Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • گذری بر احوال مشاهیر

    آخوند " ملاعلی " صاحب تفسیر بی نقطه ، عالمی سترگ از دیار بهبهان بزرگ / زندگینامه

    عصر بهبهان : عصر بهبهان : معروف است در يك سال كه كم باراني رخ داد مردم بهبهان به نزد آخوند ملاعلي مي‌روند و از او تقاضاي دعا براي نزول باران مي‌كند ، او نيز به همراه مردم به طرف منطقه‌اي به نام "قبابه" مي‌رود و در آنجا با نيت نماز مي‌گذارد و دعاي باران را مي‌خواند ف مي‌گويند مردم هنوز به شهر نرسيده بودند كه هوا منقلب شد و باران شديدي باريدن گرفت.


    به گزارش عصر بهبهان ، «علي بن قطب الدين بهبهاني» (آخوند ملاعلي) صاحب تفسير بي نقطه و عالمي است كه آوازه تقوا و دانش شگفتي ساز وي بر خواص اهل علم و در زادگاهش (بهبهان) پوشيده نيست. او كه با وحيد بهبهاني، معاصر و از شاگردان وي بوده، از فقيهان و اديبان بزرگي است كه نامش در زمره مشتاقان فقاهت و محبان ديانت آمده است.
        آخوند ملاعلي دو دوره تفسير قرآن دارد؛ يكي نظير تفسير انصافي البته گسترده تر و مبسوط تر از آن، بدين ترتيب كه جلد اول آن از اول قرآن تا آخر سوره توبه است (در شهر كربلا اين مجلد را در كتابخانه «سيدمحمدرضا ابن سيد محمد بهبهاني» ديده اند) و دو جلد ديگر آن كه تا آخر قرآن هستند، در كتابخانه شيخ «محمد سماوي» در نجف اشرف نگهداري مي شوند.
        تفسير دوم همان تفسير سه جلدي بي نقطه مشهور است. جلد اول از اول قرآن تا سوره يونس، جلد دوم از سوره يونس تا سوره عنكبوت و جلد سوم از سوره عنكبوت تا سوره ناس است. اين دوره از تفسير در كتابخانه شيخ محمد سماوي موجود است.
        در حال حاضر سه نسخه از تفسير بي نقطه قرآن كريم موجود است كه يك نسخه آن در بهبهان و دو نسخه ديگر در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي نگهداري مي شود.
        سنگ قبر مطهر مرحوم آخوند كه به دوران قاجار متعلق بوده، هنوز هم وجود دارد، اما تا حدود زيادي فرسوده شده است و نوشته هاي آن قابل خواندن نيست.




    کرامت های این عالم ربانی

    معروف است در يك سال كه كم باراني رخ داد مردم بهبهان به نزد آخوند ملاعلي مي‌روند و از او تقاضاي دعا براي نزول باران مي‌كنند. او نيز به همراه مردم به طرف منطقه‌اي به نام "قبابه” مي‌رود و در آنجا با نيت نماز مي‌گذارد و دعاي باران را مي‌خواند. مي‌گويند مردم هنوز به شهر نرسيده بودند كه هوا منقلب شد و باران شديدي باريدن گرفت. اين واقعه آن چنان باور مردم را نسبت به ام آخوند بالا مي‌برد كه هنوز در شهرستان بهبهان در مواقع كم‌باراني به روي مقبره او مي‌روند و مي‌گويند يا الله توبه، سي خاطر قبر آخوند او به (يعني خدايا توبه كرديم، به احترام قبر آخوند هم كه شده آب "باران” نازل كن).




    كرامت ديگر ايشان نيز بدين قرار است كه وقتي قزاقان دوران آغامحمدخان قاجار به بهبهان رسيدند، براي تغذيه دام خود به علوفه نياز داشتند؛ اما چون هيچكس حاضر به دادن علوفه به قزاقها نبوده آنها به زور از مردم جو و علوفه گرفتند؛ ولي وقتي كه خواستند جو و علوفه‌ها را به اسبها بدهند از خوردن امتناع كردند. لذا به قزاقها گفته شد اگر مي‌خواهيد اسبها علوفه بخورند، بايد به حضور ام آخوند برويد، وقتي قزاقها به حضور او مي‌رسند مي‌گويد شما به‌زور از مردم جو گرفتيد و چون اين جو نان و قوت روزانه مردم بوده اگر مي‌خواهيد اسبهايتان آنها را بخورند، بايد از هر كس كه به‌زور گرفته‌ايد مبلغ آن را پرداخت و رضايت آنها را نيز جلب كنيد و بعد به حضور من برسيد و وقتي تمام كساني كه به‌زور از آنها جو گرفته‌ايد رضايتشان را در حضور من اعلام كردند، مي‌گويم كه اسبها علوفه و جوها را بخورند. وقتي قزاقها چنين كردند، آخوند ملاعلي به آنها گفت برويد كه اسبهايتان مشغول خوردن هستند. وقتي قزاقها به اسبهاي خود سر مي‌زنند متوجه مي‌شوند كه آنها مشغول خوردن علوفه‌اند.


    مرحوم مغفور آيت الله حاج شيخ سليمان بن شيخ عبدالعلي بهبهاني از علما و فقهاي نامدار ديار عالم پرور بهبهان كه در دوره قاجاريه مي زيسته و جد خاندان معصومي سليماني محسوب مي شوند. آن عالم فرزانه از شاگردان مبرز و زبده شيخ اعظم انصاري بوده است. آيت الله شيخ سليمان بعد از وفات استاد فرزانه اش مرحوم آيت الله العظمي انصاري، به قصد تجديد ديدار با اقوام و خانواده از نجف به قصد بهبهان حركت مي كند. پس از مدتي اقامت در بندر ديلم آن عالم روحاني و وارسته قصد زادگاه خود، يعني شهر بهبهان، نموده و عازم آن شهر مي شود. در بهبهان تصدي محراب و منبر در محل گود بقال را پذيرا شده، و ضمن اقامه نماز جماعت به ترويج احكام دين مي پردازد. اين روحاني فاضل ساليان متمادي ملجأ و پناه مردم اين ديار بوده، تا سرانجام در همان شهر جان به جان آفرين تسليم نموده و در زمين و ملك شخصي خودشان كه آن زمان در جوار قلعه و خندق قديم بهبهان واقع بوده به خاك سپرده مي شود، كه هم اينك مدرسه علميه حجة بن الحسن العسكري اروحنا فداه در آن محل واقع است. آن عالم روحاني سه فرزند پسر به نامهاي حاج شيخ علي معصومي، حاج شيخ محمد حسين سليماني و حاج شيخ علي شريعتي از خود بجا گذاشت كه هر يك از آنها ساليان متمادي در شهرهاي بهبهان، بندر ديلم، هنديجان و مناطق همجوار آن مرجع مشكلات شرعي و ديني مردم بودند. آيت الله حاج شيخ محمد علي معصومي(ره) به سال 1288 هجري قمري بدنيا آمد. مادرش دختر مرحوم آخوند ملاحسن بهبهاني از پارسايان عصر خويش بود. وي در محضر پدر بزرگوار خويش و ديگر علماي بهبهان از جمله آقا ميرزا حسن و آخوند ملاتقي بهبهاني به تحصيل علوم حوزوي پرداخت و دوره سطح را به پايان رسانيد. وي در سال 1318 به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر دانشمندان و مراجع تقليد وقت، چون آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي، آخوند خراساني، آيت الله شريباني و آقا شيخ هادي تهراني بهره مند شد، و در حالي كه تنها سي بهار از عمر شريفش نگذشته بود، به مقام عالي اجتهاد نايل گرديد. پس از مدتي در سال 1322 هـ.ق. به بهبهان مراجعت كرد و به تدريس علوم ديني پرداخت، تا اين كه در سال 1330 هـ.ق. از نعمت پدر محروم شد. اين فقيه سياستمدار كه وجوب حضور در صحنه هاي سياسي واجتماعي را از متون اصيل اسلامي نيك آموخته و چهره اي آزاديخواه و نامدار بود، از سال 1332 هـ.ق. همزمان با جنگ بين المللي اول، زندگي سياسي و اجتماعي اش درخششي ديگر گرفت، و درآن سال براي دفاع از ملتهاي مسلمان و مبارز با اشغالگران انگليسي به همراه عده بسياري از مردم بهبهان و مقلدان خود اسلحه به دست گرفته، چون مجاهدي دلاور به سوي بصره حركت كرد؛ اما موفق به جهاد نگرديد و به بهبهان مراجعت نمود. سپس به قصد نبرد با بيگانگان در اشغال نظامي جنوب كشور به طرف بوشهر حركت كرد. مرحوم سرهنگ احمد اخگر رئيس وقت ژاندارمري دشستان در خاطرات خويش آورده است: در سال 1333 هـ.ق. پس از شكست دليران تنگستان از قواي مهاجم انگليس ـ (چون وي با ژاندارمرهاي خود به كمك دليران تنگستان شتافته بود) ـ به ناچار فرار نموده و در حال فرار وارد بهبهان مي شود. مرحوم آيت الله معصومي او را پناه مي دهد و به خوبي از وي پذيرايي مي كند. در آن زمان اين كار از آن عالم رباني با آن همه ماموران و مزدوران انگليسي كه همه جا در جستجوي سرهنگ اخگر بوده اند در خور ستايش است. مرحوم سرهنگ اخگر از آيت الله معصومي به نيكي ياد مي كرد و او را مجتهدي مجاهد مي خواند. سالها بعد مرحوم سرهنگ اخگر به پاس آن ايام و الطاف مرحوم آيت الله معصومي كتابي فارسي از وي به نام انيس المهموم را چاپ كرد. آيت الله معصومي از سال 1334 با بدست گرفتن قلم و تاليف كتابهاي سودمند ميراث گرانبهايي از خود بجا گذاشت. مؤلف كتاب الذريعة نام چند كتاب را از وي ذكر كرده است، كه مهمترين آنها قواعد الإمامية حاوي موضوعات مشكل علمي است. از ديگر تاليفات وي مواعظ الجمعات در دو جلد شامل نصايح و مواعظ اخلاقي و كتاب متفرفات در برگيرنده نكات فقهي، اصولي و فلسفي مي باشد.







    تاریخ انتشار: ۱۰:۳۴:۱۳ | چهارشنبه, ۶ / اسفند / ۱۳۹۳
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: _REQ_FIELD
    _CF_EMAIL: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: _REQ_FIELD