Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 1
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • گزارش ویژه : همه چیز در خصوص سه سنگ ، اوّلين نماد خاص عزاداري بهبهان

    عصر بهبهان : بعد از اینکه این شیوه خاص نوحه خوانی و سینه زنی بهبهان به عنوان سه سنگ به ثبت ملی رسید و تندیس ثبت معنوی این شیوه زیبا و منحصر به فرد سینه زنی بهبهانی ها با حضور مدیر کل میراث فرهنگی و صنایع گردشگری به اداره میراث فرهنگی بهبهان اهدا شد .حرف و حدیثهایی پیرامون دلایل دادن لوح سپاس فقط به دو محل پهلوانان و کاروانسرا و حضور نماینده بهبهان در این مراسم بر سر زبانها افتاد



    بعد از اینکه این شیوه خاص نوحه خوانی و سینه زنی بهبهان به عنوان سه سنگ به ثبت ملی رسید و تندیس ثبت معنوی این شیوه زیبا و منحصر به فرد سینه زنی بهبهانی ها با حضور مدیر کل میراث فرهنگی و صنایع گردشگری به اداره میراث فرهنگی بهبهان اهدا شد .حرف و حدیثهایی پیرامون دلایل دادن لوح سپاس فقط به دو محل پهلوانان و کاروانسرا و حضور نماینده بهبهان و عدم حضور فرماندار و شهردار با توجه به اعلام قبلی در این مراسم بر سر زبانها افتاد .

     

    به نظر میرسید شایسته بود این شیوه سینه زنی که آمیخته با فرهنگ عاشورایی این دیار است جناح بندی نشود و همانگونه که کل کشور این شیوه سینه زنی را مختص بهبهان میدانند ، خودمان هم سه سنگ را متعلق به فرهنگ عاشورایی بهبهان بدانیم و آن را به یک یا 2 محله محدود نکنیم.

     

    برای روشنتر شدن موضوع خبرگزاری عصر بهبهان تصمیم گرفت تا سبقه تاریخی این شیوه سینه زنی شور انگیز مختص بهبهانیها را با استفاده از منابع تاریخی به مخاطب ارائه نماید تا مخاطبان عزیز بیش از پیش با سبک سه سنگ و سبقه تاریخی آن آشنا شوند.

     

     

          خیرالله محمدیان محقق مشهور بهبهانی و گردآورنده اشعار میرزا شوقی سراینده شعر حماسی عباس علمدار می نویسد  :در بهبهان شيوه ي خاصّ ديگري هم هست كه به آن « سه سنگ » مي گويند. اين شيوه فقط در بهبهان اجرا مي شود چرا كه ابتكار خاص ّ آن هاست.

     

            سنگ معمولاً معاني مختلفي دارد و كنايات و نمادها و مجازهاي گوناگوني از آن ساخته شده و حضوري قوي در فرهنگ و آداب و رسوم اين ديار داشته است.  شنيده ايم كه مي گويند : «  فلاني سنگ تمام گذاشت = كارش را به تمام وكمال انجام داد. » يا « سنگ روي سنگ نمي ايستد. =  هيچ كاري به خوبي انجام نمي شود. » يا « سنگ فلاني را  بر سينه مي زند » كه كنايه از طرفداري و جانبداري از كسي است و اين كنايه با شيوه ي سه سنگ در سينه زني چندان هم  بي ربط نيست.

          « سنگ بر سنگ زدن »  نيز براي توليد صدا معمول بوده و كودكان در بازي هاي خودشان اين كار را گاهي انجام مي دهند. در گذشته وقتي  باران دير مي كرد ، كودكان بهبهاني با زدن دو سنگ بر هم اين دعا را مي خواندند كه : « الله بارو اُو بِيو /   كَرِ يِكاشُ تُشْنَنْ = يعني اي خداوند ! باران  بباران زيرا گوسفندان  تشنه هستند. »

     

         همچنين در گذشته با طلوع ماه محرّم كه مجالس شادي تعطيل مي شد ، اين بيت نزد مردم رواج داشت كه :  

                                ماه محرّمن كسي نخنده      سنگ سيه بر روي سينه بنده

     

          امّا چرا به جاي دست از سنگ استفاده شده و به جاي اين كه  بگويند « سه دست » مي گويند « سه سنگ » ؟ در پاسخ  بايد گفت كه سنگ در اين اصطلاح مجازا  به معني « ضربه » است با علاقه ي لازميه و چون سه ضربه ي پياپي با ريتم خاص و با فاصله  بسيار اندك به سينه زده مي شود ، آن را « سه سنگ » مي گويند. بعد از سه ضربه به فاصله ي زماني يك  ضربه مكث كوتاهي صورت مي گيرد و مجدّداً  سه ضربه ي ديگر زده مي شود و اين شكل تا آخر نوحه ادامه پيدا مي كند. روشن است كه وقتي دو سنگ را سه بار پياپي به هم  بكوبيم ، صداي بيشتري توليد مي كند و در شيوه ي سينه زني سه سنگ هم براي اين كه سينه كاملتر شده و صداي ضرب آهنگ آن بيشتر نمود پيدا كند ، علاوه  بر يك ضربه ، دو ضربه ي ديگر هم  بدان اضافه مي شود.

     

    روش اجرای سه سنگ

     

          سه سنگ معمولاً در بخش آخر مراسم عزاداري اجرا مي شود. اين سبك خاص كه در آهنگ سه گاه و با ريتم تندي پياده مي شود ، بسيار مورد توجّه جوانان است. نوحه خوان با نواي « عباس علمدار » آغاز مي كند و سينه زنان نيز در حالي كه روي دو زانو نشسته و با هر دو دست بر سينه ي خود مي كوبند ، اين كلام مقدّس را تكرار مي كنند. هنگام خواندن متن اصلـي نوحه و بعد از هر مصراع  ، سينه زنان همراه با سینه زدن يك صدا  فرياد برمي آورند : عباس علمدار ...... 

     

            در ادامه ، نوحه خوان براي ايجاد شور بيشتر در بخش هاي مختلف  نوحه با گفتن واژه ي « خبردار » و سپس تكرار مصراع ، محكمتر از قبل مي گويد : « داراي علم » و بدين شكل سينه زنان را بيش از پيش به هيجان مي آورد. سينه زنان هم در حالي كه محكم  به سينه ي خود مي كوبند ، با شنيدن اين كلام از زبان نوحه خوان  بعد از هر سه ضربه  مي گويند : « علي ...... علي  ..... علي »

     

          اين شكل تا پايان نوحه ادامه دارد و نوحه خوان و سينه زنان صحنه هاي باشكوه و بسيار تأثيرگذاري را خلق مي كنند.

     

         در بخش پاياني سه سنگ ، نوحه خوان  بدون قطع  نوحه چند رباعي را كه آن هم از سراينده ي نوحه ي عباس علمدار يعني ميرزا شوقي بهبهاني و در موضوع عاشوراست ، با لحن آرامتري مي خواند. سينه زنان هم در اين قسمت از زمين برخاسته و ضمن سينه زدن به طريق يك دست ،‌ بعد از هر مصراع جواب مي دهند : « حسن يا حسين » .....

     

           بعد از چند رباعي دوباره  نوحه خوان براي ايجاد شور بيشتر فرياد برمي آورد : « شد كشته حسين »  و اين بار سينه زنان در حالي كه محكمتر از قبل بر سينه ي خود مي كوبند ، بعد از هر بار زدن بر سينه پاسخ مي دهند : « حسين ...  حسين .... حسين .... »  پس از چند بار حسين حسين گفتن ، دوباره نوحه خوان رباعيّات  بعدي را مي خواند و سينه زنان هم ضمن سينه زدن به طريق يك دست ، بعد از هر مصراع جواب مي دهند : « حسن يا حسين »  و به  اين صورت نوحه ادامه يافته تا به نقطه ي پاياني خود برسد.  

     

          گاهي نيز نوحه خوان به جاي گفتن « شد كشته حسين » از جمله هاي كوتاه ديگري همچون این نمونه ها استفاده مي كند : « خون جگر حسين /  بي پسر حسين / بی نوا حسین / مبتلا حسين /  سر جدا حسين / تشنه لب حسين  و.... »

                                                      *****

     

         در اين قسمت چند رباعي از اين بخش نوحه را براي تيمّن و تبرّك مي آوريم :

    اي  آب فـرات !  از كجــا  مي آيــي ؟ آلوده  و  ناصـاف چــرا مي آيي؟

    شرمنده نمي شوي تو از روي حسين ؟         ديگر ز  چه رو به كربلا مي آيي؟

    *****

    زهرا  (س) به  لب  فرات گريان  آمد     يادش به  لب خشك شهيدان آمد

    از بس كه گريست ، نوح پيغمبر گفت :  اين  عالم را دوباره  طوفان  آمد !

    *****

    اي  شاه نجف  كه  لافتـــي بودي  تو    در نزد نبي  شيـر خدا  بودي تو

    آن دم كه حسين ز تشنگي جان مي داد    كوثر  به كجا بود و كجا  بودي تو؟

    *****

    جانم  به  فــدات  يا ابا  عبــدالله    ســوزم به  عزات  يا ابا  عبـدالله

    لعنت به جماعتي كه منعت كردند    از  آب فــرات  يا  ابا عبـــــدالله

    *****

    يك شب به زمين كربلا خوابيدم       از عالــم  غیب اين  ندا  بشنيدم :

    كاي  قافله سالار بيابان  نجــف      صـد سال گنـاهان  شما بخشيدم

    *****

    ای تشنه لب غریب و بی غسل و کفن     سر داده به راه امتحان  بر دشمن

    ای کاش نمی شدی  تو آن روز شهید       ما را همه می بود به دوزخ مسکن

    *****

    زینب به سر نعش حسین چون بنشست     می خورد افسوس و می زدی دست به دست

    که ای جان برادر ز خجالت کـورم  زینب به کجــا بـود  که چشـم تـو نبست ؟

    *****

    آن جا که سر حسین بر نیزه زدند      مرغـان هـوا در آسمـان خیمه زدند

    مرغـان  هــوا و ماهیـــان دریـا      از  بهر حسین سنگ بر سینـه زدند

    *****

                                                    يا رب به حسين و چشم گريان حسين     يارب به لب خشك شهيدان حسين

                                                    اين مجمـع حضّـار ببخشـا بـه جــزا    بخشا همه را به حق طفلان حسين

     

     

    *  نوحه ي عباس علمدار ، شاهكار ميرزا  شوقي

           

           نوحه ي « عباس علمدار » كه در قالب مستزاد سروده شده يكي از شاهكارهاي ميرزا شوقي و در نوع خود از آثار جاودان و بي بديل زبان فارسي است. نگارنده ي اين سطور معتقد است كه اگر دوازده بند محتشم كاشاني را يكي از ماندگار ترين و بي نظير ترين اشعار عاشورايي در قالب تركيب بند و يكي از تأثيرگذارترين و مقبول العام ترين مرثيه هاي ديني در زبان فارسي بدانيم ، خالي از هر گونه تعصب قومي و غرض ورزي  بايد اذعان كنيم كه شاهكار عباس علمدار نيز در قالب مستزاد همين حالت را دارد و به جرئت مي توان گفت كه هيچ شاعري در زبان فارسي در حوزه ي ادبيات پايداري و موضوع نهضت خون رنگ عاشورا ، نوحه اي به زيبايي و دلنشيني عباس علمدار ميرزا شوقي بهبهاني نسروده است.

     

         اين نوحه از زمان سرايش تا كنون يكي از ناب ترين ، شورانگيز ترين و محبوب ترين نوحه هایی بوده كه همه ساله در دهه ي محرم در اكثر محلّه ها و هيئت هاي عزاداري بهبهان و حتّی بعضی از روستاهای اطراف اجرا مي شده است.

     

          تنها تفاوت اجرای این نوحه در سال های اخیر با گذشته در این است که پیشترها شکل کامل آن اجرا می شد امّا در دهه های اخیر بند مستزاد آن خوانده نمی شود.

     

          همچنین متأسّفانه بعضی از روی بی اطّلاعی هنگام اجرا ابیات نوحه ی عباس علمدار و صد حیف ز اکبر را با هم ترکیب می کنند غافل از این که این ها دو نوحه ی مستقل از یکدیگر با دو مفهوم جداگانه و دو حال و هوای مضمونی متفاوتند. بنابراین لازم است که سه سنگ خوانان عزیز به این مسئله توجّه نمایند و هر کدام از نوحه ها را به شکل صحیح و کامل آن اجرا کنند تا حقّّ مطلب به تمام و کمال ادا شود.

     

     

     

    و امّا متن کامل این نوحه ي جاودانه چنین است :

     

    در کــرب و بلا حضـرت  عبـّاس علمــدار (ع)

    از  تشنگی  اهـــل حــرم  گشـت خبــردار

    بگرفت به دوش مشک و روان شد سوی میدان.

    نوبت چه (= چو) به جنگ آمدش عباس علمدار
    پيچيد به هم لشكر كفّار چه (= چو) طومار
    ببريد و دريد از هنر و بست به مردي
    با طنطنه بس كار كه در معركه كردي
    سر و شكم و دست بدانديش به ميدان
    در معركه از خنجر و شمشير و كمندان
    زد يك تنه ماننده‌ي خور بر صف اعدا
    در پرتو خور پا نكند ظلمت يلدا
    ناگه ز قضا تيري از آن فرقه‌ي گمراه
    رويين تن دين گشت چو رويين تن دنيا
    زان مرحله، زن سيرت نامرد يهودي
    زد بر سر آن فارِس يَل يل كه نمودي
    از زين چه (= چو) فتاده به زمين آن سرو سرور
    كاي جان برادر تو ببين حال برادر
    شاهنشه دين چون كه صدايش بشنيدي
    در معركه چون نيك نظر كرد، بديدي
    آمد به سرش با دل غمديده و بنشست
    ديدش علم افتاده زمين نيست به تن دست
    بر دست جدا گشته نگاهش چه (= چو) فتادي
    گفتا: به ره دين خدا دست تو دادي
    باز از تو نخواهم صف دشمن شكني را
    از دست مده همسفر و هم‌وطني را
    من بي‌كس و بي‌يار و گرفتار در اين دشت
    مفتوح، تو را باب بهشت آمده هر هشت
    ديدند چه (= چو) مغلوب شد آن فارس غالب
    مقطوع يدين آمده زان قوم ثَعالب
    برخيز و ببين لشگر اسلام چه (= چو) ايران
    بهمن ، پسر سعد و فرامرز، شهيدان
    برخيز و ببين خرگه محنت زده‌ام را
    بيني تو اگر خيمه‌ي آتش زده‌ام را
    از نو ز توام نيست تمنّا كه كني جنگ
    اما به ره شاه نجف‌دار تو آهنگ
    معروض بدارش كه: ‌حسينت به ضيافت
    از كوفي و شامي كه مرا هست شكايت
    مهمان نوازي ننمودند به هر باب
    ممنوع بگرديد هم از نان و هم از آب
    اين گفت و چنان كرد روان رخش تجمّل
    سر بي‌تن و تن‌ها همه بي‌سر به تزلزل
    بشكست سپه تا در دروازه‌ي كوفه
    گشتند گريزان و هراسان و مخوفه
    راوي است ابي مخنف كاتب كه : در آن گه
    ده الف عدو حمله‌ي اول شده كشته
    شاهي كه نگاه نبوي داشت به ياران
    آمد به سرش تير به ماننده‌ي باران
    سي الف از آن قوم حسين بن علي كشت
    زان فرقه كه كردند خداوند فرامشت
    لعنت به كساني كه چنين كار نمودند
    آن قوم خطا كرده و خود خوار نمودند
    اي سيّد و شاه شهدا؛ طرف امامي
    تا ليل و نهار است بود بر تو سلامي
    «شوقي» سخنانش همه درّ است و جواهر
    از ماه بني هاشمش اين بود به خاطر
    يارب به حق لعل لب خشك ابوالفضل
    سيراب نما سينه‌زنان را تو ز كوثر

     

    عبــــاس  علمــــدار

    ســـــردار  سپـهـدار

    عبــــاس  علمــــدار

    چون حيدر كرّار
    عباس علمدار
    انديشه نكردي
    خصمش شده از كار
    از لشكر عدوان
    زان فرقه‌ي اشرار
    اعدا شب يلدا
    ماه است و شب تار
    بر چشم شهنشاه
    از ديده نگون سار
    يك پاره عمودي
    با طنطنه پيكار
    مي‌گفت: مكرّر
    گرديده‌ام افگار
    قدش بخميدي
    داراي علم خوار
    بودش به كمر دست
    اندر صف پيكار
    بر ديده نهادي
    دستم شده از كار
    خود همچو مني را
    اي يار وفادار
    رفتي تو به گلگشت
    بربسته مرا كار
    زان خيل اَكالب
    چون شير گرفتار
    اي رستم دستان
    بر دار سنان بار
    درهم شده‌ام را
    عار آيدت از كار
    اي صاحب فرهنگ
    رو در برِ كرّار
    شد خوانده‌ي امّت
    شد بي‌كس و بي‌يار
    نه خوردن و نه خواب
    مظلوم و گرفتار
    چون راكب دلدل
    زان صاحب و سردار
    بي‌زاد و علوفه
    يكدفعه به زنهار
    بنمود سه حمله
    دوم و سوم بار
    از خصم فراوان
    زان فرقه‌ي اشرار
    از قوّت بازشت
    بنموده نگون سار
    ز اسلام نبودند
    گشتند گرفتار
    از خاصي و عامي
    اي سيّد ابرار
    از باطن و ظاهر
    آورد به اشعار
    آن زاده‌ي حيدر
    عباس علمدار

     

    برگرفته از کتاب « مجموعه اشعار ميرزا شوقي بهبهاني ، خيرالله محمّديان ، چاپ دوم  ص 62 تا 64 »

     

         اين نوحه را مرحوم استاد عبدالحسین عتیق ، استاد حاج بشیر تجلّی و نیز استاد حاج حبيب الله معلّمـي در قالب قصيـده استقبال كرده اند كه در این قسمت چند بيت از سروده ی استاد حاج حبيب الله معلّمي را مي آوريم : 

    چون مـاه بنـي هاشمي عبّـاس علمــدار(ع)        از حالت جانسوز حسين (ع) گشت خبردار

    با خويش چنان گفت كه اين شرط وفا نيست      عباس بود زنده  حسين  بي كس و بي يار

    رو  کـرد به  سـوی  حرم آل  پیمبـر (ص)       تا بــاز  زیــارت  کنــد او روی   بــرادر 

    بوسیــد  زمیـــن ادب  آن  شیـــر دلاور        گفتــا  به بــرادر  منـم آمــاده ی   پیکار

    گفتــا  بده ای  سـرور دین اذن  جهــادم         کـز العطـش  تشنه لبـان  سوخت نهـادم

    درسی که  به من داده علی مانده  به یادم         تو سرور  و  مولایی و من  عبــد  فداکـار

    ای مونس جان و دل صدّیقه ی اطهر (س)         با شوق  به  دور قـد  و  بالای تو  مــادر

    داده است  طوافم  به تو  ای  سیّد و سرور         یعنی که  تویی رهبر  و  من بنده ی دربار

    اطفــال تو از  تشنه لبـی مشک  در آغوش         ایـن داغ گـران را  نتــوان کـرد فرامــوش

    اصغر به روی سینه ی مادر شده  بی هوش         آرام نگیــرد  دل  من ای  گـل  بـی خـار

    بگرفت  ز مـولای جهـان  رخصت  میـدان        تـا  آب  رسـاند به  حـرم   با لب  عطشان

    از خیمه  برون  شد چو یکی ماه  درخشان         بر لشکـر دشمن  زده چون  حیـدر کرّار....

      «  وادي عشق ، حاج حبيب الله معلّمي ، چاپ اوّل ، دفتر اوّل ، صص201 و 202 » 

     

                                                     ***** 

    پس از این مقدمه و بیان شیوه اجرای این نوع خاص سینه زنی مختص مردم و فرهنگ عاشورایی بهبهانیها به سراغ محله هایی میرویم که از قدیم به اجرای این سبک خاص سینه زنی می پرداخته اند .

     

    *  محلات و نوحه خوانان  سه سنگ در بهبهان

     

         در اكثر محلات بهبهان اين نوحه با شور و حال خاصّي اجرا مي شود و علاقه مندان زيادي دارد امّا از ميان آن ها به چند محل مهم تر مي توان اشاره كرد :

    1 ـ محلّه  پهلوانان كه یکی از هفت محله ی قدیم  بهبهان محسوب می شود و به نقل از مرحومان شکرالله سام ( وفات 1358 ه. ش.) و علی حکمت ، میرزا شوقی نوحه ی سه سنگ را خاصّ این محل و به تقاضای عزاداران و سینه زنان این محل ساخته و خود نيز آن را در حسینیه ی اين محل با شور و حال خاصّي می خوانده است.

     

          بعد از شوقي نوحه خوان هاي ديگري اين شيوه را اجرا مي كردند. به عنوان مثال در چند دهه ي اخير مدّاحاني همچون مرحوم کربلایی اسدالله ورشویی و فرزندش مرحوم مشهدی شاه بشیر ورشویی ، مرحوم استاد مشهدی حسن احدی و فرزندش مرحوم استاد مشهدی راه خدا احدی ، مرحوم مشهدي محمد حسین اسكافي و مرحوم مشهدي محمد حسن اسكافي و سیّد عبدالله رضوی اين نوحه را با شور و حال خاصّي اجرا مي كردند . امروز نیز آقاي مرتضي اميدواري اين نوحه را با زیبایی و هيجان خاصّي براي عزاداران محل پهلوانان اجرا مي كند كه واقعا تماشايي و غير قابل توصيف است. همچنین مرحوم افروز عبدالله زاده ، مرحوم شکرالله سام ، مرحوم کربلایی کرم گیوی ، مرحوم هاشم کمالی مقدّم ، مرحوم یدالله کمالی مقدّم ، آقایان حاج عبّاس روز خوش ، حاج کریم حقیقت ، حاج خليفه قراغاني ، حاج محمد صادق شریعتی و حاج احمد باغبان زاده ، از کدخدایان و بانیان و گردانندگان هیئت عزاداری محل پهلوانان در چند دهه ی اخیر بوده و زحمات زیادی در دستگاه امام حسین (ع) کشیده اند.

     

    2 ـ  محلّه كاروانسرا ( گچپزان ) اين محل بزرگ و قديمي به لحاظ برخورداري از بازار و بازارچه ، كاروانسرا ، حمام ، مسجد ، خانه ي كلانتر شهر ( دارالحكومكه ) و بافت قديمي يك مجموعه ي غني از نظر ميراث فرهنگي در بهبهان محسوب مي شود. علّت نامگذاري اين محل به كاروانسرا نيز مشخّص است چرا كه در گذشته كاروانسرا داشته و كاروان هاي تجاري كه از شيراز ، كهگيلويه و بنادر خليج فارس به بهبهان مي آمدند ، در اين مكان فرود آمده و كالاهاي خود را در اين محل مبادله مي كردند. جمعيّت زيادي نيز در اين محال ساكنند.

     

         پشت مسجد بازارچه جنب دارالحكومه منبر كوچكي جهت روضه خواني هاي سابق وجود داشته كه هنوز هم پابرجاست و اكنون آن مكان به حسينيه تبديل شده و منبر مذكور در آن واقع شده است. مكان كنوني عزاداري محل كاروانسرا همين حسينيه است.   

        زنده یاد حاج سیّد محمّد سیّد ( تولد 1319 وفات 1387 ه. ش. ) از قول گذشتگان می گفت که میرزا شوقی نوحه ی سه سنگ عبّاس علمدار را ابتدا برای محلّه ی پهلوانان ساخته است و چون اهل محل کاروانسرا به او مراجعه می کنند و از او می خواهند تا برایشان نوحه ی جدیدی بسازد ، میرزا شوقی قسمت دوم سه سنگ یعنی رباعیاتی که پاسخ « حسن یا حسین » را دارند ، برای محل کاروانسرا ساخته ، به آن اضافه نموده و برایشان اجرا می کند.

     

          به هر حال غیر از میرزا شوقی ، نوحه ی عبّاس علمدار را خانواده ي امّيدواري ( مرحوم كربلايي حسن امّيدواري  فرزند مرحوم حاج يوسف و مرحوم مشهدي نجف امّيدواري و مرحوم كمال امّيدواري ) در گذشته اجرا مي كرده اند و امروز نيز آقاي محسن امّيدواري اين مسئوليّت را بر عهده دارد. كثرت جمعيّت اين محلّه صحنه هاي بديعي را هنگام اجراي سه سنگ خلق مي كند كه واقعا ديدني است. مشهدی حاجتی نژادرکابی نیز از بانیان این هیئت به شمار می رود.

     

    3 ـ  محل امام زاده شاه فضل ( ع ) كه هيئت عزاداري آن در سال 1344ه. ش. افتتاح شد و از همان آغاز تاكنون استاد حاج محمّد امّيدواري اجرا كننده ي اين نوحه ي ماندگار است.

     

    4 ـ  گود چهك كه از محلات قديم بهبهان است و آقای حاج نذير رنجبرها سه سنگ آن جا را اجرا مي كرده است. استاد حاج نذير رنجبرها یکی از قدیمی ترین نوحه خوان های حال حاضر بهبهان به شمار می رود چرا که از سال 1312 تاکنون به نوحه خوانی مشغول است. مرحوم کربلایی شکرالله محمّدی نیا از کدخدایان این محل بوده است.

     

    5  ـ محلّ پر كه یکی از پرجمعيّت ترين و باسابقه ترين محلات بهبهان بوده و سه سنگ آن جا را اکنون آقاي حاج لطف الله حسيني مؤخّر اجرا مي كند. در گذشته نیز به تقاضای اهالی ، سه سنگ خوانان محلات دیگر این نوحه را در محل پر اجرا می کردند. از بانیان و خادمان هیئت عزاداری این محل می توان مرحوم ملا خداكرم رجايي بهبهاني ، مرحوم ملا حسین علی ، مرحوم حاج شکرالله صادقی ، مرحوم مشهدي رضا عباد بهبهاني ، مرحوم کربلایی رسول پیروی ، مرحوم مشهدی حسین مرادی ، مرحوم مشهدی مندنی عبدی پور و مرحوم حاج علی شاه وتری را نام برد. اين محل در گذشته علاوه بر مشعل ، نخل و شدّه و كتل هم داشته است و در محل سادات مرتضوي كه اكنون جزء محل پر محسوب مي شود ، نخل محرّم تهيّه و گردانده مي شد.

     

    6-  محلّ امام زاده شاه مير عالي حسين (ع) كه از بانيان هيئت عزاداري اين محل مي توان حاج محمدعلي متولّي و مرحوم استاد علي خوشرو را نام برد. در گذشته مرحوم حاج محمود رنجبر سه سنگ خوان اين محل بود و اکنون آقاي حاج نذير رنجبرها بیش از چهل سال است که سه سنگ آن جا را اجرا مي كند.

     

    7-  در محلات ديگر مانند : آقای سيد حسن عزيزي سوق ( در محل اباذر) مرحوم سیّد محمود محتسبی در محل لب آب و .... لازم به ذکر است که بعضی از شهیدان والا مقـام همچون « سیّد حسین عزیـزی سـوق / عبدالرّسول تابان و ... »  در ایّام محرّم و گاه  نیز برای روحیه بخشی به رزمندگان  به دستور فرماندهان خود گاهی در پشت خطوط مقدّم جبهه  برای رزمندگان غیور بهبهانی نوحه ی سه سنگ را با شور و حال خاصّی اجرا می کردند که هرگز حلاوت آن از کام  همسنگران آن ها بیرون نخواهد رفت.

     

         نوحه ی سه سنگ در روستاها، شهرها و بخش های تابعه بهبهان نيز اجرا مي شود. مثلا در شهر آغاجاري آقاي محمّد قنوات خوزستان ( مستري ) آن را به خوبي و با شور و حال خاصي پياده مي كند که مورد استقبال اهالی نیز واقع می شود.

     

     

     * ميرزا شوقي بهبهاني  مبتكر شيوه ي سه سنگ

           نورعلي يا ميرزا قنبر معروف به میرزا شوقي بهبهاني ( تولد 1183 وفات 1266ه. ش. ) شاعر عصر ناصري است كه مدّت ها دبير و منشي احتشام الدّوله حاكم  بهبهان بوده و در سرودن انواع شعر مهارت داشته است. شوقي يكي از محبوب ترين و ماندگارترين شاعران بهبهان محسوب و چون اشعار محلّي او لطف و حلاوت و طراوت خاصّي داشته اند ، به عنوان « پدر شعر محلّي بهبهان » معروف شده است.

     

         شوقي گذشته از اشعار فارسي و محلّي ، نوحه ها و مراثي بسياري سروده كه همه تأثيرگذار ، پرسوز وگداز ، شورآفرين و معروف هستند و از گذشته تاكنون در ايام محرّم در اكثر محلات بهبهان و شهرهاي دور و نزديك خوانده و اجرا شده اند.

         رواني كلام ، بديهه گويي ، احساس و عاطفه ي تأثيرگذار ، سادگي ، صميميّت و هجوهاي شهر آشوب از ويژگي هاي شعر شوقي است.

     

          شوقي بهبهاني راه يغماي جندقي را كه از مبتكران نوحه به سبك جديد بود ،  به خوبي دنبال کرد و صاحب شيوه و سبك تازه اي در سرودن نوحه شد كه در اصطلاح محلّي بهبهاني به « سه سنگ » معروف شده و اكنون بسياري از شهرها ، محرّم بهبهان را بيشتر به خاطر سه سنگش مي شناسند.

     

         هر چند محلّ ثابت زندگي او خانه ي كوچكي بود كه در چهار طاق زرگرها و در محلّ عقلايي ها قرارداشت ، امّا بهترين دوران زندگي ميرزا شوقي در زمان حكومت احتشام الدّوله سلطان اويس ميرزا در بهبهان رقم خورد كه به عنوان دبير اين حاكم در دارالحكومه بهبهان مشغول خدمت بود. شوقي پس از 84 سال زندگي پر ماجرا سرانجام در سال 1266هجري خورشيدي در بهبهان وفات يافت و در رواق شرقي امام زاده ابراهيم (ع) بهبهان به خاك سپرده شد. ديوان اشعار اين شاعر و مرثيه سراي بزرگ برای اوّلین بار به همّت استاد خیرالله محمدیان در سال 1386 تدوين شد و به چاپ مکرّر رسيد.

     

    استاد خیرالله محمدیان این محقق برجسته شهرمان در خصوص رمز ماندگاری و محبوبیت نوحه عباس علمدار می نویسد

     

    * دلايل ماندگاري  و رمز و راز محبوبیّت نوحه ی عباس علمدار   

          به اعتقاد نگارنده دلايل ماندگاري و راز و رمز محبوبيّت اين نوحه ي دلنشين كه هر سال پر شورتر از سال های قبل واسطه ي دل هاي عزاداران آقا اباعبدالله (ع) با خداوند سبحان مي شود و حرارت قلوب عاشقان اهل بيت را شعله ور مي سازد در چند مورد بايد جستجو كرد :

     

    1 ـ  انتخاب موضوع  ـ  هر چند نهضت اباعبدالله سرشار از پيام ها و مسائل و موضوعات ناب انساني و سراسر ارزشي است امّا يكي از صحنه هاي بي بديل اين تابلوي زيبا ، حماسه ي ساقي تشنه لبان ، علمدار قيام ، قمر بني هاشم ابوالفضل العبّاس(ع) . روح ايثارگري و شهامت و فداكاري و جانبازي و تشنه ي اخلاص اقا ابوالفضل(ع) كه در نهضت عاشورا بعد از ابا عبدالله (ع) و حضرت زينب (س) سومين شخصيّت مهمّ قيام حسيني است ، محبّت خاصّي به اين نوحه بخشيده است. از طرف ديگر عشق و محبّت ما شيعيـان به آقـا ابوالفضل (ع) قابل توصيف نيست و اگر بسياری از نوحه ها به این بزرگوار اختصاص دارد ، جاي تعجّب نيست.

     

    2 ـ  هارموني و هماهنگي  وزن و محتوا ـ  وزني كه ميرزا شوقي براي  نوحه انتخاب كرده  با موضوع و محتواي آن كاملاً متناسب و هماهنگ و يكي از مهمترين دلايل ماندگاري آن است.

    3 ـ  شور حماسي  نوحه ـ همان طور كه عنوان شد از ميان ابعاد هزار توي نهضت عاشورا چهار بعد حماسي ، عرفاني ، پيام رساني و مظلوميّت از ابعاد ديگر قضيّه مهمتر و برجسته تر جلوه گري كرده اند. در نوحه ي عباس علمدار ، شور حماسي خاصّي نهفته است كه در همان آغاز نوحه بروز مي كند و يكي از دلايل ماندگاري آن بي شك همين است :

     

                     نوبت چو به جنگ آمدش عباس علمدار             چون حيدر كرار

                      پيچيد به هم لشكر كفّــار چو طـــومار             عبّاس علمــدار.....    

     

    4 ـ  وزن رجزي  و شور و شتاب موجود در ضرب آهنگ نوحه و حرارت و هيجاني كه در اجراي آن احساس مي شود ، سينه زن و نوحه خوان و بيننده را شديداً با هم  همراه و هماهنگ مي كند و هر سه را در يك جريان شور انگيز و سيّال روان مي سازد و اين مسئله يكي از عوامل مهمّ محبوبيّت اين نوحه است. آهنگ نوحه در دستگاه سه گاه اجرا مي شود و وزن آن « مفعول مفاعيل مفاعيل فعولن » است كه تند و پر شتاب و فوق العاده هيجان آفرين مي باشد.

     

    5  ـ عنصر معرفتي  نوحه ـ برخلاف بعضي از نوحه ها كه احساس مي شود شعار گونه هستند ، اين نوحه چون ازدل برخاسته ، از نوحه هاي عميق و پر مفهوم ميرزا شوقي است كه از عنصر معرفتي بالايي برخوردار است.

     

    6 ـ  شكل و شيوه ي  اجراي آن موسوم به سه سنگ است و اين شيوه نسبت به شيوه هاي ديگر شور انگيزتر است و همين عامل باعث مي شود كه سينه زن در اجراي آن ، عاشقانه تر عمل كند.

     

           به هر حال اين عوامل و موارد ديگر باعث شده تا اين نوحه نظر شيفتگان بسياري را به خود جلب كند و همه ساله در دهه ي اوّل محرّم كه در و ديوار مساجد و تكايا و محلات و به احترام شهداي كربلا سياه پوش مي شوند و هيئت هاي عزاداري در كوچه ها و محلّه هادر زير باراني از اشك و سيلي از ماتم بر سر و سينه زنان مسير عاشقانه ي رسيدن به ديار محبوب را طي مي كنند يا در فضاهاي  باز ، حلقه ي مهر مي گشايند ، نوحه ي عبّاس علمدار غوغاي ديگري بر پا مي كند و نوحه خوانان كه اين نوحه را از بر دارند ، با طراوت و شور حال و احساس خاصّي همراه با سينه زنان ، صحنه هاي بديعي از عشق و شور و شعور و همراهي و همدلي را به تماشاي اهل دل مي گذارند و ميرزا شوقي كه « سخنانش همه درّ است و جواهر »  همه ساله این عشق و شوق و شور و محبّت جوانـان عاشورايـي را به باب الحوايـج قمـر بني هاشم (ع) افزون تر از سال پيش مي كند و خود به تماشاي اين شور حال و احساس پاك مي نشيند و با چشماني گريان و دست هايي رو به آسمان دعا مي كند كه : «يا رب به حق لعل لب خشك ابوالفضل /  سيراب نما سينه زنان را  تو ز كوثر

     

    * نوحه ي صد حيف ز اكبر (ع) / حیف از علی اکبر (ع)

          غير از نوحه ي عباس علمدار ، میرزا شوقي بهبهاني نوحه ي ديگري بر همين وزن امّا در قالب قصيده براي اجراي سه سنگ ساخته كه به « صد حيف ز اكبر » يا « حيف از علي اكبر » معروف است و با همان شور و هيجان اجرا مي شود. امّا از آن جا كه ميرزا عبدالرّسول مشهور به مدّاح شوشتري نيز نوحه اي در قالب مستزاد در همين وزن و با همين موضوع سروده ، متأسّفانه بخش هايي از نوحه ي مدّاح  شوشتري با نوحه ي ميرزا شوقي در هم ادغام شده و نوحه خوانان بدون اطّلاع از اين قضيّه نوحه اي مي خوانند كه تركيبي از نوحه ي ميرزا شوقي و مدّاح شوشتري است. لذا انتظار مي رود كه از اين به بعد  نوحه خوانان و ذاكران بزرگوار با در نظرگرفتن اين اشتباه  تاريخي از اين پس در عزاداري ها اصل نوحه ي ميرزا شوقي را بخوانند. اينك اصل آن نوحه را مي آوريم :

     

    در كرب و بلا سبط نبي زاده‌ي حيدر
    نه بوده حبيبش در آن معركه ممكن
    غلطان به زمين جسم عبيدالله و مسلم
    نه مسلم و نه هاشم و نه قاسم و نه عمرو
    در كار خود آن قدر پريشان شد و حيران
    كِش‌ ديدن هجران پسر شد به وي آسان
    ناچار فرستاد سوي جنگ پسر را
    بر عرصه‌ي‌كين ‌طلعت او گشت چو طالع
    خورشيد منيري زده از مشرق زين سر
    تابنده مهي از افق زين شده طالع
    هِي‌هِي! چه سهيلي ! چه‌ مهي‌كز اثر حسن
    شاهي به شكار آمده با صولت بهرام
    بگرفت به سر پنجه يكي تيغ شرر بار
    لشكر همه گفتند: « تبارك و تعالي»
    سوي عمر سعد گشودند همه لعل
    بي‌باكي و ناپاكي تو تا كي و تا چند ؟
    اين‌كيست‌ كه‌ از كينه‌ي ‌رويت ‌سگ بي‌دين
    بر مهر ويت نهي نمايد دل سنگين
    اين كيست كه نقّاره‌ي دارايي حسنش
    دل مي‌تپد از تيغ وي اندر بر گردان
    همراز نگردند به هم صعوه و شاهين
    رو به نشود هرگز با شير مقابل
    اين‌كوه ‌شكوه ‌است‌كه‌ خواهدكشد از حفظ
    هم خرد كند شوكت او صولت ضرغام
    پيل‌افكن و ضيغم‌شكن و ببر مَصاف است
    مه بسته پر از تير به خود تركش جوزا
    بازوش كند كشف به ما سرّ يدالله
    منسوخ كنِ نام شجاعان جهان است
    خورشيد جمالي است مثال شهِ بطحا
    مخصوص‌شه ‌بدر و شهنشاه حنين است
    گيسوش‌ شبيه ‌است‌ به‌گيسوي‌ محمد (ص)
    بالاش به موزوني بالاي رسول است
    اين صورت زيباست و يا طلعت بيضا ؟
    اين جعد سمن ساست و يا عنبر سارا ؟
    از ما شده بيزار و دل آزرده و دلگير
    ما را نبود كاري با ختم رسولان
    گفتند به بن سعد كه اي كافر بي‌دين
    از قوم عمر چون بشنيد اين سخنان را
    كه ‌اي قوم ‌به تحقيق بدانيد كه آن نيست
    بر سبط پيمبر به يقين كار شده تنگ
    اين‌سرو روان است كه خواهد فتد از پا
    اين‌يوسف ثاني كه تفِ شعله‌ي حسنش
    نور دل ليلي بود و نخبه‌ي زهرا
    آرام دل فاطمه و شبه رسول است
    بر وي همه از چار طرف حمله نماييد
    تا سر زد و صد كس نستاند ندهد جان
    دورش چو نگين از ره كين جمله بگيريد
    يا رب  به علي اكبـر (ع)  فرخنـده  منـاقب

     

    گرديد چو از جور فلك بي‌كس و ياور
    نه بوده ظهيريش در آن عرصه ميسّر
    در خاك تپان جسم حبيب بن مظاهر
    نه‌ عون و نه عباس و نه عثمان‌ و نه جعفر
    درعمر خود آن مرتبه عاجز شد و مضطر
    زان ‌سان كه ‌شد آسان ‌به وي مرگ برادر
    آن تازه جوان شاه جوانان علي اكبر
    طبعم بسراييد ز نو مطلع ديگر
    كز نور رخش‌گشته جهان پر زر و زيور
    رخشنده ‌سهيلي زده از سمت يمن سر
    ماهش‌ شده‌ مزدور وسهيلش شده چاكر
    ماهي به‌ مصاف آمده با طلعت ‌چون خور
    رويش به‌ كف از خشم ‌چو افعي ‌زده چنبر
    بر صنعت خلّاق جهان حضرت داور
    گفتند به او كه‌اي پسر سعد ستمگر:
    دعواي تو با كيست در اين معركه ديگر؟
    اين كيست كه از بردگيت ملحد كافر؟
    بر كين ويت امر كند نفس ستمگر
    کوبند سلاطين جهان در همه كشور؟
    خون ‌مي‌چكد از رمح وي از نيزه و خنجر
    پرواز نگيرند به هم باز و كبوتر
    ظلمت نكند هرگز با نور برابر
    اندر ره يأجوج ستم سدّ سكندر
    هم درشكند هيبت او پشت غضنفر
    چون‌ راكب دلدل ، شه دين ،‌ فاتح خيبر
    يا برده  تو گويي به ميان شكل دو پيكر
    نيروش خبر مي‌دهد از قاتل عنتر
    باشد مگر اين ابن عم ساقي كوثر
    ماهش‌ به ‌پس كتف‌ و هلالش به‌كف اندر
    اين‌ صورت‌ واين ‌طلعت ‌و اين‌شوكت و اين فرّ
    ابروش ‌قرين است به ابروي پيمبر(ص)
    سيماش به احمد بنمايد نه به حيدر
    اين زلف دلاويز بود يا شب محشر ؟
    اين نرگس شهلاست و يا ديده‌ي انور؟
    دلدار و دلارام  و دل آزار و دلاور
    ما را نبود جنگي با اين سرو سرور
    بدبختي و دل سختي تو گشته فراتر
    از جاي برآشفت و بگفت آن سگ ابتر
    در خاطر خود آنچه نموديد مخمّر
    بي‌شك ‌كه‌ ز جنگ‌آمده آن‌ عاجز و مضطر
    اين نخل جوان است كه بايد ندهد بر
    بر سينه شرر مي‌زند و بر جگر آذر
    از صلبه‌ي سلمي بود و دوده‌ي هاجر
    فرزند حسين باشد و نامش علي اكبر
    سوزيد ز داغش جگر عمّه و خواهر
    تا جان ز دو صد كس نربايد ندهد سر
    از پاي درآريد و بريد از بدنش سر
    بنماي روا حاجت اين جمع سراسر

      

    برگرفته از کتاب « مجموعه اشعار ميرزا شوقي بهبهاني ، خيرالله محمّديان ، چاپ دوم ص 91 تا 93 »

                                      

    امیدوارم این کار پسندیده و این تلاش نماینده و دیگر مسئولین شهرمان در به ثبت رساندن شیوه منحصر به فرد سینه زنی بهبهان یعنی سه سنگ به همینجا ختم نشود و آقای نماینده و اداره میراث فرهنگی بهبهان قول به ثبت رساندن دومین نماد خاص عزاداری بهبهان یعنی "کولکی" را هم در دستور کار قرار دهند و در آینده نزدیک شاهد به ثبت رسیدن شیوه سینه زنی کلیه محلات بهبهان  در هنگام ورود به صحن امامزادگان  باشیم   .                                              

     

    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: _REQ_FIELD
    _CF_EMAIL: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: _REQ_FIELD