Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • درد دل هایی از جنس بی مهری /

    زوج هنرمندی که برای مداوای فرزندشان شبانه روز کار میکنند / بهاره کوچولو در انتظار یاری سبز مردم و مسئولین!

    عصر بهبهان : عصر بهبهان : مادر بهاره میگوید : بارها به اداره بهزیستی مراجعه کردیم ، وقتی از آنها میپرسیم که چرا حمایت نمیکنید ، میگویند دستور از بالاست ، این موضوع با ما نیست ...


    به گزارش خبرنگار عصر بهبهان  ، زهرا بانویی هنرمند که خالق چندین اثر ادبی است ، مادری مظلوم و بی پناه که هیچ کس نه به داد فرزند ناشنوایش می رسد و نه کسی حاضر حرف او را بشنود که ساعتی پای درد دل های بغض آلودش نشستیم و آنها را به قلم تحریر در آوردیم تا شاید وجدان بیداری او خانواده اش را از سر نوع دوستی دریابد.

    زهرا گودرزی میگوید : بیش از 26 سال سن دارم که سالهای کودکی ام را با شعر گفتن و تبحر در شعر و نویسندگی گذراندم و بارها در نوجوانی در مسابقات شب شعر و کنگره های ادبی مقام کسب نمودم و البته در مسابقات کشوری که در شهرستان آبادان برگزار شد با اثر سخن عشق مقام اول را کسب کردم و همان زمان نیز مصاحبه ای با سیمای خوزستان و شبکه ملی صبح آمد داشته ام و در خصوص موفقیتم صحبت کردم.

    زهرا گودرزی اثارش را اینگونه معرفی میکند ، اولین کتاب شعرم را با نام افق تا پرواز در سال 1384 به چاپ رساندم که سال بعد به عنوان نخبه در شعر و نویسندگی به دیدار رییس جمهور وقت آقای احمدی نژاد رفتم و آنجا حضور یافتم.

    خانم گودرزی درباره دیگر فعالیتها و آثار هنری خود گفت : در سال 1385 فعالیت در عرصه نویسندگی در امور کتابهای روانشناسی را آغاز نمودم و توانستم کتابهایی در زمینه مشکلات و روابط اجتماعی و شخصی بنامهای " من خودم را دوست دارم " که تا چاپ ششم هم پیش رفته و نیز " چرا کسی مرا درک نمیکند " ، " طبیعت با من حرف بزن " و"جنگ جهانی مادر شوهر و عروس "  را به چاپ برسانم .

    زهرا گودرزی درباره ازدواج خود میگوید : در سال 85 با پسری که خود نیز دست به قلم بود و خود صاحب دو کتاب شعر غزل بود ازدواج کردم که ثمره این ازدواج دو دختر بنامهای نیوشا و بهاره بوده است ، که متاسفانه فرزند دوممان یعنی بهاره از ناحیه دو گوش دچار ناشنوایی مطلق شده است و مشکوک به بیماری اتیسم میباشد زندگی ما را وارد مرحله جدیدی کرد .

    او ادامه داد : در این سالها که فرزندم به سن 6 سالگی رسید ما با مشقت و گرفتاری فراوان با این بیماری دست و پنجه نرم کردیم و برای روند بهبودی بهاره دست به هر کاری زدیم و چه از لحاظ مراقبت و چه از لحاظ مالی از هیچ تلاشی دریغ نکردیم.

    ما چون زاده امیدیه و اکنون ساکن بهبهان هستیم متاسفانه اداره بهزیستی این دو شهرستان هیچ مسئولیتی را در قبال تامین هزینه بالای درمان بیماری فرزندم تقبل نکردند و وقتی از آنها میپرسیم که چرا حمایت نمیکنید ، میگویند دستور از بالاست ، این موضوع با ما نیست ، و بارها با مراجعه به اشخاص و مراکز مختلف برای حل تامین هزینه بیماری به در بسته خوردیم ، انگار گوش هیچ کس بدهکار نیست !

    زهرا در حالی که بغضی در گلو دارد میگوید : در حال حاضر فرزند من 6 سال دارد و به خاطر نبود امکانات لازم درمانی و عدم حمایت های مالی به یک عقب ماندگی ذهنی دچار شده است ، من فرزندم را دوست دارم ، من به عنوان مادری که سالها فعالیت های هنری انجام داده ام و می توانستم به دیگران کمک کنم حالا فردی هستم که با دارو و درمان و بستری شدنم نمی توانم به خودم برسم چه برسد به فرزند بیمارم .

    خانم گودرزی در حالی که کتابهای خودش را دست دارد و دستش به دلیل ضعف قوای جسمانی میلرزد میگوید : در حال حاضر خودم نیز به دلیل گرفتاری های بیماری فرزندم مبتلا به ناراحتی های روحی و جسمی شده ام و چندین بار به دلیل افسردگی و ضعف جسمانی در بیمارستان بستری شدم و الان هم اعتراف میکنم دیگر قادر به مراقبت از فرزند بیمارم نمی باشم ، شوهرم نیز برای تامین هزینه های زندگی که تماما در حال کار و فعالیت است و شبانه روز تا دیر وقت مشغول است .



    او از آخرین مراحل بیماری فرزند خود گفت : الان با مشورت متخصصین تصمیم گرفتیم که بهاره را به یک مرکز درمانی شبانه روزی در اهواز بفرستیم ولی متاسفانه با مطلع شدن از وضعیت مالی از پذیرش فرزندم سرباز زدند و بهانه هایی را برای عدم تقبل در این مرکز آوردند که ضربه سنگین دیگری را به ما وارد کرده است .

    براستی چه کسی باید این وسط پاسخگو باشد ، آیا امثال خانم گودرزی که دارای سبقه فعالیت های هنری در جامعه هستند باید اینگونه قدر دانست ؟ چقدر هزینه پذیریش فرزند آنهاست ؟ چقدر ما به فکر هم نوعان خود هستیم و چرا....

    این گفتگو در واقع هم یک تلنگری است به ذهن و وجدان افرادی که رنج این انسانها را در جامعه نا دیده میگیرند و هم نگارش شده است تا بسیاری از مردم و خیرین همیشه در صحنه معنویت به زندگی این خانواده امیدی تازه ببخشند و بهاره را از ورطه یک بیماری صعب العلاج نجات دهند ، در اینجا جا دارد اعلام نماییم کسانی که مایل به مساعدت مالی دارند از طریق ارسال پیامک و یا تماس با شماره همراه 09382280537 نسبت به این امر خیر کمر همت ببندند.

    بهاره کوچک هم اکنون منتظر یاری سبز شماست .

    تاریخ انتشار: ۰۹:۵۳:۱۶ | دوشنبه, ۲۲ / دی / ۱۳۹۳
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: _REQ_FIELD
    _CF_EMAIL: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: _REQ_FIELD