Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • حساسیت داخلی نسبت به روند مذاکرات

    نیاز آمریکا به مذاکرات هسته‌ای ایران , حساسیت داخلی نسبت به روند مذاکرات

    عصر بهبهان : بیش از جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا و به طور مشخص دولت دموکرات این کشور است که نیاز جدی به پایان این مذاکرات دارد.


    به گزارش عصر بهبهان به نقل از جهان نیوز - حمیدرضا غلامزاده: با نزدیکتر شدن به پایان دوره شش ماهه توافق اولیه ایران و 5+1 تلاش‌ها برای رسیدنب به توافق نهایی افزایش می‌یابد و عملا این مذاکرات به مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا تبدیل شده است. حسن روحانی و محمدجواد ظریف از ابتدا حساب ویژه‌ای بر روی موفقیت این مذاکرات باز کرده‌اند و با توجه به عملکرد سال اول دولت یازدهم، امیدوارند با رسیدن به یک توافق نهایی بتوانند از این وجهه بیشترین استفاده را ببرند. اما در عین حال ضعفهایی که به ویژه در روند اجرای توافق اولیه در عملکرد تیم مذاکره کننده دیده شد، حساسیت داخلی نسبت به روند مذاکرات را افزایش داده و ذره‌بین‌های زیادی به دنبال کشف جزئیات این روند هستند.

    اما واقع امر این است که بر خلاف بسیاری تصورات و فضاسازی‌های رسانه‌ای، فقط ایران نیست که اصرار دارد این مذاکرات به سرانجام برسد. بیش از جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا و به طور مشخص دولت دموکرات این کشور است که نیاز جدی به پایان این مذاکرات دارد. به عبارت دیگر، شاید یکی از دلایل مهم تبدیل علنی این مذاکرات به گفتگوهای دوجانبه همین امر باشد. جهت بررسی این امر می‌بایست مروری بر سیاست خارجی آمریکا طی سالهای اخیر و وضعیت سیاست داخلی این کشور داشته باشیم.

    از زمان آغاز بیداری اسلامی در کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا دستگاه سیاست خارجی آمریکا، علیرغم هزینه‌کرد هنگفت در این منطقه، به شدت غافلگیر شد و رفتارهای متناقضی به ویژه در خصوص مصر و لیبی از خود نشان داد. این در حالی است که بنیاد ملی دموکراسی، یکی از نهادهای دیپلماسی عمومی آمریکا، به تنهایی بیش از 8 میلیون دلار در سالهای اخیر در همین کشورهایی که شاهد انقلاب بودند، هزینه کرده است. مواضع متناقض هیلاری کلینتون و وزارت خارجه در خصوص حسنی مبارک از موارد اصلی این غافلگیری بود. موارد دیگر اظهار نظر فرستاده ویژه اوباما به منطقه بود که مواضعی کاملا متفاوت از مواضع رسمی دولت گرفت؛ تا جایی که وزارت خارجه ناچار شد سخنان وی را نظرات فردی و غیررسمی وی اعلام نماید. اوج بحران در سیاست خارجی آمریکا اتفاقات شهر بنغازی لیبی بود که منجر به کشته شدن سفیر آمریکا در این کشور شد. با این اتفاق انتقادات به سیاست های دولت اوباما افزایش یافت و جلسات متعدد استماع در کنگره برگزار شد. هر چند مصالح این کشور و منافع کلان باعث شد این انتقادات تداوم نیابد و حتی طی رقابتهای انتخاباتی 2012 تنها یک بار این مساله، آن هم توسط کاندیداهای معاون اولی مطرح شد و به سرعت از آن عبور شد.

    با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما، هیلاری کلینتون به عنوان قربانی این ضعفها برکنار شد و جای خود را به جان کری داد. اما میراث دور اول ریاست جمهوری اوباما هنوز در مصر و سوریه مهمترین عرصه‌های تحولات بین‌الملل و سیاست خارجی این کشور بودند. اگر چه اتفاقات مصر منجر به برکناری رییس جمهور منتخب این کشور، محمد مرسی، و به قدرت رسیدن نظامیانی شد که توسط آمریکایی‌ها تعلیم می‌بینند، اما اقدامات و سیاستهای آمریا در مصر از مشروعیت کافی در افکار عمومی برخوردار نیست. در سوریه نیز پافشاری ایران و همراهی روسیه به عنوان دو بازیگر اصلی در منطقه، باعث شد سیاست‌های آمریکا در این کشور به شدت شکست بخورد. دولت دموکرات آمریکا که به خوبی می‌داند توان و علاقه به ورود به یک جنگ جدید را ندارد، در مقابل فشارهای جمهوریخواهان مبنی بر ورود نظامی به سوریه و حفظ تصویر قدرت نظامی آمریکا، به اعلام خط قرمز استفاده از سلاح شیمیایی از سوی اوباما بسنده کرد. انتشار اخبار (دروغین) و شایعات مبنی بر استفاده ارتش سوریه از سلاح شیمیایی بلوف اوباما در این خصوص را فاش کرد و باز هم آمریکا نتوانست اقدامی بکند. تلاش‌های بین‌المللی در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز عمدتا توسط روسیه خنثی شدند. بدین ترتیب، سوریه صحنه باخت شدید آمریکا به ایران و روسیه بود.

    با روی کار آمدن دولت روحانی در ایران و تحول در روند مذاکرات هسته‌ای، توافق اولیه موفقیت خوبی برای ایران و تا حدودی برای روسیه به شمار می‌آمد و یک بار دیگر در فاصله کوتاهی از سایر تحولات، نتیجه غیرمیمونی برای ایالات متحده به وقوع پیوست. البته مدل سیاست‌گذاری خارجی آمریکا به نحوی است که همواره گزینه‌های جایگزینی در آستین دارد تا بتواند صجنه بازی را به نفع خود بگرداند. به عبارتی آتش افروزی در سوریه نیز از دستاوردهای همین مدل سیاست گذاری بود که بحث مفصل آن در این مخلص نمی‌گنجد. ایجاد ناآرامی در اوکراین و نیز استفاده از جنگ روانی در طول المپیک زمستانی که به میزبانی روسیه برگزار می‌شد، مهمترین اقامات آمریکا برای تلافی علیه روسیه بود. المپیک زمستانی علیرغم جوسازی شدید رسانه‌های غربی و فشار روانی در این مسابقات در خصوص مخالفت روسیه با همجنس‌گرایی و اعزام برخی ورزشکاران همجنس‌گرا به عنوان نماینده آمریکا، با موفقیت و آرامش برگزار شد و آمرکیا راه به جایی نبرد. اما نقشه دیگر در اوکراین با همکاری اتحادیه اروپا که خود ذینفع اصلی در این ماجرا می‌توانستند باشند، در ابتدا به خوبی پیش رفت و دولت مرکزی سرنگون شد و نخست وزیر متمایل به روسیه از قدرت برکنار شد. اما روسیه که پیش از این یک بار از انقلاب رنگی در این کشور ضربه خورده بود، با برگزاری همه پرسی برای جدایی بخش‌های استراتژیک اوکراین که مردمی روس‌تبار دارد، پاتکی راهبردی به آمریکا زد و نه تنها نقشه طرف مقابل را به طور جدی مخدوش نمود، بلکه دولت شورشی اوکراین را با بحرانی جدی در شرق و جنوب این کشور روبرو کرد. بنابر این در اوکراین نیز آمریکا شکست سنگینی از لحاظ سیاست خارجی متحمل شد. علاوه بر این، در زمینه امنیت داخلی نیز آمریکا با برخی اتفاقات ناخوشایند مانند بمب گذاری بوستون روبرو شد.

    پس از مروری بر شکست‌ها و ضعف‌های متعدد آمریکا در سیاست خارجی، ضروری است نگاهی به آینده نزدیک و تحولات سیاست داخلی آمریکا داشته باشیم. 13 آبان سال جاری انتخابات میان دوره‌ای در آمریکا برگزار خواهد شد و نمایندگان مجلس و یک سوم نمایندگان سنا تغییر خواهند کرد. در انتخابات میان دوره‌ای 2010 دموکرات‌ها با واگذار کردن 63 کرسی اکثریت مجلس نمایندگان را از دست دادند. در مجلس سنا نیز با از دست دادن 6 کرسی تنها با اختلاف 8 کرسی برتری خود را حفظ کردند. بنابر این، با توجه به عدم توفیق در فضای بین‌الملل و خدشه به تصور برتری آمریکا در نظام بین‌الملل، دموکراتها به احتمال قریب به یقین اکثریت سنا را نیز از دست خواهند داد و کنگره به طور یکنواخت در اختیار تعداد بیشتر جمهوریخواهان خواهد افتاد. با توجه به سابقه ریاست جمهوری اوباما و دردسرهایی که دولت او با مجلس جمهوریخواه، به ویژه رییس مجلس نمایندگان، جان بینر، داشته است، دو سال آخر دولت اوباما دوران بسیار سختی برای دموکراتها خواهد بود و نمی‌توانند امید چندانی به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 داشته باشند.

    با این اوصاف، دولت و حزب دموکرات آمریکا در عرصه سیاست داخلی با مشکلات زیادی مواجه هستند و با عدم توفیق در بسیاری از عرصه های سیاست خارجی مانند سوریه، بهترین گزینه برای تغییر فضای بازی سیاست داخلی این کشور، به سرانجام رساندن مذاکرات ایران می‌تواند باشد. چرا که دولت اوباما از یک سو تاکید بسیار زیادی بر اعمال فشار و تحریم‌ها بر ایران داشته و از سوی دیگر، منازعات متعددی با کنگره آمریکا در خصوص ایران داشته است؛ منازعاتی که در برخی موارد رییس جمهور نتوانسته است نظر خود را به کرسی نشانده و ناچار به امضای تحریم‌ها علیه ایران و مقامات ایرانی شده است. دولت اوباما برای بازیابی وجهه بین‌المللی خود نیاز به موفقیت در این مذاکرات دارد. موفقیتی که حداقل آن به سرانجام رسیدن این مذاکرات است؛ اما آمریکایی‌ها به دنبال آن هستند تا بیش از این عایدشان شود و تا حد ممکن امتیازات بیشتری از ایران بگیرند تا در عرصه سیاست داخلی بتوانند بهره بیشتری از این تحولات نصیب خود کنند. زیاده‌خواهی اخیر و عدم پیشرفت مذاکرات به دلیل بحث بر سر موشکها و مسایل دیگر نیز اتفاقاتی در همین راستا هستند.

    هر چند حسن روحانی تاکید زیادی بر تاثیر مذاکرات بر بسیاری از مشکلات کشور داشت، اما نیاز او به موفقیت در مذاکرات، دست کم از نظر سیاسی به اندازه نیاز دموکرات‌ها و دولت اوباما به پایان موفق این مذاکرات نیست. در نتیجه تیم مذاکره کننده ایرانی نیز می‌بایست دست از نگاه صفر و یکی بردارند و تنها به دنبال به سرانجام رساندن مذاکرات نباشند. بلکه نتیجه نهایی می‌بایست به صورت یک طیف دیده شود که در کمترین و بدترین حالت خود، منافع ایران را حفظ نماید و ترجیحا امتیازات بیشتری نیز کسب نماید. 

    تاریخ انتشار: ۰۹:۰۹:۴۰ | چهارشنبه, ۴ / تیر / ۱۳۹۳ هسته ای تیم, مذاکرهات, جمهوری, , اسلامی توافق
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: _REQ_FIELD
    _CF_EMAIL: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: _REQ_FIELD