Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 3.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 2
  • نجوایی که عاشقانه شد /

    زندگی عجیب یک مداح بهبهانی که در کودکی یک بار مُرد و دوباره زنده شد / از شفاعت یک امامزاده تا کمک به راه اندازی ازدواج جوانان

    عصر بهبهان : خانواده ام که از این خبر پزشکان حسابی ناراحت شدند تنها کاری که برای زنده ماندم انجام می دادند دعا کردن بود ، غیر از این کار هم نمیتوانستند کاری بکنند .


    به گزارش عصر بهبهان ، روایت عجیب زندگی یک جوان بهبهانی که در دوران کودکی به دلیل ابتلا به یک بیماری ناشناس در بیمارستان بستری میشود و توسط پزشکان قطع امید شده بود قصه متفاوت این بخش خبری را به خود اختصاص داده است.

    قصه زندگانی مجدد این کودک پس از شفاعت توسط یک امامزاده ما را پای صحبت های کودک دیروز و جوان خیِر امروز کشاند تا از زبان خویش ناشنیده های گذشته را شنوا باشیم.

    مصاحبه زیر گفته های اسماعیل قصه ماست که شنیدن آن خالی از لطف نیست.

    کمی از خودتان بگویید ؟


    بنام خدا اسماعیل ارندان هستم از استان خوزستان شهرستان بهبهان روستای اسدآباد
     

    از دوران کودکی خودتان برایمان بگویید؟


    این خاطراتی را که الان میخواهم برایتان بازگو کنم اولین بار هست که جایی عنوان میکنم و قطعا خیلی از دوستان و آشنایانم اولین بار هست که این ماجرا را مطالعه میکنند
    بنده از یک خانواده پر جمعیت روستایی متولد شدم ، با توجه به مشکلات جسمانی که از سن 2 سالگی برایم پیش آمد در همان سن دچار عارضه تشنج شدم ، خانواده بنده را سریعا به بیمارستان شهیدزاده بهبهان منتقل کردند ، طبق گفته های مادرم آنقدر حالم وخیم بود که دکترها بنده را جواب کردند و اعلام کردند برگشت من به زندگی و زنده ماندنم تقریبا بعید هست ، کادر پزشکی بیمارستان شهیدزاده به خانواده ام اعلام کردند فقط دعا کنید ، بلکه معجزه ای رخ بدهد ، واگرنه از دست ما کار بر نمیاد .


     چه شد که خوب شدی ؟

     
    خانواده ام که از این خبر پزشکان حسابی ناراحت شدند تنها کاری که برای زنده ماندم انجام می دادند دعا کردن بود ، غیر از این کار هم نمیتوانستند کاری بکنند
    در نزدیکی منزل ما ، امامزاده ای بود به نام امامزاده محمود (ع) ، مادرم که کارش فقط گریه و دعا بود پیراهن من رو برداشت و جهت شفایم به آن امامزاده رفت ، چندین روز پشت سر هم کار مادرم همین بود ، اشک امامزاده دعا ، خلاصه برایتان عرض کنم  چند روز پس از این اتفاقات روی یک معجزه من به هوش آمدم ، این به هوش آمدنم کادر پزشکی بیمارستان را شگفت زده کرد و از پدر و مادرم سوال میکردند شما چه کار خیری انجام دادید که این بچه به زندگی برگشت ، این بود که روی یک معجزه و خواست الهی برگشتم به زندگی ، ولی تازه سختیهای من آغاز شد .


     از این سختیها بیشتر توضیح بدهید ؟


    بعداز اینکه بنده رو به منزل آوردند سردردهای وحشتناک شدیدی به سراغم آمد ، یکسالی از این ماجرا گذشته بود که من از الان خاطرات رو خودم به یاد دارم ، یادم هست که پدر و مادرم هر روز با پارچه خیس بالای سرم بودند ، من که در تب میسوختم گریه آن دو رو می دیدیم ، با گریه فقط پارچه خیس روی پیشانی من میگذاشتند ، خیلی سختی کشیدم ، خیلی سخت بود ، اگه قرار باشد از سختیهای دوران کودکی ام بگویم قطعا کتابی نوشته خواهد شد.


     از دوران کودکیتان فاصله بگیریم ، الان شما از فعالترین چهره های فرهنگی استان هستید ،
     آیا این طریقه شفا گرفتن در دوران کودکی و شنیدن این موضوع از زبان پدر و مادرت تاثیری بر انجام کارهای فرهنگی مذهبی شما دارد ؟



    قطعا بدون تاثیر نیست ، لطف خدا ، و واسطه شدن امامزاده محمود ع بر روی هر انسانی که حتی الان این مطالب را میخواند تاثیر مثبت میگذارد ، چه برسد به خودم که در متن ماجرا بودم شاید این اتفاق برای هر کس دیگری پیش می آمد از نظر ایمان سست می شد ، ولی شما سست که نشدید هیچ ، تازه شروع کردید به انجام کارهای گسترده مذهبی فرهنگی ؟
    اتفاقا من نظر مخالف شما را دارم ، تاثیر گذاری دعای مادرم و واسطه شدن امامزاده محمود ع ، و البته همسایگی ما با منزل شهید روز دراز و فکر کردن من به این همه خاطرات گذشته باعث شد که بنده روی بیارم که بطرف خانه عشق ، خانه صفا ، خانه زیبایی ها که همان خانه اهل بیت ع هست.






    از فعالیت های فرهنگی تان برایمان بگویید ؟


    بنده مسئول هیئت مذهبی ، عضو جبهه فرهنگ انقلاب اسلامی استان خوزستان ، دبیر یادواره های شهدا ، دبیر اولین جشنواره بومی محلی شهرستان بهبهان ، دبیر همایش پیاده روی ، فعال در امور جمع آوری زکات ، فعال در امور فرهنگی شهرستان و .....
     

    شما در کنار کارهای فرهنگی مداحی هم میکنید ، مداحی را از چه سالی و کجا آغاز کردید ؟


    بنده مداحی رو از 19 سالگی و از حرم مطهر امامزاده محمود ع شروع کردم
     

    خیلی جالب شد ، شما مداحی را از همان جایی آغاز کردید که روزی مادرتان شفای شما را از همان جا گرفت ؟ نظرتان در این مورد چیست ؟


    نظر خاصی ندارم به جز اینکه بگوییم وقتی خواست خداوند پشت هر ماجرایی باشد به جز خوبی و زیبایی پیش نخواهد آمد ، خدا را سپاسگذارم


    شنیدیم که شما در بحث ازدواج جوانان هم دست به خیر هستید ، در این مورد میشه توضیح بدهید ؟

     
    به برکت آبرویی که اهل بیت (ع) به بنده دادند ، و درخواستی که همیشه از دوستانم دارم الحمدالله موفق شدم زمینه ازدواج  چندین زوج  را فرهم کنم


    الان کجا مشغول بکار هستید ؟

     
    بنده مدتی هست که تهران و در انجمن دفاع از حقوق معلولین ایران مشغولم
     

    آیا از شغلتان و ارتباط با معلولین راضی هستید ؟

     
    صد در صد همینگونه هست ، خدا را شاکرم که افتخار خدمت به معلولین را هم نصیبم کرد ، چه افتخاری بالاتر از خدمت به معلولین .
     

    الان که تهران هستید آیا به کارهای فرهنگی روستا لطمه وارد نمی شود ؟


    خیلی ها از من همین سوال را می پرسند ، امیدوارم که اینگونه نشود ، چون روستای ما جوانان خوبی دارد و خوش بین هستم که بتوانند فعالیت های فرهنگی مذهبی را بیش از پیش انجام بدهند


     شما تهران هم مداحی میکنید ؟

     
    بله بنده چند هیئت مداحی میکنم
     

    الگوی شما در زمینه مداحی ؟

     
    حاج محمود کریمی

     

     آرزوی شما در مداحی ؟ مداحی جلوی مقام معظم رهبری ، آنقدر تلاش میکنم تا به آرزویم برسم.




    الان شما تهران در هیئت های مختلفی مداحی میکنید ، و محرم هم نزدیک هست آیا قصد داری محرم به روستا برگردی و مداحی کنید ؟


    بله ، بنده هر جای ایران هم که باشم محرم هر سال خودم را به روستا میرسانم ، چون مداحی در آن فضا را دوست دارم ، و خیلی علاقمند هستم که محرم در همان جایی که شفایم امضا شد مداحی کنم.. معمولا محرم هر سال هیئت های مختلفی حتی استان اصفهان هم جهت مداحی از بنده دعوت میکنند ولی بنده ترجیح میدهم محرم روستا و در کنار مردم روستایمان باشم
    بنده به همه خانواده ها درخواست میکنم امیدشان به خداوند باشد و هرگز نا امیدی به دل راه ندهند ، چه بسا روزی همین فرزند معلول شما باری از روی دوش هزاران انسان بردارد.


     سخن آخر
     

    در پایان تشکر میکنم از پدر و مادرم ، همه اهالی محترم روستای اسدآباد بخصوص جوانان با غیرت این روستا ،، صداوسیمای مرکز خوزستان ، جبهه انقلاب اسلامی استان خوزستان ، کانون مداحان استان خوزستان و شهرستان بهبهان ، اداره تبلیغات اسلامی شهرستان بهبهان ، اداره ورزش و جوانان شهرستان بهبهان ، امام جمعه وزین و دوست داشتنی شهرمان ، بخشدار دلسوز و مردمی بخش مرکزی جناب آقای محبوب ، مجری توانمند شهرستان و استان جناب مومنی مقدم ، مداحان ، شعرا و روحانیت محترم شهرستان بهبهان .
     
     


    تاریخ انتشار: ۲۱:۵۶:۴۶ | چهارشنبه, ۳ / شهریور / ۱۳۹۵
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: فیلد اجباری.
    آدرس رایانامه: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: فیلد اجباری.