Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • گزارش

    درد دل هنرمند پیکر تراش بهبهانی از بی توجهی مسئولین / هنری که برای یک خانواده نان می آورد برای مسئولین بهایی ندارد

    عصر بهبهان : امروز پای درد دل جوان هنرمندی که این روزها اگر مسئولین به درد هایش توجه نکنند باید مغازه ای که تنها را تامین مایحتاج خودو خانواده است را جمع کند و به خیل عظیم بیکاران بپیوندد نشستیم تا شاید با انعکاس این خبر کسی فریادرس باشد.


    به گزارش عصر بهبهان ، جواد سحر خیز جوان هنرمندی که وضعیت مالی خانواده او را از مسیر ورزش فوتبال به سمت کارآفرینی کشاند تا حداقل با ماحصل اندک فروش وسایل تولیدی خود بتواند روزگار بگذراند ، در ادامه درد دل های این جوان کار آفرین از بی توجهی های نهادهای مربوطه قابل تأمل است که به اتفاق این مصاحبه را میشنویم.


    *** به صورت اجمالی از خودت بگو


    بنده جواد سحر خیز هستم ، متولد 1366 و ساکن بهبهان که سالها در دوران نوجوانی و پس از آن بازیکن فوتسال بودم ، با این تیم در رده جوانان دو سال پیاپی در مسابقات لیگ برتر استان حضور داشتم که در نتیجه با فینالیست شدن تیم من و تیم ملی حفاری به عنوان نائب قهرمانی دست پیدا کردیم.





    اکنون به چه کاری مشغول هستی و چگونه با این حرفه آشنا شدی؟


    در حال حاضر علاوه بر پیکرتراشی و خراطی ،  در منبت کاری و تولید چاقو و شمشمیر  نیز مهارت دارم البته خیلی اتفاقی با این حرفه آشنا شدم و اصلا هیچ اطلاعاتی از این هنر نداشتم ، جالبه بدونید سه روز پس مسابقات قهرمانی استان به اتفاق بازیکنان تیم برای تفریح به خارستان رفتیم و آنجا بود که با تیغ موکت بری شروع به کنده کاری اسم بازیکنان بر روی چوب کردم و آنجا بود که بچه ها درخواست کردند این کار را ادامه بدهم تا اینکه به دلیل خودداری مسئولین مسابقات از دادن کاپ و مدال ، اقدام به طراحی تندیس کاپ برای بچه های تیم شدم یعنی در واقع از آن لحظه به این حرفه علاقه مند شدم و هر روز با تولید این تراشه ها بر تجربیاتم افزوده تر میشد .


    کمی در مورد این حرفه بگویید ؟


    به خاطر پشتکاری که داشتم بدون طی کردن حتی یک روز آموزش این حرفه با ابتدایی ترین ابزار و البته یاری خداوند مهارت لازم را در ادامه این حرفه یاد گرفتم و مغازه ای احداث کردم .

    این هنر که پیکر تراشی نام دارد شاید یکی از سخت ترین مهارت ها به شمار می آید و لازم به ذکر است به جز شهرهای شیراز ، اصفهان و تهران جایی دیگر از حرفه استفاده بهینه نمیشود و جالب است بدانید در تاریخ بهبهان بنده دومین نفری هستم که بدون فراگیری اموزش های لازم صاحب این حرفه شدم.


    میزان درآمد حاصله و میزان رضایت شما از این شغل چقدر هست ؟


    متاسفانه باید بگویم درآمد من از این حرفه در حد صفر هست چون مردم این شهر با صنعت چوب و پیکر تراشی بیگانه هستند به همین خاطر رضایت من از این کار فقط برای لذت شخصی خودم هست نه چیز دیگر .

    ناراحتی من از همشهری ها این است که فکر میکنند وسیله چوبی ارزش ندارد و قیمتش از جنس پلاستیک باید ارزانتر باشد اما آنها نمی دانند برای ساخت هر کدام از اینها ساعات زیادی را وقف کردم تا جایی که سنگ جت بارها به دست هایم آسیب جدی رسانده است.



    مسئولین اداره صنایع دستی یا مشاور سرمایه گذاری فرمانداری یا کسانی دیگری احیانا سراغ شما را نگرفتند ؟


    کدام مسئول ؟؟ من هیچ توقعی از مسئولین ندارم اما خواهشی دارم که حداقل برای هنرمندان خود اهمیت قائل شوند ، چرا باید در این شهر با اصالت و هنرپرور هنرمندان و نخبگان فراموش شوند .

    صحبت های پایانی :

    صحبت خاصی ندارم فقط اینکه شاید اگر مسئولین به کار من اهمیت ندهند و سراغی نگیرند تنها حرفه ذاتی ام را از دست بدهم و بساط مغازه را جمع کنم ، در این صورت تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که " به داد هنرمندان برسید " فقط همین.


    در ادامه صحبت های جواد تصاویر از هنرنمایی های این جوان به نمایش گذاشته میشود تا اوج خلاقیت و کارآفرینی را به منصه دیدگان مسئولین بگذارد.

     

     







    تاریخ انتشار: ۱۵:۵۲:۳۱ | پنجشنبه, ۹ / مهر / ۱۳۹۴
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: _REQ_FIELD
    _CF_EMAIL: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: _REQ_FIELD