best tracker
Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • یادداشت/

    تضادفکری و عملی اصولگرایی و اصلاح طلبی / سید مختار موسوی

    عصر بهبهان : فضایی که حداقل از دوم خرداد 76 لغایت امروز ، کل نقشة جغرافیایی کشور را احاطه نموده و همچنین ، اوضاع و احوال سیاسی که محافل علمی و دانشگاهی و بعضاً حوزوی و رسانه ها و جراید رسمی و غیر رسمی کشور را تحت تأثیر خود قرار داده ، آینه تمام نمایی از این تضاد فکری و عملی واختلاف جوهری وماهیتی فی المابین مکتب اصولگرایی و اصلاح طلب است .


    به گزارش عصر بهبهان ؛ سید مختار موسوی: تضادی که بین تفکر و مکتب اصول گرایی و تفکر و مکتب اصلاح طلبی وجود دارد ، و وجه افتراق ، تفاوتها وفاصله های موجود بین این دو تفکر سیاسی وایدئولوژیکی وشکاف عمیق ایجاد شده بین آنها ؛ که ناشی از تضاد ماهیتی واختلاف جوهری وفلسفی بین این دو طرز تفکر است ، وقرار است در حد بضاعت وقدرت تشخیص نگارنده ، در این وجیزه مورد بحث وبررسی و تطبیق وتطابق قرار بگیرد ؛ با توجه به فعالیت های عملی اصحاب وپیروان این دو تفکر ، که بر اساس مبانی نظری ومبادی فکری آنها و اندیشه های رهبران وخروجی های اتاق فکر آنان متجلی و محقق گردیده است ، همان است که بطور عملی وآشکارا ، از دوم خرداد 1376 در فضای سیاسی ، فرهنگی ، مذهبی واجتماعی کشور برای همگان ملموس ومشهود بوده است .

    فضایی که حداقل از دوم خرداد 76 لغایت امروز ، کل نقشة جغرافیایی کشور را احاطه نموده و همچنین ، اوضاع و احوال سیاسی که محافل علمی و دانشگاهی و بعضاً حوزوی و رسانه ها و جراید رسمی و غیر رسمی کشور را تحت تأثیر خود قرار داده ، آینه تمام نمایی از این تضاد فکری و عملی واختلاف جوهری وماهیتی فی المابین مکتب اصولگرایی و اصلاح طلب است .

    با توجه به قرائن وامارات موجود در جراید ورسانه ها و با التفات به اسناد ومدارک مستدلی که ، تبیین کننده نوع تفکروخط مشی سیاسی ورویکرد مذهبی وفرهنگی حاکم بر این دوطیف سیاسی در جامعه است ؛ وبا لحاظ قراردادان آنچه پس ار انتخابات 22 خرداد 88 رخ داده و مواضعی که این دو جناح سیاسی در برابر حوادث اتفاقیه داشته اند وایضاً ، با در نظر گرفتن مواضع دشمنان قسم خورده نظام مقدس اسلامی ، از جمله آمریکا واسرائیل غاصب ، در برابر عملکرد این دو گروه سیاسی ؛ بدون تردید ، به جرأت می توان اظهار نظر نمود که ، تضاد موجود ، از نوع تضاد بین اسلام ومادی گری وشاید هم ، اگر گفته شود ، از جنس تضاد بین اسلام و کفر ویا تضاد بین حق و باطل است ؛ سخنی به حق نزدیکترباشد .

    با هرنوع عینک وبا هر بینشی ، غیر از بینش اسلامی ؛ که توأم با عدل وانصاف باشد ، به رویدادهای سیاسی در 14 سال گذشته نگاه شود ؛ آنچه دیده می شود ، تداعی کننده صحنه های مبارزه وتقابل حق و باطل است .

    حال برای اینکه به درستی این سخن پی ببریم ، ضرورت دارد که در حد اجمال به تعریف این دو تفکر بپردازیم .

    تعریف اصول گرایی :

    اصل در لغت به معنی ریشه و پایه است و و نیز به معنی چیزی است که دیگر اجزاء آن چیز ، بر آن بار یا بدان پایدار باشد ، مانند پایه دیوار و ریشه درخت و بن انگشتان و ستون و یا میله ای که خیمه بر آن استوار است .

    در ما نحن فیه معنی لغوی اصول که جمع اصل است ، کفایت می کند و ما را به مقصود می رساند ، چرا که وقتی به اصول یک مکتب یا جنبش یا حزب یا انقلاب یا دین و یا حکومت اشاره می شود ، به معنی پایه و اساس و ریشه ای است که ، آن مکتب یا جنبش یا حزب یا انقلاب و یا دین و یا حکومت بر آن بنا شده است .

    بدون تردید اصول در مکتب فرد گرایی با اصول در مکتب جمع گرا بسیار متفاوت و گاهاً متضاد است ، هم چنان که اصول در مکاتب مادی با اصول در مکاتب توحیدی و معنوی بسیار متفاوت و متضاد می باشند .

    با این مقدمه کوتاه و مختصر ، می توان تفکر یا مکتب و اندیشه اصول گرایی در جمهوری اسلامی ایران که سوژه مورد بحث ما در این مقاله است را این گونه تعریف نمود :

    اصول گرایی ، مکتب ، اندیشه و تفکری است که ، مبتنی بر اصول و آرمان های اسلام ناب محمدی (ص ) ومنطبق با جهان بینی توحیدی و محکمات انقلاب اسلامی که عبارتند از : اسلام ناب ، ولایت مطلقه فقیه ، راه امام وشهداء ، اصل انتظار ومهدویت ، ولایت پذیری و ولایت مداری بر اساس معرفت ، مودت وتبعیت نسبت به ولایت ، وحدت وانسجام با محوریت ولایت ، قانون اساسی ومعنویت گرایی شریعت محور پایه گذاری شده و بر اساس موازین شرعی و مقررات قانونی که از فقه پویای شیعی منطبق با اندیشه های ناب دینی و سیاسی و حقوقی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره ) ، و رهنمودها و فتاوی حضرت امام خامنه ای عزیز اقتباس شده باشد ، سیر و سلوک می نماید.

    اصول گرایان از حیث سیاسی ، بر محور آئین حکومت داری مولای متقیان علی ابن ابیطالب ((ع )) که چیزی جز قرآن و سنت رسول الله (ص ) نمی باشد و روش و منش یازده فرزند معصومش علیهم السلام ، و حاکمیت ولایت مطلقه فقیه در زمان غیبت امام معصوم (ع) با نصب العین قرار دادن اصل یکی بودن دیانت و سیاست ، وبا صدر نشینی اصل توحید ومراتب ودرجات چند گانه ی آن ، اعم از توحید نظری وتوحید عملی : (توحید در وجوب وجود ، توحید ذاتی ، توحید در خالقیت ، توحید در الوهیت ، توحید در ربوبیت تکوینی ، توحید در ربوبیت تشریعی ) که این مهم در شعار لااله الاالله ولاشرقیه ولاغربیه تجلّی یافته است ؛ طی الطریق می نمایند .

    اصول گرایان ، از حیث فرهنگی و اجتماعی ، بر این باورند که فرهنگ عمومی حاکم بر جامعه و تمامی امورات و مسایل اجتماعی و ارتباطات جمعی مردم ، باید صبغه ورنگ وبوی خدایی و اسلامی داشته باشد .

    اصول گرایان معتقدند که قانون و فرهنگ و اخلاق حاکم بر صدا و سیما ، سینما ، مطبوعات و بازار وخانواده و اجتماع ، قوه قضائیه ، قوه مجریه ، قوه مقننه و جمیع نیروهای مسلح خاصه نیروهای محترم و زحمتکش انتظامی ، باید و باید قرآنی و انقلابی و ولایی باشد .

    اصول گرایان با توجه به باورهای عمیق و ایمان راسخی که آگاهانه نسبت به دین مبین اسلام دارند و مکتب اسلام را از هر نظر کامل ترین دین الهی می دانند و معتقدند که دین اسلام که بر پایه علم و خردورزی وبر اساس عدل وانصاف ، پایه گذاری شده است ، و از بدو ظهورش مخاطبین آن تمام جهانیان بوده ، به راحتی قادر است ، بدون استثناء ، عموم نیازمندیهای بشر امروزی را در کلیه زمینه ها ، به بهترین وجه ممکن و بی نظیر تا جایی که موفقیت و تکامل انسان را تا سرحد غایت و نهایت تضمین کرده تأمین و مرتفع نماید .

    بنابراین ، اصولگرایان درهمه عرصه ها ودر تمامی ابعاد ، با محوریت اسلام ناب محمدی (ص) حرکت می کنند و در همین راستا ، اصول گرایان در جمهوری اسلامی می گویند : تحت هیچ شرایطی هیچ گونه آثار و رد پایی از فرهنگ و آداب و رسوم شرق و غرب و اهالی دیگر مکاتب توحیدی و غیر توحیدی را در جغرافیای ایران اسلامی به هر مقدار و با هر محتوایی که باشد را بر نمی تابند ، چرا که معتقدند جهان امروز هر چه دارد از اسلام و مسلمانان است .

    لازم به تذکر است که این به معنی عدم همکاری با کشورهای پیشرفته در زمینه های علم و صنعت و تکنولوژی و بهره برداری از دستاوردهای علمی جهان نیست .

    اصول گرایان در بعد سیاست خارجه و ارتباطات بین المللی ، با حفظ و لازم الاجراء دانستن اصل استقلال و خودکفایی ورعایت احترام متقابل و حفظ مواضع ضد استعماری خود و وایستادگی بر شعار نه شرقی ونه غربی ، بر این باورند که ، باید از هر فرصت هر چند اندک در آن سوی مرزها ، برای تبلیغ توحید و ترویج دین مبین اسلام و دفاع از اسلام و مسلمین نهایت بهره برداری را نمود ؛ هم چون فرصتهایی که ، در شش سال اخیر ، رئیس جمهور اصول گرا ، در سفرهای خارجی پیداکرده اند ، واز این فرصت ها به نحو احسن برای ارتقاء عزت وسربلندی ملت مسلمان ایران بهره برداری نموده اند .

    اصول گرایان در بعد اقتصاد ، شعاری جز اجرای عدالت و به سمت و سوی عدالت حرکت کردن و تفسیم عادلانه ثروت و فرصت ها ندارند ، و در همین راستا بوده که دولت نهم ودهم در مسیر اجرای عدالت دست به یکسری اقداماتی زده که در دولتهای گذشته فراموش شده بود ، ولی علیرغم این که یقین داشتند با مطرح نمودن طرح عظیم تحول اقتصادی و هدف مند نمودن یارانه ها واجرای آن ؛ با مشکلات عدیده ای مواجه خواهند شد ، اما به تعبیر ریاست محترم جمهوری ، دولت اقدام به این خود زنی کرد ؛ ولی از ایده و باور خود که اجرای عدالت بوده دست نکشید و با این عملکرد ، می توان نتیجه گرفت که اصول گرایان بر خلاف اصلاح طلبان هرگز بقاء حزب و منافع حزبی را بر منافع ملی و اسلامی ترجیح نمی دهند .

    در مکتب اصول گرایی ، اکثریت و اقلیت بر مبنای سیره انبیاء و اوصیاء الهی از آدم تا خاتم (ع ) از جمله مطابق با عملکرد و سنت پاک خاتم الا نبیاء و المرسلین (ص ) و آئین و روش امامان شیعه سلام الله علیهما اجمعین و خالق و جاعل این مکتب ناب در عصر حاضر یعنی حضرت امام خمینی (ره ) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی جایگاهی ندارند ، به نظر نگارنده ، برای رضای اکثریت یا اقلیت کار کردن ( فعل و ترک و فعل ) ناسپاسی در حق خداوند متعال بوده و نوعی شرک محسوب می گردد ، لذا در مکتب و اندیشه اصول گرایی ، اول و اوسط و آخر خداست و بس .

    محتمل است فرد یا افرادی ، چنین تصور کنند که اصول گرایی ، پدیده ای نو ظهور و یک جریان سیاسی است که محصول دهه سوم انقلاب اسلامی باشد و یا حاصل تفکرات نسل سومی هاست .

    در حالی که هرگز چنین نبوده و چنین نظریه یا فرضیه ای نمی تواند درست باشد ، اصول گرایی ، یک پدیده نو ظهور سیاسی و مولود یک اتفاق و یا غائله و یا شوک ناشی از رؤیا پروری و خیال پردازی گروهی به اصطلاح روشنفگر یا روشنگر سیاسی و دینی نیست .

    اصول گرایی بنا به تعریفی که از آن ارائه شد ، مکتبی است که همزاد و هم سن اسلام ناب محمدی (ص ) است و با طلوع خورشید عالمتاب اسلام متولد شده و قدمتی بالغ بر چهارده قرن دارد .

    اصول گرایی عقیده ی گروه یا گروههایی از فعالان سیاسی نیست ، اصول گرایی یک عقیده و یک اندیشه ناب شیعی است که دقیقاً منطبق با نصوحات قرآنی و آئین و روش و تقریرات معصومین (ع ) و عقل سلیم پایه گذاری شده و جز بر خط آئین محمد و آل محمد (ص ) طی الطریق نمی کند .

    اصول گرایی در جمهوری اسلامی ایران پس از مقام ناجی و احیاء کننده آن که کسی نیست جز حضرت امام خمینی (ره ) ، و جانشین خلف و بر حق ایشان رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ، مدظله العالی، و شهدای گرانقدری که جانشان را فدای ثبات و استقرار این تفکر ناب محمدی (ص ) نموده اند ، وام دار هیچ شخصیت حقوقی یا حقیقی و حزب یا گروهی نبوده و نخواهد بود .

    لذا در این مکتب خدعه و نیرنگ هایی که عادت و روش معمول سیاستمدارانی چون ابوسفیان و معاویه است جایگاهی ندارد ، و نگاهی که به مردم می شود یک نگاه سیاسی و از زاویه حزب و منافع حزبی نیست ؛ بلکه همواره از دیدگاه مکتب اسلام ناب محمدی (ص ) و مصالح و منافع اسلام و مسلمین به مردم نگاه می شود ، لذا بازیهای سیاسی هرگز نمی تواند در شکل و ماهیت این تفکر و مکتب خدایی تغییرات ایجاد کند .

    بنابراین اصول گرایی ، غایت آرزوی هر مسلمان و شیعه در هر نقطه ای از جهان هستی است ، و در خانه اصول گرایان که همان خانه اهل بیت عصمت و طهارت (ع ) و خانه امام راحل و رهبر انقلاب و شهدای والامقام است بر روی همگان باز است .

    از نظر برتری و امتیازات اعضاء نسبت به هم ، همان است که خداوند متعال در تعریف برترین و بهترین بندگان خدا و مسلمانان فرموده اند : ((عندَ اکرمکم عند الله اتقکم )) بهترین شما با تقوی ترین شماست ، لذا در کانون اصول گرایان آن کس که از همه پرهیز گارتر و بیشتر و بهتر و دقیقتر از بقیه ، مبانی و اصول و آرمان های انقلاب اسلامی و محکمات نظام جمهوری اسلامی ایران را با قداست و شأن اصول گرایی پاس بدارد ، و همواره با معیار و میزان قرآن مجید و سنت رسول الله ( ص) و سیره و روش ائمه اطهار (ع ) و فتاوی مقام عظمای ولایت و قانون اساسی با محور خردورزی مبتنی بر شریعت اسلام حرکت نماید ، جزو برترینها خواهد بود ، لذا در این مکتب آقازاده های نورچشمی و یا شهروند درجه یک ودو رانت خواران ، معنی ومفهوم وجایگاهی ندارند .

    در مکتب اصولگرایی ، تمایلات ملی گرایانه وشعارهای ناسیونالیستی مثل مکتب ایرانی ویا تفکرات فمنیستی وایده های اومانیسمی جایگاهی نداشته ونخواهد داشت ، وچنین مبطلاتی شدیداً محکوم ومظنون به شرک می باشند .

    با این تفاسیر ، مخالفت با این مکتب ناب محمدی (ص ) و اندیشه علوی که در حقیقت استمرار راه پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص ) و خاندان مطهرش سلام الله علیهم اجمعین است و در مقابل این ایدئولوژی ناب حسینی ایستادن ، به مثابه مقاومت و ایستادگی در مقابل اسلام ناب محمدی (ص ) و محکمات جمهوری اسلامی است .

    چرا که اصول گرایان غیر از این ، آرمان و مرامی ندارند . ممکن است نارسائیها و کمبودها و ضعف هایی وجود داشته باشد ، در چنین حالتی می توان به عوض مقابله و تخریب ، آستین همت را بالا زد و بسیجی وار برای رفع مشکلات و تقویت دولت و ارائه راهکارهای بهتر و اصلاح امور وارد صحنه شد ، نه اینکه به خاطر گران شدن بنزین دینمان را بفروشیم و به خاطر گران شدن گوشت مرغ وطن خود را بفروشیم و به خاطر گران شدن تاید خون شهداء و حقی که امام راحل برذمه تک تک ما ایرانیان دارد را پایمال کنیم ، بدون شک در مسیر مخالف و مقابل اصول گرایی حرکت کردن ؛ در مسیر باطل حرکت کردن خواهد بود و عاقبتی جز آتش دوزخ برای مخالفین نمی توان پیش بینی کرد .

    اصلاح طلبی یعنی چه :

    اصلاح طلبی مورد نظر ما همان تفکر ومکتبی است که بطور رسمی از دوم خرداد 76 با پرچمداری محمد خاتمی و حواریون وی به مردم ایران معرفی شد . و تعریفی که از این نوع اصلاح طلبی ارائه می شود ، ماحصل فرمایشات و مواضع و اندیشه های اهالی اتاق فکر و اندیشمندان گروه اصلاح طلبی است . ضمن اینکه عملکرد و مواضع عملی بزرگان این تفکر ، در این چهارده سال در برابر مسایل مختلف و رخدادهای گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، اقتصاد ، مذهبی ، و فرهنگی در تعریف ارائه شده تأثیر مستقیم دارد .

    آنچه ملت سلحشور و هوشمند ایران اسلامی در 14 سال گذشته ، از بزرگان و رهبران و اندیشه سازان مدعیان اصلاحات یا پیروان تفکر اصلاح طلبی شنیده و دیده اند ، خصوصاً آنچه در دوسال اخیر و در ایام انتخابات 22 خرداد88 وحوادث پس از انتخابات ، در میدان رقابت های انتخاباتی؛ از آنها مشاهده نموده اند ، چیزی نیست جز : خدعه و نیرنگ و حیله و دروغ ، و انکار واقعیتها و کتمان حقایق ، جعل و تحریف حقیقت و تلاش برای مشتبه ساختن حقایق ووارونه جلوه دادن واقعیتها ، توهم و خیال پردازی ، بی برنامگی ، نقد غیرمنصفانه و مغرضانه ، بزرگ نمایی وسیاه نمایی ، گزارشات خلاف واقع ، نشراکاذیب و توهین و افتراء و فحاشی رکیک نسبت به رقیب و فرار از حقایق ، خرافه گرایی و استفاده ابزاری ازمردم و مقدسات آنها و خشک مقدسی و مقدسی مآبی ، هم صدایی و همراهی با دشمنان قسم خورده اسلام وانقلاب اسلامی ومردم مسلمان ایران ، وخیز برداشتن به سمت وسوی سکولاریسم وتبلیغ فرهنگ وتفکر سکولاریسمی در سطح کشور ، و هتاکی به ساحت مقدس قرآن کریم وعصمت پیامبر عظیم الشأن اسلام وبه سخره گرفتن اصل انتظار وبه چالش کشاندن گفتمان مهدویت وانکار امامت ، توهین و بی احترامی به گفتمان امام و لج بازی و مقاومت و مقابله ی خصمانه وعدوانی با منویات مقام عظمای ولایت وتضعیف ولایت وتلاش برای تخریب شخصیت وجایگاه مقام معظم رهبری ، مقابله ومبارزه با اصول وآرمانهای بلند انقلاب اسلامی و توهین به فهم عمومی و شعور دینی وسیاسی ملت بزرگ ایران ، تشویش و تحریک اذهان عمومی ، تهدید و اکراه و بهانه گیری و اتخاذ مواضع کودکانه در مقابل مهمترین مسائل نظام ، ارائه وترویج شعارهایی مبتنی بر ابتذال گرایی ، دفاع از هم جنس گرایی و تبلیغ آزادی جنسی و سکس گرایی ، تخریب دین ، به سخره گرفتن باورهای دینی مردم ؛ حمله به مراجع اعظام تقلید و تفسیر به رأی آیات و روایات و و بعد از انتخابات هم ، که اغتشاشات و آشوبهای خیابانی و تحمیل خسارت به بیت المال و اموال عمومی و تخریب اموال مردم و غارت حق الناس ، هتک حرمت به عاشورای حسینی وبه خاک وخون کشاندن عزاداران آقا اباعبدالله الحسین (ع)و ترور شخصیتهای علمی وجهادی وکشتار بسیجیان و دهها فعل نامشروع و نامعقول و غیرقانونی دیگر ، که اگر بخواهیم به آنها بپردازیم مثنوی هفتادمن کاغذ می شود .

    بی تردید ، مواضع مدعیان اصلاح طلبی در موارد پیش گفته ، جزو ادله ثبوتی واثباتی و امورلاینفک ونشانه های بارز وازتابلو های تفکر سخیف اصلاح طلبی است ، که بطور رسمی از دوم خرداد1376 وارد فضای سیاسی کشور شده است .

    به نظر می رسد که دیگر ماهیت تفکر اصلاح طلبی که محمد خاتمی علمدار آن و میرحسین موسوی و مهدی کروبی مدافعان آن و امثال اکبر گنجی و کدیور و مهاجرانی و سروش و آقاجری روشنفکران و مبلغین آن هستند و نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و نفی مهدویت و به چالش کشاندن اصل انتظار و انکار اصل ولایت فقیه شعارشان هست و آتش زدن مساجد و حسینیه ها و تکایا در روز عاشورا و روزه خواری در ملاء عام و به قتل رساندن جوانان مؤمن و حزب الهی مرامشان و هم صدا شدن با آمپریالیسم و صهیونیسم جهانی سیاست شان و پیاده نظام استکبار و مایة امید صهیونیسم هویت شان است ؛ دیگر چه نیاز به تعریف و قلم فرسایی دارد ؟ راستی چیزی که عیان است چه حاجت به بیان آن است ؟

    علی ایحال صرف نظر از کم و کاستی های موجود در جامعه ، چون ما اول راه هستیم ، بهتر است جمیع مسلمانان و شیعیان ایران زمین که بدون استثناء همه به مبدأ و معاد اعتفاد راسخ دارند ، بدانند و آگاه باشند که با شرح مطالبی که گذشت ، خیلی راحت می توان چنین نتیجه گرفت که ، فقط با تحقق آرمانها و اهداف اصول گرایان و حاکمیت تفکر اصول گرایی بر پیکره دولت وملت و جامعه ، معاش و معاد ما تأمین و حفظ خواهد شد . لذا سزاوار است به جای تخریب و هیاهو که در اصل خواسته دشمنان انقلاب اسلامی و مخالفان جمهوری اسلامی است ، با محوریت ولایت فقیه ، با هم متحد و منسجم شویم و برای رفع معایب و کمبودها چاره اندیشی کنیم .

    روحیه جهادی و انگیزه عاشورایی وشهادت طلبی و عشق و محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع ) که در وجود تک تک ایرانیان ریشه دوانیده و از ملت ایران یک ملت حسینی ساخته ، و حس زیست اسلامی و ارزش گرایی و خدا محوری ، که در هموطنان عزیز ما وجود دارد ، آنها را چنان بصیر و بینا و هوشمند و آگاه نموده و به درجه ای از شور و شعور بالای دینی و سیاسی رسانیده که ، هرگز آخرت خود را فدای دنیا و شهرت طلبی دیگران ، آن هم در مسیر غیر خدا و مغایر با اصول و مبانی و آرمان ها ی انقلاب اسلامی و محکمات نظام جمهوری اسلامی نخواهند کرد .


    تاریخ انتشار: ۱۶:۴۵:۲۲ | چهارشنبه, ۱۱ / اسفند / ۱۳۹۵
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: فیلد اجباری.
    آدرس رایانامه: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: فیلد اجباری.