• نظرها: 0
  • تاریخ انتشار: ۱۰:۳۶:۱۶ | یکشنبه, ۲۴ / شهریور / ۱۳۹۲
  • در ایران جهان
  • توسط عصر بهبهان
  • نمایش ها: 1046
  • گروهک منافقین
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • Print Friendly Version of this pageچاپ Get a PDF version of this webpagePDF

افشاگری پسر مسعود رجوی سوءاستفاده از کودکان در گروهک منافقین


مسعود رجوی به بهانه‌های مختلف کودکان را از پدر و مادرها جدا کرده و به اروپا انتقال داد و در کمپ‌‌هایی جداگانه نگهداری کرد تا این افراد را تبدیل به تروریست‌هایی آموزش دیده کند و مورد استفاده قرار دهد.



مسعود رجوی به بهانه‌های مختلف کودکان را از پدر و مادرها جدا کرده و به اروپا انتقال داد و در کمپ‌‌هایی جداگانه نگهداری کرد تا این افراد را تبدیل به تروریست‌هایی آموزش دیده کند و مورد استفاده قرار دهد.

به گزارش عصر بهبهان، سایت دیده‌بان نوشت: یکی از اقدامات جنایت‌کارانه سازمان منافقین، نقض حقوق اعضای این تشکیلات است که از سوی سرکردگان آنها صورت گرفته است.

بعد از شکست سنگین منافقین در عملیات مرصاد، رجوی با برگزاری نشست‌هایی تحت عنوان تنگه و توحید سعی کرد تقصیر این ناکامی بزرگ را بر گردن خود اعضا بیاندازد.

منظور از تنگه همان تنگه چهارزبر بود که در آنجا نیروهای سازمان توسط رزمندگان ایرانی تارومار شدند و منظور از توحید نیز همان حربه رجوی بود که سعی داشت عدم موفقیت در این عملیات را برگردن عدم توجه ذهن و فکر نیروها به کسب پیروزی و انجام ماموریت بیاندازد.

 

تعدادی از کودکان منافقین که برای آموزش به اروپا فرستاده شده‌اند

وی با این بهانه مسئله انقلاب ایدئولوژیک و طلاق اجباری را مطرح کرد تا به قول خودش نیروها ذهن و فکر خود را از غیر تشکیلات پاک کنند و دلبستگی‌های دنیایی خود را فراموش کنند.

با فروپاشی خانواده، مسعود رجوی به بهانه‌های مختلف کودکان را از پدر و مادرها جدا کرده و به اروپا انتقال داد و در کمپ‌‌هایی جداگانه نگهداری کرد تا این افراد را تبدیل به تروریست‌هایی آموزش دیده کند و مورد استفاده قرار دهد.

در سال 1997 با توجه به آغاز بحران نیرو در سازمان، رجوی برای تقویت روحیه در میان نیروها تصمیم به بر گرداندن نوجوانانی کرد که در کودکی در 1991 به بهانه خطرات ناشی از جنگ اشغال کویت علیرغم مخالفت خانواده هایشان به اروپا و کانادا فرستاده شدند.

هیچ کدام از این کودکان مراحل قانونی مهاجرت فرزند خواندگی را طی نکردند زیرا اکثر آنان با مدارک جعلی وارد این کشورها شده‌اند.

اما سازمان با سوءاستفاده از عدم سختگیری ماموران فرودگاه‌ها بر رفت و آمد کودکان، این کار را صورت داده بود.

تحلیل رجوی این بود که کودکان مانعی در راه رهائی فکری وابستگان سازمان هستند و با دور کردن بچه ها، ‌انرژی بیشتری برای براندازی نظام ایران آزاد خواهد شد!

طرح بازگرداندن این نوجوانان به اشرف در سال 1997که تبدیل به ماشین‌هایی شده بودند که استقلال فکری نداشتند،‌ خیانتی دیگر در حق همین کودکان بود زیرا بسیاری از این نوجوانان پدران یا مادرانشان یا هردو را در عملیات‌های سازمان از دست داده بودند و البته این بازگشت نیز به هیچ عنوان به معنای بازگشت به آغوش خانواده نبود.

از آنجا که تاخیر در اعزام این نوجوانان باعث می‌شد که آنان به سن قانونی برسند و در آن صورت امکان بردن این افراد برای همیشه از بین می‌رفت، اکثر این نوجوانان قبل از اینکه تبعه آن کشوری که در آن ساکن بودند بشوند، توسط سازمان به عراق برگردانده شدند. این اقدام باعث شد که برگشت آنان به ان کشور بدلیل اسم غیر واقعی ثبت شده در مورد مدارک مهاجرت و نیز عدم تابعیت آن کشور دچار اشکال جدی شود.

این کودکان که در حدود 900نفر بودند قربانی امیال سرکردگان تروریست گروهک منافقین شدند و عمر و زندگی خود را در این را از دست دادند.

مصطفی (معروف به محمد) رجوی که فرزند مشترک مسعود و اشرف ربیعی می باشد، یکی از همین افراد است. به گفته اعضای جدا شده سازمان، مصطفی که اکنون بیش از 30 سال سن دارد 27 و با افکار سیاست‌های پدرش به شدت اختلاف دارد، می‌گوید: « من بدبخت ترین بچه دنیا هستم. وقتی که نوزاد بودم مادرم در خانه تیمی در تهران کشته شد، بعد از آن با پدر بزرگم بودم که توسط تشکیلات به فرانسه برده شدم. در آنجا روزها با 4 تا محافظ به مدرسه می رفتم و عصر ها هم معلم خصوصی داشتم. حق نداشتم با بقیه بچه‌ها بازی کنم و بعد هم که به اینجا(عراق) اورده شده ام».

مصطفی رجوی مایل نیست که در عراق باشد ولی از آنجا که با سیاست‌های پدرش مخالف است برا ی عدم افشای روابط داخلی اجازه خروج از عراق را به وی نمی دهند، وی بارها اشاره کرده است که «مسعود» دجال‌ترین فرد در دنیاست.

وی در زمانی که در اشرف نگه داشته می‌شد یک بار با چند نفر از اطرافیانش با یک کامیون اقدام به فرار کرده و سعی داشت از سیم‌خاردارها و سیاج اشرف عبور کند که دستگیر شد.

وی در بهار سال 2003 به همراه چند نفر دیگر با تهیه مقداری دلار و تهیه نقشه عراق اقدام به فرار می کنند که لو می روند، آنها در اوایل شب بعد از شام با یک آیفا به یک قسمت از سیم خاردار اشرف می زنند و هنگام پرش از سقف کامیون ، توسط ماموران مراقبت مصطفی دستگیر میشوند. ماموران یک سیلی به گوش مصطفی می زنند و به وی فحاشی میکنند. چند همراه دیگر نیز دستگیر و به اتاق اطلاعات برده می شوند و در آنجا مورد توهین و ضرب و شتم قرار می گیرند و بعدا به انفرادی برده می‌شود.

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: _REQ_FIELD
_CF_EMAIL: غیر فعال
وبسایت::
دیدگاه: _REQ_FIELD

اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon