Print Friendly Version of this page pdf
نظرها: 0
0 0
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • از فرستادن امام (ره) به موزه های تاریخ تا حمایت فعلی از اعضای بیت امام!

    عصر بهبهان : نزدیکی به اعضای بیت امام خمینی (ره) تنها در جهت تامین منافع گروهی خاص می باشد که پس از رسیدن به اهداف خود طرح عبور از ایشان را نیز همانند سایرین کلید می زنند.


    عادل نوروزیان/
    اصلاح‏ طلبان در چهار انتخابات پی‏ درپی (هفتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1376، اولین انتخابات شوراهای شهر در سال 1377، ششمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1378 و هشتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1380) به پیروزی دست یافتند و توجه تحلیلگران مسائل سیاسی و اجتماعی ایران را به خود جلب کردند، اما پس از این به واسطه برخی اقدامات طیف رادیکال خود مقبولیت اجتماعی خود را از دست دادند و شکست‏های تکان‏دهنده و مستمری را در چندین انتخابات بعدی (دومین انتخابات شوراهای شهر در سال 1381، هفتمین، هشتمین و نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی  و نهمین و دهمین انتخابات ریاست جمهوری) تجربه کردند.
    به عقیده تحلیل گران تداوم سیاست تعدیل اقتصادی بازمانده از دوران سازندگی، تمرکز محض بر دغدغه‏های سیاسی و روشنفکرانه، توجه دوچندان به اقشار خاص جامعه و فراموشی اقشار سطح پایین، ستیز با ارزش‏های اسلامی و انقلابی، کشمکش درونی طسف معتدل و رادیکال اصلاح‏ طلبان، ناتوانی دولت در برآورده کردن مطالبات ساختارشکنانه اپوزیسیون، غوغازیستی و تنش‏آفرینی طیف رادیکال از مهمترین دلایل افول پایگاه اجتماعی آنها به شمار می آید.
    به هر صورت با از دست رفتن پایگاه اجتماعی اصلاحات، طیف رادیکال که به طور معمول وظیفه تئوری پردازی را بر عهده دارد بدین نتیجه رسید تا به منظور بقاء در سپهر سیاسی کشور ت حصول شرایط مطلوب و اوج گیری دوباره در رحم های اجاره ای به حیات خود ادامه دهد. بدین منظور سعی بر آن شد تا از جایگاه و موقعیت افراد ذی نفوذ که بعضاً دارای تفاوت دیدگاه عمیق و حتی دشمنی با آنها هستند استفاده شود و پس از حصول نتیجه مطلوب طرح عبور از وی را کلید زده و مهره چینی دلخواه خود را انجام دهند. این رویه از سال 84 تا کنون حداقل در 2 برهه اجرا شده است و بیم آن می رود که در انتخابات پیش رو نیز طیف رادیکال اصلاح طلبان از همین حربه استفاده نمایند. برای تشریح هرچه بهتر این موضوع به بیان موارد عینی این طرح و برآوردهای موجود در خصوص انتخابات آتی می پردازیم.
    الف- هاشمی رفسنجانی: مورد اول که در این زمینه می توان بدان اشاره کرد بحث گرایش طیف رادیکال اصلاحات به هاشمی پس از انتخابات 84 می باشد. این مورد در حالی است که سنگین ترین هجمه های ممکن از جانب طیف این گروه در ایام اوج دولت اصلاحات به هاشمی وارد می شد.
    هاشمی باید پاسخگوی فسادهای شدید دوره اش باشد (عباس عبدی)، فساد دوره هاشمی صدر و ذیل سیستم را پاره کرده، در دوره هاشمی مخالفانش تحت پیگرد بودند (عباس عبدی)، هاشمی یک فاجعه بود (مجتبی بدیعی)، هاشمی پشت یارانش را خالی می کرد، هاشمی عامل رانت خواری و ثروت اندوری، هاشمی عامل قتل های زنجیره ای است (اکبر گنجی)، هاشمی و ناطق یکی هستند، هر دو مخالف اصلاحاتند (علی اکبر محتشمی)، مردم به هاشمی خوشبین نیستند (محمد باقر ذاکری)، هاشمی موج سوار خوبی است (سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی)، در دوره هاشمی هر 40 روز یک قتل مشکوک سیاسی داشته ایم (روزنامه صبح امروز)، عمر سیاسی هاشمی تمام شده (محمد قوچانی)، هاشمی به توسعه سیاسی اعتقادی ندارد(تقی رحمانی) و .... تنها بخش کوچکی از هجمه های این گروه بر علیه هاشمی بود. 
    این هجمه ها تا جایی بود که هنگامی که در انتخابات مجلس ششم – مصطفی تاج زاده از عناصر افراطی اصلاح طلبان مسئول برگزاری انتخابات بود-  و پس از مشخص شدن حجم گسترده تقلب در حوزه انتخابیه تهران و به تبع آن حذف صندوق های مخدوش و بازشماری آرا هاشمی رفسنجانی به عنوان نفر 20 وارد مجلس شد، روزنامه های زنجیره ای چنان هجمه ای بر علیه وی به راه انداختند که او مجبور به انصراف از مجلس شد.
    محسن هاشمي سال 91 در مصاحبه با روزنامه بهار که خبر آن در سایت انتخاب نیز منتشر شد در این خصوص می گوید: ايشان در آن انتخابات بيستم شد، اگر صندوق ها را باز مي كرديم شايد انتخابات تهران باطل مي شد. كتابي هست به نام "انصراف" كه حاج آقا دلايل انصراف شان را از انتخابات مجلس ششم نوشته اند. آن موقع مسئول انتخابات فهرست را مي خواند ولي اسم ايشان را نمي خواند. من مدام تماس گرفتم و گفتم چرا نمي خوانيد گفت ما هنوز به رأي آيت الله هاشمي شك داريم، بعد شكايت شد و يك بساطي راه انداختند كه اگر يادتان باشد كاريكاتور "آقاسي" را كشيدند. من آن موقع رئيس دفتر حاج آقا بودم، به شوراي نگهبان شكايت شد. برخي از صندوق ها را باز كردند و هر صندوقي كه باز مي شد آراي آن مخدوش بود و باطل اعلام مي شد. تا 30 درصد بازشماري شد و حاج آقا بيستم شد، بعد گفتند ديگر ادامه ندهيد چون مجبور مي شوند انتخابات تهران را باطل كنند. وقتي از 30 به 20 رسيدند ديدند انتخابات در تهران مخدوش است. افراطي هاي اصلاح طلبان و اجرايي هاي آنها تقلب كرده بودند.
    اما پس از انتخابات 84 و با فرض آنکه حمایت از هاشمی می تواند باعث ایجاد انشقاق در بدنه نیروهای انقلابی و زمینه ساز پیروزی آنها در انتخابات های آتی گردد به یکباره تمامی توهین ها و هجمه ها به هاشمی به ستایش و تمجید بدل گشت تا جایی که چندی پیش مصطفی تاج زاده که مسئول برگزاری انتخابات مجلس ششم بود در یادداشتی که از سوی سایت العربیه منتشر شده نوشت: آقای هاشمی  امروز بدان جهت آماج برخوردهای مغرضانه افراطیون قرار گرفته که در کنار دفاع ثابتش از رهبر، صریح‌تر از همیشه به دفاع از حق‌الناس، آزادی قلم، بیان، اندیشه، احزاب و انتخابات آزاد پرداخته است و با تندروی و افراط‌گرایی شفاف‌تر از گذشته مخالفت می‌کند.
    وی با ادعای اینکه ما نمی‌توانیم مانع توهین‌ها و تهمت‌ها به فرمانده جنگ شویم، نوشت: حمایت بی‌قید و شرط ما از هاشمی در دو ماه آینده همچون حمایت از آقایان روحانی و سیدحسن خمینی پشتیبانی از همه اشخاصی است که دوستشان داریم و رأی به آرمان‌هایی است که برای تحققشان تلاش زیادی کرده‌ایم. رأی ما در این انتخابات به هاشمی رأی به اسلام رحمانی و دمکراتیک برابر اسلام تکفیری و قرون وسطایی است.
    اتخاذ این مواضع در حالی است که اولاً همانگونه که بیان شد، محسن هاشمی ستاد انتخابات دولت اصلاحات را مسئول تقلب علیه هاشمی در انتخابات سال 78 (مجلس ششم) معرفی می‌کند و رئیس این ستاد شخص تاج‌زاده بود. ثانیاً افراطیون مدعی اصلاحات در اقدامی هماهنگ و از طریق نشریات زنجیره‌ای، هاشمی را عالیجناب سرخپوش قتل‌های زنجیره‌ای و عامل ترور و خشونت و سرکوب معرفی کردند و معلوم نیست امروز چگونه همین موضع را با اسلام رحمانی جمع می‌کنند.
    ب- دولت روحانی: طیف تندروی اصلاحات پس از روی کار آمدن دولت یازدهم سعی کرد تا با استفاده از رسانه های زنجیره ای و اظهارنظرهای چهره های تاثیرگذار خود آنگونه القا نماید که دولت وام دار آنهاست.  سعید حجاریان در این خصوص با بیان اینکه اگر اصلاح‌طلبان بشکنند روحانی هم شکسته است، عنوان می کند: روحانی با حمایت هاشمی و خاتمی و همچنین کناره‌گیری عارف و بسیج اصلاح‌طلبان رای آورد پس در صورت عدم حضور اصلاح‌طلبان جریان راست، ‌روحانی را به ورطه شکست می‌برند.
    اما پس از آنکه روحانی و دولت یازدهم نتوانست انتظارات طیف رادیکال اصلاحات را برآورده کند پروژه عبور از روحانی نیز به سرعت کلید خورد. 
    روحانی باید به وعده‌هایی که داد پایبند باشد، اگر اصلاح‌طلبان نباشند روحانی هم وجود نخواهد داشت،‌ هدف اعتدال بازگشت به وضع پیش از اصلاحات است، روحانی مرتکب اشتباه شده است، اگر قادر نبودید قوا را هماهنگ کنید اشتباه کردید مسؤولیت پذیرفتید، همکاران روحانی هیچ تناسبی با افکار وی ندارند، وزیرکشور روحانی خوب نیست، حضور ما در دولت کمرنگ است، گفتمان اصلاحات به گفتمان اعتدال تبدیل نمی‌شود، اصلاح‌طلبی مشی خودش را دارد، اصلاحات قطعا در انتخابات حرف خودش را می‌زند، دولت روحانی پوپولیست است، نمی‌توان اعتدال را روش دانست، اصلاح‌طلبان در هنگامه پوست‌اندازی هستند و ... تنها بخشی از تیترهایی است که در این راستا در نشریات و رسانه های زنجیره ای در چند ماه گذشته منتشر شده است. 
    البته محمدرضا تاجيك فعال سياسي اصلاح‌طلب و از تئوریسین های این جریان چندی پیش در گفت‌وگو با روزنامه شرق با تأييد پروژه "مستاجر چهار ساله" اصلاح‌طلبان! اظهار داشته است كه از امروز از شدت و گستره حمايت اصلاح‌طلبان به دولت كاسته شده است.
    این فعالیت ها و اظهارنظرها را می توان فاز عملیاتی عبور از روحانی نامید که توسط طیف تندروی اصلاحات کلید خورده است.
    البته باید یادآور شد که پروژه عبور از عواملی که نمی توانند به خوبی سیاسیت های دیکته شده طیف رادیکال را برآورده سازند امری تازه نیست. سال ۱۳۷۹، یعنی یک سال پس از غائله ۱۸ تیر ۱۳۷۸، در استندفورد ایالات متحده آمریکا، کنفرانسی با حضور تعدادی از استراتژیست‏ ها و برخی از چهره‏های برجسته اتاق فکر آمریکا مثل برژینسکی، کنتی مدمن و خانم رایس برگزار شد. یکی از سخنرانان این کنفرانس خانم گیلی لاپیدوس از طراحان فروپاشی شورای سابق بود. او در سخنرانی ‏اش گفت: آنچه در این مدت از ریاست جمهوری خاتمی در ایران دریافته ‏ایم این است که او نمی‏ تواند در پیش‏برد پروژه اصلاحات در ایران موفق باشد. نقش او در ایران، نقش گورباچف در شوروی است و ما برای پیشبرد اصلاحات در ایران باید دنبال یک یلتسین باشیم. خاتمی می‏ خواهد در ایران هم پاپ باشد و هم مارتین لوتر. اینها با هم جمع نمی ‏شود. بنابراین باید از خاتمی عبور کنیم. پس از این اظهارنظرها بود که روزنامه‏ های زنجیره‏ای جامعه، توس و خرداد طرح عبور از خاتمی را مطرح کردند.
    ج- نزدیکی به بیت امام خمینی (ره) در آستانه انتخابات پیش رو: نکته جالب توجه در اینباره نیز آن است که همانند مورد اول طیف رادیکال اصلاح طلب که روزی خواهان فرستادن امام خمینی به موزه های تاریخ بودند حال برای رسیدن به اهداف خود در انتخابات پیش رو داعیه دار حمایت از اعضای بیت ایشان هستند؟
    19 فروردین ماه سال 79 بود که تعدادی از اصلاح طلبان و چهره های ملی مذهبی عازم کنفرانسی به میزبانی حزب هانریش بل (موسوم به سبزها) در برلین شدند. حمید رضا جلایی پور عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، علیرضا علوی تبار، جمیله کدیور، محمود دولت آبادی، عزت الله سحابی، شهلا شرکت، کاظم کردوانی، اکبر گنجی و حسین یوسفی اشکوری از مهم ترین چهره هایی بودند که از ایران عازم این کنفرانس شده بودند.
    اما یکی از جنجالی ترین اظهارنظرها درباره اندیشه انقلاب_ نه در متن این همایش که به محلی برای زیر سوال بردن اندیشه های انقلاب تبدیل شده بود_در حاشیه این کنفرانس رخ داد.
    اکبر گنجی روزنامه نگار شناخته شده اصلاح طلب و یکی از مهمانان این نشست در حاشیه آن با روزنامه تاگس اشپیگل آلمان مصاحبه کرد. گنجی ابتدای این مصاحبه وقتی در برابر سوال روزنامه نگار آلمانی درباره آینده حکومت ایران قرار می گیرد می گوید: حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید. 
    اما نقطه اوج مصاحبه وی جایی است که گنجی در برابر سوال این روزنامه مبنی بر اینکه آیا [امام] خمینی نیز به موزه خواهد رفت؟ قرار می گیرد و اینگونه پاسخ می دهد: ما تلاش میکنیم [امام] خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف دموکراسی نباشد. خمینی دیگر وجود ندارد آنچه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست. او به هر حال یک روزی به موزه خواهد رفت و هیچکس نمی تواند جلوگیری کند. 
    مصاحبه گنجی با تیتر "خمینی به موزه خواهد رفت" در روزنامه تاگس به چاپ رسید.
    عبدالکریم سروش از دیگر تئوریسین های طیف رادیکال اصلاح طلب نیز در مصاحبه ای با روزنامه دی تسایت چاپ آلمان در بحبوحه فتنه سال 88 در ایران، ادبیات تند تری را علیه اندیشه امام به کار گرفته و می گوید: او شخصاً آدم خوبی بود، اما نظریات نادرستی داشت... به علاوه او از سرکوب مخالفان خود ابایی نداشت!!!
    عیسی سحرخیز از دیگر فعالان اصلاح طلب و عضو ستاد میرحسین موسوی نیز چندی پیش در گفت‌وگو با یک سایت ضدانقلاب تأکید کرده است که "خیلی از اصلاح‌طلبان! برخلاف اول انقلاب دیگر علاقه‌ای به آقای خمینی ندارند." این بازداشتی فتنه ۸۸ در بخش دیگری از این مصاحبه با تصریح بر "نگاه منتقدانه " خود به امام خمینی می‌گوید: من نگاه منتقدانه‌ای به ایشان دارم و فکر می‌کنم خیلی از کارها خطا بود.
    با این موارد که تنها مشتی از خروار است جای تعجب و تامل بسیار دارد که افرادی که دیدگاهشان تا این اندازه با آرمان های امام راحل در تناقض است و بارها و بارها در بزنگاه ها این موضوع را اثبات کرده اند اینک با چه هدفی در چرخشی 180 درجه و آشکار به حامیان افکار امام (ره) و اعضای بیت ایشان تبدیل شده اند.
    سوابقی که در بالا از این طیف عنوان شد این احتمال را تقویت می کند که نزدیکی به اعضای بیت امام خمینی (ره) نیز تنها در جهت تامین منافع گروهی خاص می باشد که پس از رسیدن به اهداف خود طرح عبور از ایشان را نیز همانند سایرین کلید می زنند.
    این جماعت افراطی نشان داده اند که هیچ چیز همانند شهوت قدرت برای آنها اهمیت ندارد و برای رسیدن به این مقصود از هیچ اقدامب فروگذار نیستند.

    تاریخ انتشار: ۰۹:۴۴:۳۴ | پنجشنبه, ۲۴ / دی / ۱۳۹۴
    اشتراک گذاری

    دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

    Leave a reply

    نام:: _REQ_FIELD
    _CF_EMAIL: غیر فعال
    وبسایت::
    دیدگاه: _REQ_FIELD