Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • سردبیر نشریه بامداد خوزستان در ارتباط با عصر بهبهان :

    قصد آن قول و مقال قیل و قال نبود / اگر نگارش مقاله سبب رنجش خانواده معزز شهداء شد دستشان را میبوسم

    عصر بهبهان : عصر بهبهان : ساعاتی پس از انتشار جوابیه مدیر مسئول نشریه بامداد خوزستان از یک مطلب نشرشده ، امیر عباس جوکار سردبیر این نشریه نیز در ارتباط با این پایگاه خبری از آنچه که در اذهان مردم و رسانه های محلی شهرستان متبادر گردید پرده برداشت و ضمن پوزش به روشنگری در این خصوص پرداخت .


    به گزارش عصر بهبهان ، ساعاتی پس از انتشار جوابیه مدیر مسئول نشریه بامداد خوزستان از یک مطلب نشرشده ، امیر عباس جوکار سردبیر این نشریه نیز در ارتباط با این پایگاه خبری از آنچه که در اذهان مردم و رسانه های محلی شهرستان متبادر گردید پرده برداشت و ضمن پوزش به روشنگری درخصوص مطلب مذکور پرداخت .
    جوکار با اشاره به برخی ابعاد نقادانه این مطلب از روی دلسوزی و عدم وجود هیچ گونه سوءنیتی با هدف زیر پا گذاشتن ارزشها و خدشه دار کردن عواطف پاک عموم شهروندان بهبهان اظهار داشت

    لذا اگر خدای ناکرده نگارش مقاله بهبهان یا کوفه؟باعث رنجش خاطر خانواده جلیل القدر شهدا شده است دستانشان را می بوسم و نیز اگر عواطف پاک عموم مردم شهرم را خدشه دار کرده است متواضعانه به سوی آن بزرگواران سر تعظیم فرود می آورم.



     
    در ادامه مقاله سردبیر نشریه بامداد خوزستان در پی اتفاقات اخیر به شرح زیر آمده است :



    در پیشگاه خوبان

    هوالحق

    چندی پیش مطلبی با عنوان« بهبهان یا کوفه؟»به قلم اینجانب در نشریه منتشر شد که برداشت هایی مخالف نیت و انگیزه بنده و شاید به دلیل نگارش و قلم ناچیزم به وجود آورد.لذا لازم می دانم برای روشنگری و تصریح مقصود از نگارش و نگرش آن مطلب،مطالبی را برای توضیح به رشته تحریر درآورم.

    همه می دانیم بهبهان جزء کم نظیر ترین شهرهای تاریخی ایران است و مردمش را به جرأت می توان در زمره موثرترین افراد در التهاب زدایی از بحران های گذشته شمرد.مصداق این موارد را در دوران معاصر می توان بقایی،دقایقی،فنی و تمامی شهدای انقلاب و دفاع مقدس عنوان کرد،که این خود نمودی واضح از فرهنگ ناب و شور و شعور و تحرک و پویایی بهبهانی ها می باشد.

    بقایی رفت تا با رفتنش به مردم شهر و دیار خویش بقا بخشد،دقایقی شهید شد تا مردم شهرش دقایقی بیشتر زنده بمانند و در هوای آزادی پس از انقلاب نفس بکشند و حداقل دقایقی(لحظه ای)به راه 1100 دقایقی و بقایی بیاندیشند.بیاندیشند تا بدانند شان و لیاقتشان از آنچه در بهبهان می گذرد بیشتر و بالاتر است.

    شاید مقاله بهبهان یا کوفه؟ کمی نیش داشت اما اگر به مقصد و مقصود آن و به جای نگارش ضعیف آن به نگرش خالصانه آن توجه می شد که به اتحاد آحاد مردم و مسئولین تاکید می نمود والبته اگر همین انگیزه و نیت با انگیخته و نگارشی بهتر به رشته تحریر در می آمد می توانست نوش باشد و شهد شیرینی تغییر پس از نقد و تلنگر را به ارمغان آورد.

    قصد آن قول و مقال قیل و قال نبود و مخاطب آن، قاطبه مردم دارالمومنین نبود.بلکه هدف نهیب به خواصی بود که به جای منافع جمعی و ملی،منافع فردی و شخصی خودشان را مدنظر قرار می دهند و دین را به دنیا می فروشند.مقصود این بود که آب سردی باشد برای بیداری برخی از خواب یا بیرون کشد سرهای کبک مانند را از خاک.هدف تلنگر به کسانی بود که استعدادها و توانایی های فراوانی برای پیشبرد اهداف نظام و پیشرفت بهبهان و بهبهانی ها دارند اما دلسرد شده اند و شاید از بیم هجمه ها به کنجی خزیده اند.

    قصد آن سوز دل که در قالب مقاله ایمنقدانه بیان شده بود نه تنها توهین به خانواده معزز شهدا نبود که در دفاع از خون و خونبهای شهدا و ایثارگرانی بود که مظلومانه پرکشیدند و با رفتنشان به ما بقا بخشیدند و این دیار را به امانت دست ما سپردند.

    لذا اگر خدای ناکرده نگارش مقاله بهبهان یا کوفه؟باعث رنجش خاطر خانواده جلیل القدر شهدا شده است دستانشان را می بوسم و نیز اگر عواطف پاک عموم مردم شهرم را خدشه دار کرده است متواضعانه به سوی آن بزرگواران سر تعظیم فرود می آورم.

    همچنین از مدیر مسئول محترم هفته نامه سپاسگذارم که حتی با وجود تمام هجمه ها،حمایت و هدایت خویش را دریغ نداشت و به شعار خود مبنی بر جوان گرایی جامه عمل پوشاند و البته با اینکه انتخاب عنوان مقاله بدون مشورت وی بود اما صبورانه در مقام حمایت برآمد.همین طور از امام جمعه محترم شهرستان که با تعمق در مقاله، حسن نیت را تحسین نموده بود و به نوع نگارش نقدی منصفانه وارد آورده بود کمال تشکر را دارم.

    در جواب منتقدان نیز باید عنوان داشت لازم است بدانیم برای پیشرفت شهرمان و پیشبرد آرزوها و آمالمان تلاشی مضاعف لازم است،لازم است فرهنگ نقد و نقدپذیری را گسترش و صعه صدر را افزایش دهیم و تا پای جان برای بالا بردن نام بهبهان بر قله های افتخار و اقتدار بمانیم.

    باید همزیستی اجتماعی را فراگیر کرده و همیشه متذکر شویم همزیستی تحمل دل های ناهمراه است،تحمل شنیدن حرف رقیب و مخالف است،واین است رمز و کلید طلایی پیشرفت مردمی که می توانند مثل گذشته حماسه خلق کنند،مشکلات و سختی ها را پشت سر گذاشته و به معنای واژه بهبهان(خوب خوبان)برسند.که این جز با همدلی و همکاری مردم و مسئولین میسر نخواهد شد.

    البته این نقد به برخی از افرادی که با هوچی گری به دنبال مقاصد خویش رفتند وارد می باشد که ممکن است با این نوع رفتار باعث دلسردی جوانانی شوند که سرمایه های اصلی این انقلابند و شاید فکر می کنند ورود این جوانان به عرصه های فرهنگی و اجتماعی جایشان را تنگ می کند.و باید گفت:ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود/جان نثارش کن و نگذار که مهمان برود.والبته باید ذکر کرد که برای نقد بهتر است و باید از مواضع سیاسی فاصله گرفت و از مواضع انسانی سخن گفت که ظاهرا برخی منتقدان مقاله مذکور فقط به سیاست بازی پرداخته اند.

    در آخر همان گونه که در شماره اول ویژه نامه بهبهان ذکر شد امید است بامداد خوزستان ،مقدمه طلوع خورشید حق و حقیقت بر بهبهان باشد تا با تابش انوار خورشید حق طلبی و آگاهی بخشی،یخ بی تفاوتی آب شود و کلمه به من چه و به توچه؟حذف شود و بهبهان چونان گذشته درخشان خود نیز بدرخشد.انشاالله

    امیرعباس جوکار

    دبیر نشریه بامداد خوزستان


    همچنین به دلیل اهمیت موضوع و روشنگری در میدان تشخیص بنا به رسالت ذاتی این رسانه متن اصلی مطلب "بهبهان یا کوفه ؟" در این خبر به نمایش گذاشته شود باشد که وجدان بیدار و آگاه مردم شهرستان خود از انچه که روی داده است به قضا بروند .


    بهبهان یا کوفه؟

    همه آگاهیم که جایگاه بهبهان ،این نیست که بدان دچار هستیم و از آن در عذابیم.هرچند گاه گاه در محافل خصوصی و عمومی به ارائه راه درمان می پردازیم و سخن می رانیم اما اینجا باید گفت به عمل کار برآید به سخنرانی نیست.لازمه و مقدمه درمان دردهای بهبهان اتحاد آحاد مردم و مسئولین است.شاید بهبهان را از این جهت سیاست زده بتوان دانست که نه اصلاح طلب و نه اصولگرا و نه چب و راست و بالا و پایینمان نمی توانند گرد هم آیند و یکدیگر را بپذیرند و مدام به جای نقد شرایط موجود و درمان دردها،به نفی یکدیگر می پردازند و دردی به دردها می افزایند و قفلی دیگر به در می آویزند.

    باید تاکید کرد،به جای نقد یک دیگر به هم توهین نکنیم ،بلکه می بایست و می توان با مذاکره و نه منازعه از اختلافات پیشین گذر کرد و با اتحاد و همفکری و با آینده نگری از تهدیدات پیش رو گریز نمود.

    اینکه هرکدام از مسئولین و صاحب نظران در مسائل اجتماعی،به سلیقه خود سازی بنوازند مانع از آن است که شهر و دیارمان ساز بگیرد و به سامان برسد.مصادیق و نمونه های عدم اتحادمان بسیارند،به طور مثال چرا از خود نمی پرسیم آن اتاق فکری که عَلَم شد تا آلام اجتماعی را بررسی کند چه شد وعلت دلسردی عاملان آن چه بود که توفیق گردهم آمدن عالمان شهر را نیافتند؟!

    شاید اینجا بتوان به گفته شاعر فرزانه مرحوم سید محمد سید صحه گذاشت و احسنت نثار کرد که گفت: «بُزُرگونِه ای شَهره نه بِکارِن»!!

    وقتی پیشرفت های دیگر شهرها را که روزگاری کمتر و یا حداقل همتراز بهبهان بوده اند را مشاهده می کنیم،علت عدم پیشرفت خودمان را جز عدم اتحاد در اثر خودخواهی های شخصی یا جناحی نمی توان دانست.

    نکند خطبه 29 نهج البلاغه در مورد ما نیز صادق باشد.!! حضرت در تعریف و معرفی مردم کوفه چنین می فرماید:«ای مردم کوفه بدن های شما در کنار هم،اما افکار و خواسته های شما پراکنده است،سخنان ادعایی شما ،سنگ های سخت را می شکند ولی رفتار سست شما دشمنان را امیدوار می سازد،در خانه هایتان که نشسته اید ادعاها و شعارهای تند سر می دهید اما در روز نبرد می گویید ای جنگ از ما دور شو و فرار می کنید، آن کس که از شما یاری خواهد ذلیل و خوار است و قلب رهاکننده شما آسایش ندارد.بهانه های نابخردانه می آورید،چون بدهکاران خواهان مهلت،از من مهلت می طلبید و برای مبارزه سستی می کنید»

    آیا این فرمایشات گهربار فقط برای آن زمان بوده است؟در پاسخ باید گفت این سخنان نه تنها برای دیروز بلکه برای امروز و فردای ماست.آیا رفتار امروز ما مشابه رفتار دیروز کوفیان نیست؟امیر مومنان علی(ع) علت اصلی شکست کوفیان را عدم اتحاد و به گونه ای دو رویی و دو رنگی و مطابقت نداشتن و هم سنخ نبودن افکار و رفتار و اقوال و افعال اعلام فرموده است.

    کنون با تاسف و بی پرده باید گفت حال امروز مردم بهبهان و عقب ماندگی این شهر به علت عدم اتحادمان است که همه می دانیم اما چونان کبک سر خود را زیر برف پنهان کرده ایم،البته به قول حضرت ادعاهایمان سنگ سخت را می شکند،اما رفتارمان باعث شکست خودمان در ورطه و مسابقه پیشرفت و رشد و تعالی می گردد.

    بهبهانی که در تمام روزگاران صادر کننده علم و فرهنگ بوده،چرا چنین تهی از علم و فرهنگ گشته است؟آیا عدم حمایت ما از یکدیگر باعث دلسردی نخبگان این شهر و کوچ آنان نشده است،که گویی فرار کرده اند؟

    در ادامه خطبه حضرت می فرماید«شما که از خانه خود دفاع نمی کنید،چگونه از خانه دیگران دفاع می نمایید؟و با کدام امام پس از من به مبارزه خواهید رفت؟به خدا سوگند فریب خورده آن کست است که به گفتار شما مغرور شود،کسی که به امید شما به سوی پیروزی رود،با کندترین پیکان به میدان آمده است و کسی که بخواهد به وسیله شما دشمن را هدف قرار دهد با تیری شکسته تیراندازی کرده است.»

    نکند رفتار کوفیان در افکار ما مردم بهبهان رسوخ کرده باشد،نکند با بی تفاوتی حرف شوم به من چه و به توچه را در جواب مشکلات اجتماعی به هم بگوییم!نکند سخن از دین بگوییم و فقط به فکر دنیای خوش خویش باشیم!نکند ناممان بهبهانی و رسممان کوفی است؟که اگر چنین باشد،بهتر خواهد بود برای حفظ آبروی بهبهان و گذشتگانمان و آن همه عالم و مجاهد بهبهانی،نام بهبهانی را از خود برداریم و با این شرایط جایگزین نام کوفی برازنده است.

    حضرت در ادامه و در آخر خطبه مذکور در خطاب به کوفیان فرموده است:«راستی شما را چه می شود؟دارویتان چیست؟و روش درمانتان کدام است؟مردم شام نیز همانند شمایند؟آیا سزاوار است شعار دهید و عمل نکنید؟و فراموش کاری بدون پرهیزکاری داشته باشید و به غیر خدا امیدوار باشید؟»

    به امید آنکه نهیب پندآموز و ظلمت سوز دیروز آن حبیب را سرمشق امروز خود برای ساختن فردای خودکنیم

    تاریخ انتشار: ۱۶:۴۵:۲۶ | جمعه, ۱۰ / بهمن / ۱۳۹۳
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: _REQ_FIELD
    _CF_EMAIL: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: _REQ_FIELD