• نظرها: 0
  • تاریخ انتشار: ۱۸:۱۴:۵۶ | پنجشنبه, ۴ / مهر / ۱۳۹۲
  • در خبرهای ویژه
  • توسط عصر بهبهان
  • نمایش ها: 946
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • Print Friendly Version of this pageچاپ Get a PDF version of this webpagePDF

وقتی قهرمان بوکس ایران راهی جبهه ها شد/مگه نگفتی ای کاش زمان امام حسین بودی ؟+تصاویر


عصر بهبهان :محمد رضا گلبریان جانباز 30 در صدی که روزی قهرمان بوکس کشور بود و با شروع جنگ تحمیلی با گفتن لبیک به امام خویش راهی جبهه های نبرد شد


وقتی قهرمان بوکس ایران راهی جبهه ها شد/مگه نگفتی ای کاش زمان امام حسین بودی ؟+تصاویر

     

عصر بهبهان :محمد رضا گلبریان جانباز 30 در صدی که روزی قهرمان بوکس کشور بود و با شروع جنگ تحمیلی با گفتن لبیک به امام خویش راهی جبهه های نبرد شد


به گزارش عصر بهبهان به نقل از رهیاب نیوز محمد رضا گلبریان  جانباز 30 در صدی که روزی قهرمان بوکس کشور بود و عضویت در تیم ملی بوکس ایران را در کارنامه دارد وی که با شروع انقلاب به صف مبارزان علیه رژیم شاهنشاهی پیوست با پیروزی انقلاب به عضویت کمیته امام در آمد و در مبارزه با ضد انقلاب جوانی اش را سپری کرد با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه های نبرد شد و به مقام جانبازی نائل آمد به بهانه هفته دفاع مقدس به سراغ این قهرمان واقعی در مغازه نقلی در خیابان مسلم رفتیم ومصاحبه ایی با او داشتیم که بخش هایی از این گفتگوی خودمانی را تقدیمتان می کنیم

 

 

قصه بوکسر شدن شما چیه؟

حقیقتش وقتی  پدرم عمرشو داد به شما کوچیک بودم، تو سن هفت سالگی رفتم پپسی کولا کارکنم ، یکی از بچه های آنجا گفت بیا بریم مبارزه من رو ببین منم رفتم وخلاصه خوشم امد و پاگیر بوکس شدیم

 چون سن و سالی نداشتیم حتما باید وقت غروب خونه حاضری می زدیم و یک شب که حواسم نبود شش دونگم تو رینگ تو خون کلی دعوا و مرافه شد

کم کم بوکس و شروع کردم و پیش رفتم تا یک روز تو کلوپ واحدی مسابقه داشتم وقتی مسابقه رو بردم اسم من رو تو کلوپ خوندن و یک سری بچه ها شادی کردن به لطف خدا کم کم پیشرفت کردیم

 

از افتخاراتتون تو عرصه بوکس برای ما بگید؟

سال 46 مسابقات تاج گذاری اول شدم

 سال 48مسابقات کشوری اول شدم

 سال 50مسابقات کشوری دوم شدم

 مسابقات کارگری چند بار اول شدم

 گره ملی کار می کردم چند بار اول شدم

 و تو مسابقات تیم ملی چند بار حقمو خوردن که بعد از اعتراض تماشاگران "پتروس" نماینده بوکس وقت انتخابم کرد برای تیم ملی و بردم رومانی

کت وشلوار تیم ملی رو هم تنمون کردند  ولی دقیقه اخر خطم زدن!

 

 

بهترین خاطره دوران بوکسری؟

مسابقه دادن با جبار فعلی یکی از بهترین های بوکس ایران بود و شکست دادنش

 

چه شد که قهرمان بوکس ایران و تیم ملی از جبه سر در آورد؟

 تنها عشق به امام حسین بود و بس  درست تو زمانی که اوج دوران جوانی بودم و سرحالی آنقدر که یادمه از چهارراه ابادان تا پیچ خزامی رو می دویدم اما ورزش و بوکس و جوانی و زندگی و رها کردیم و رفتیم جبهه

 آخه از بچگی حسینیه ای داشتیم به نام شهداء تو خیابان فرهنگ، پول ساخت حسینیه رو از درب سینما یک قرون ده شاهی چون جای شلوغی بود در اوردیم

با یک تومن دوتومن بچه ها یک روز ناهار می دادیم  تو عزای امام حسین و از آن زمان که بچه بودیم وقتی روضه امام حسین خونده میشد گریه می کردیم

باخودم می گفتم ای کاش بودم وکمکش می کردم وبعدش بزرگ که شدم وقهرمان بوکس شده بودم برای خودم مثلا کسی شده بودم، یک روزی که جنگ شروع شده بود به خودم گفتم مگه نگفتی ای کاش زمان امام حسین بودی ؟

 یا علی الان وقشه

 

 چطور شد مچ پاتون و تو جبهه ها جا گذاشتید ؟

گروه شناسایی بودم وقتی قبل از عملیات برای شناسایی رفته بودیم بر اثر انفجار  به همراه یکی از دوستان افتخار جانبازی رو کسب کردیم

 

یه خاطره ناب از زمان جنگ؟

خرمشهر بودم و واقعا این که می گن خدا رو تو جنگ می شه دید راسته

جنگ شدید شده بود و تانک ها امده بودن تو خیابون  در صورتی که ما فقط ژ3 و کلاش داشتیم در برابر دشمن تا بن دندان مسلح ایستادگی کردیم طوری که جوری شده بود به جایی که ما از انها بترسیم عراقی ها از ما می ترسیدند

 

حاج اقا بعضی از مردم میگن جانبازها وضعشون خوبه راسته؟

اخه برا کسی که از جان مایه میذاره ودست و پاهاش رو از دست میده پول چه ارزشی داره؟

 

 حاج اقا در پایان اگر نکته ایی دارید:
 
فقط سلامتی برای رهبر انقلاب از خدا می خوام و ان شالله  که جوونای خوب ایران راه وخط شهدا رو ادامه بدن و گوش به فرمان رهبر انقلاب باشند 
التماس دعا
 

کلمات کلیــدی : جنگ , بوکس , قهرمان , دفاع مقدس , جبهه

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: _REQ_FIELD
_CF_EMAIL: غیر فعال
وبسایت::
دیدگاه: _REQ_FIELD

اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon