى از مهمترين كارهاى يك بنده‌ى مؤمن و يك انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهير روح چنين نقشى دارد.

    دستاوردهاى دعا چيست؟ وقتى ما با خدا سخن مى‌گوييم، او را نزديك خود احساس مى‌كنيم، مخاطب خود مى‌دانيم و با او حرف مى‌زنيم، اين دستاوردها از جمله‌ى فوايد و عوايد دعاست. زنده نگهداشتن ياد خدا در دل، غفلت را - كه مادر همه‌ى انحراف‌ها و كجى‌ها و فسادهاى انسان، غفلت از خداست - مى‌زدايد. دعا غفلت را از دل انسان مى‌زدايد؛ انسان را به ياد خدا مى‌اندازد و ياد خدا را در دل زنده نگه مى‌دارد. بزرگترين خسارتى كه افراد محروم از دعا مبتلاى به آن مى‌شوند، اين است كه ياد خدا از دل آنها مى‌رود. نسيان و غفلت از خداى متعال براى بشر بسيار خسارتبار است. در قرآن چند آيه در اين‌باره ذكر شده و بحث مفصلى دارد.

    دستاورد دوم دعا، تقويت و استقرار ايمان در دل است. خصوصيت دعا اين است كه ايمان را در دل پايدار و مستقر مى‌كند. ايمانِ قابل زوال در مواجهه‌ى با حوادث عالم و سختى‌ها، خوشى‌ها، تنعم‌ها و حالات گوناگون انسان، در خطر از بين رفتن است. مى‌شناسيد كسانى را كه ايمان داشتند؛ اما در مواجهه‌ى با مال دنيا، با قدرت دنيا، با لذات جسمى و شهوات قلبى، ايمان از دست آنها رفت. اين، ايمان متزلزل و غيرمستقر است. خصوصيت دعا اين است كه ايمان را در دل انسان مستقر و ثابت مى‌كند و خطر زوال ايمان با دعا و استمرار توجه به خداى متعال از بين مى‌رود.

    سومين دستاورد، دميدن روح اخلاص در انسان است. با خدا سخن گفتن و خود را نزديك او ديدن، به انسان روح اخلاص مى‌دهد. اخلاص يعنى كار را براى خدا انجام دادن. همه‌ى كارها را مى‌شود براى خدا انجام داد. بندگان خوب خدا همه‌ى كارهاى معمولىِ روزمره‌ى زندگى را هم با نيت تقرب به خدا انجام مى‌دهند و مى‌توانند. بعضى هم هستند كه حتّى قربى‌ترين و عبادى‌ترين كارها - مثل نماز - را نمى‌توانند براى خدا انجام دهند. بى‌اخلاصى، درد بزرگى براى انسان است. دعا روح اخلاص را در انسان مى‌دمد.

    دستاورد چهارم دعا، خودسازى و رشد فضايل اخلاقى در انسان است. انسان با توجه به خدا و با حرف زدن با خداى متعال، فضايل اخلاقى را در خود تقويت مى‌كند؛ اين خاصيت قهرى و طبيعى انس با پروردگار است؛ بنابراين دعا مى‌شود پلكان عروج انسان به سمت كمالات. متقابلاً دعا رذايل اخلاقى را از انسان مى‌زدايد؛ حرص و كبر و خودپرستى و دشمنى با بندگان خدا و ضعف نفس و جبن و بى‌صبرى را از انسان دور مى‌كند.

    دستاورد پنجم دعا، ايجاد محبت به خداى متعال است. دعا عشق به خداى متعال را در دل زنده مى‌كند. مظهر همه‌ى زيبايى‌ها و خوبى‌ها ذات اقدس پروردگار است. دعا و انس و تكلم با خداى متعال، اين محبت را در دل به‌وجود مى‌آورد.

    دستاورد ششم دعا، دميدن روح اميد در انسان است. دعا به انسان قدرت مقاومت در مقابل چالشهاى زندگى را مى‌دهد. هر كس در دوران زندگى خود با حوادثى مواجه مى‌شود و چالش‌هايى پيدا مى‌كند. دعا به انسان توانايى و قدرت مى‌دهد و انسان را در مقابل حوادث مستحكم مى‌كند؛ لذا در روايت از «دعا» تعبير شده است به سلاح. از نبى مكرم نقل شده است كه فرمود: «الا ادلّكم على سلاح ينجيكم من اعدائكم»؛ اسلحه‌يى را به شما معرفى كنم كه مايه‌ى نجات شماست؛ «تدعون ربّكم باللّيل و النّهار فانّ سلاح المؤمن الدعاء». در مواجهه‌ى با حوادث، توجه به خداى متعال، مثل سلاح برّنده‌يى در دست انسان مؤمن است. لذا در ميدان جنگ، پيغمبر مكرم اسلام همه‌ى كارهاى لازم را انجام مى‌داد؛ سپاه را مى‌آراست، سربازان را به صف مى‌كرد، امكانات لازم را به آنها مى‌داد، توصيه‌هاى لازم را به آنها مى‌كرد، اشراف فرماندهىِ خودش را اعمال مى‌كرد؛ اما در همان وقت هم وسط ميدان زانو مى‌زد، دست به دعا بلند مى‌كرد، تضرع مى‌كرد، با خداى متعال حرف مى‌زد و از او مى‌خواست. اين ارتباط با خدا، دل انسان را مستحكم مى‌كند.

    دستاورد ديگر دعا، برآمدن حاجات است. يكى از دستاوردهاى دعا اين است كه حاجاتى كه انسان دارد، از خداى متعال مى‌خواهد و خدا آن حاجات را برآورده مى‌كند. البته همه‌ى خواص دعا اين نيست؛ اين هم يكى در كنار بقيه‌ى دستاوردهاى دعاست. فرمود: «اسألوا اللَّه من فضله»؛ از خداى متعال بخواهيد و نيازهاى خودتان را از او بطلبيد. در دعاى ابوحمزه‌ى ثمالى از قول امام سجاد (عليه‌السّلام) اين‌طور عرض مى‌شود: «و ليس من صفاتك يا سيّدى أن تأمر بالسّؤال و تمنع العطيّة و انت المنّان بالعطيّات على اهل مملكتك»؛ تو به بندگانِ خودت دستور بدهى كه از تو بخواهند، اما بنا داشته باشى كه خواسته‌ى آنها را عملى نكنى؛ اين امكان ندارد. وقتى خداى متعال به من و شما امر مى‌كند كه از او بخواهيم و طلب كنيم، معنايش اين است كه خداى متعال تصميم دارد كه آنچه را مى‌خواهيم، به ما بدهد. لذا در روايت است كه: «ما كان اللَّه ليفتح لعبد الدّعاء فيغلق عنه باب الاجابة واللَّه اكرم من ذلك»؛ خداى متعال كريم‌تر از آن است كه باب دعا را باز كند، اما باب اجابت را ببندد.

    چه دعايى بايد بكنيم كه دنبال آن، اجابت باشد. گاهى انسان چيزى را از خدا مى‌خواهد و به حسب ظاهر احساس مى‌كند كه اين خواسته برآورده نشد. شرط مهم اجابت دعا اين است كه دعا به معناى حقيقى كلمه و با شرايط خود انجام بگيرد. اولين شرط دعا اين است كه با دلِ باطراوت و بى‌آلايش درخواست شود؛ مثل دل جوانها؛ لذا دعاى جوانان اقبال و احتمال اجابت را بيش از همه دارد. گاهى بعضى‌ها به بنده مى‌گويند براى جوانهاى ما دعا كن. البته ما هميشه براى همه‌ى جوانها دعا مى‌كنيم؛ اما در واقع اين جوانها هستند كه اگر قدر دل بى‌آلايش و باطراوت خود را بدانند، دعاى آنها از هر دعايى مى‌تواند به استجابت نزديكتر باشد.

    يكى ديگر از شرايط دعاى مستجاب اين است كه انسان دعا را با معرفت انجام دهد؛ يعنى بداند كه اين دعا و اين درخواست از كسى است كه قدرت دارد همه‌ى آنچه را كه انسان مى‌خواهد، براى او انجام دهد؛ يعنى به اثر دعا باور داشته باشد. به امام صادق (عليه‌الصّلاةوالسّلام) عرض شد كه: «ندعوا فلا يستجاب لنا»؛ دعا مى‌كنيم، اما اثر اجابت را نمى‌بينيم؛ فرمود: «لأنّكم تدعون من لا تعرفونه»؛ بى‌معرفت دعا مى‌كنيد. در روايتى درباره‌ى معرفت در دعا نقل شده است كه: «يعلمون أنّى اقدر على ان اعطيهم ما يسألونى»؛ به قدرت اجابت پروردگار باور داشته باشند.

    در دعا همت بلند داشته باشيد؛ درخواست‌هاى بزرگ بكنيد؛ سعادت دنيا و آخرت را بخواهيد و نگوييد اينها بزرگ است، اينها زياد است؛ نه، براى خداى متعال اينها چيزى نيست. عمده اين است كه شما به معناى حقيقى كلمه و با همين شرايط، طلب كنيد؛ خداى متعال اين طلب را اجابت خواهد كرد. گاهى هم انسان نمى‌داند كارى كه انجام گرفت، اجابت دعاى او بوده؛ خود انسان غافل است.

    يكى ديگر از شرايط دعا، اجتناب از گناه و توبه است. اين شب‌ها هم شب‌هاى توبه است. همه دچار گناه و تخلف هستيم. تخلف‌ها كوچك و بزرگ دارد. از خداى متعال بايد عذرخواهى و استغفار و طلب بخشش و توبه كنيم و به سوى خدا برگرديم. عزم ما بايد اين باشد كه از ما گناه سر نزند. گاهى انسان عزم مى‌كند و تصميم مى‌گيرد كه گناه نكند؛ بعد دچار غفلت و اشتباه مى‌شود و لغزش پيدا مى‌كند؛ باز همين گناه سراغ انسان مى‌آيد؛ بار ديگر بايد توبه و استغفار كند؛ منتها استغفار بايد جدى و حقيقى باشد. گناه نكردن بايد يك قصد واقعى و جدى باشد. درباره‌ى دعا و استجابت دعا در روايت دارد كه: «وليخرج من مظالم الناس»؛ انسان بايد از مظلمه‌ى مردم خارج شود تا دعايش قبول شود. در روايت ديگر دارد كه خداى متعال به حضرت موسى خطاب فرمود: «يا موسى ادعنى بالقلب النقى واللسان الصادق». با دل پاك و زبان راستگو با خداى متعال حرف بزنيد و دعا كنيد؛ دعا قطعاً مستجاب خواهد شد.

    يكى ديگر از شرايط استجابت دعا، حضور قلب و خشوع است. همان‌طور كه عرض كرديم، معناى دعا اين است كه شما با خدا حرف بزنيد؛ خدا را در مقابل خود احساس كنيد و حاضر و ناظر بدانيد. اين‌كه انسان همين‌طور طبق عادت چيزى را بر زبان بياورد و مطالبه‌يى را ذكر كند - خدايا ما را بيامرز، خدايا پدر و مادر ما را بيامرز - بدون اين‌كه در دل خود حقيقتاً حالت طلبى را احساس كند، اين دعا نيست؛ لقلقه‌ى لسان است. «لا يقبل اللَّه عزّوجل دعاء قلب لاه»؛ دل غافل و بى‌توجه و سربه‌هوا اگر دعا كند، خداى متعال دعايش را قبول نمى‌كند. دلهاى آلوده و غرق در تمنيات و شهوات نفسانى - كه اصلاً غافلند - چگونه دعا خواهند كرد؟ چه توقعى است كه اگر انسان اين‌طور دعا كرد، مستجاب شود؟

    بعضى‌ها دعا و عبادت و توبه را مى‌گذارند براى دوران پيرى؛ اين اشتباه بزرگى است. اگر گفته شود توبه كنيد، مى‌گويند حالا وقت داريم. اولاً معلوم نيست وقت داشته باشيم؛ مرگ انسان را مطلع نمى‌كند؛ براى همه‌ى سنين هم است. اگر فرض كرديم حقيقتاً وقت داريم - يعنى بناست به سنين پيرى برسيم - چنانچه كسى خيال كند كه مى‌شود دوران جوانى را با غفلت و غرق شدن در شهوات گذراند، بعد با خيال راحت و با آسانى به سراغ توبه رفت، اشتباه بزرگى مرتكب شده است. حالت دعا و انابه چيزى نيست كه انسان هر وقت اراده كرد، براى او پيش بيايد. گاهى مى‌خواهيم، نمى‌شود؛ دنبال حال و توجه هستيم، دست نمى‌دهد؛ «ذلك بما قدّمت يداك». انسانى كه زمينه‌ى توجه به خدا و رجوع الى‌اللَّه را در خودش به‌وجود نياورده باشد، اين‌طور نيست كه هر وقت اراده كرد، بتواند درِ خانه‌ى خدا برود. شما مى‌بينيد بعضى دلهاى پاك - غالباً جوانها - خيلى راحت مى‌توانند ارتباط برقرار كنند؛ اما بعضى هرچه تلاش مى‌كنند، اين ارتباط برقرار نمى‌شود. كسانى‌كه فرصتى دارند و مى‌توانند دل خودشان را نرم نگه دارند، قدر بدانند و رابطه‌ى خود را با خدا حفظ كنند؛ تا هر وقت خواستند درِ خانه‌ى خدا بروند، بتوانند.

    نكته‌ى آخر در باب دعا، دعاهاى مأثور است. دعاهايى كه از ائمه رسيده است، بهترين دعاهاست. اولاً خواسته‌هايى در اين دعاها گنجانده شده است كه به ذهن امثال ماها اصلاً خطور نمى‌كند و انسان از زبان ائمه (عليهم‌السّلام) آنها را از خدا طلب مى‌كند. در دعاى ابوحمزه و دعاى افتتاح و دعاى عرفه بهترين مطالبات و خواسته‌ها براى انسان مطرح مى‌شود؛ كه اگر انسان اينها را از خدا بخواهد و بگيرد، مى‌تواند براى او سرمايه باشد. ثانياً در اين دعاها مايه‌هاى خشوع و تضرع وجود دارد. مطلب، با زبان و لحن و بيانى ادا شده است كه دل را خاشع و نرم مى‌كند. با عبارات فصيح و بليغ، عشق و شيفتگى و شوق در اين دعاها موج مى‌زند. انسان بايد اين دعاها را قدر بداند و از آنها استفاده كند.

    البته بايد معناى اين دعاها را بفهميم. خوشبختانه الان ترجمه‌هاى خوب وجود دارد و مفاتيح‌الجنان و دعاهاى گوناگون ترجمه شده است. با توجه به ترجمه‌ها، دقت كنند و بخوانند. البته تا آن‌جايى كه ما ديده‌ايم، هيچ ترجمه‌يى نتوانسته زيبايى‌هاى الفاظ اين دعاها را منعكس كند؛ ولى بالاخره مضمون دعا معلوم است. با توجه به اين ترجمه‌ها دعاها را بخوانند. كسانى‌كه مى‌خوانند و با آنها عده‌يى همصدا مى‌شوند، بعضى از فقرات دعا را لااقل ترجمه كنند. البته مرتبه‌ى پايين‌ترش هم اين است كه اگر انسان معناى دعا را نمى‌فهمد، همين‌قدر احساس كند كه با يك زبانِ شيفته‌ى حاكى از سوز دل دارد با خداى متعال حرف مى‌زند.

     

     


    ۸) بیانات در خطبه‌‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ‌‌۱۳۸۴/۰۷/۲۹

     

    تاریخ انتشار: ۱۶:۱۶:۲۶ | پنجشنبه, ۲۵ / خرداد / ۱۳۹۶
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: فیلد اجباری.
    آدرس رایانامه: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: فیلد اجباری.