• نظرها: 0
  • تاریخ انتشار: ۱۰:۳۷:۱۶ | دوشنبه, ۲۴ / تیر / ۱۳۹۲
  • در تحلیل و گزارش
  • توسط عصر بهبهان
  • نمایش ها: 1050
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • Print Friendly Version of this pageچاپ Get a PDF version of this webpagePDF

عملیات رمضان آغاز استراتژی "راه قدس از کربلا می گذرد"


عصر بهبهان :پیروزی بیت المقدّس آنقدر شیرین بود، آنقدر بزرگ بود برای ما که امام یک استراتژی برای انقلاب تعیین کرد به نام : « راه قدس از کربلا می گذرد . » اینکه بعضی می گویند این استراتژی برای جنگ بود به نظر مناسب نیست . جنگ هم بخشی از انقلاب بود .


گفتگو با محمدهادی اسماعیل زاده پیشکسوت دفاع مقدس:

عملیات رمضان آغاز استراتژی "راه قدس از کربلا می گذرد"

    

عصر بهبهان :پیروزی بیت المقدّس آنقدر شیرین بود، آنقدر بزرگ بود برای ما که امام یک استراتژی برای انقلاب تعیین کرد به نام : « راه قدس از کربلا می گذرد . » اینکه بعضی می گویند این استراتژی برای جنگ بود به نظر مناسب نیست . جنگ هم بخشی از انقلاب بود .



باور کردن حرفایش سخت بود! آخر چطور یک نوجوان 16- 15 ساله که معمولا باید به فکر فوتبال و گل کوچک بازی کردن در کوچه های خاکی با همسن و سالانش باشد؛ می تواند بشود مسؤول ستاد گردان یک جنگ بزرگ و نابرابر...؟!! همان جنگی که همه ابرقدرت های دنیا یک طرف آن باشند و سرزمین دوست داشتنی و مظلوم او طرف دیگرش بود .

 

  روی صندلی اش آرام نمی گرفت وقتی از برایم 1097 تانک و نفربری می گفت که همراه همرزمانش از دشمن بعثی به درک واصل کرده بودند . می گفت یک چنین اتفاقی بجز عملیات رمضان در هیچ عملیات دیگری به وقوع نپیوست . عملیاتی که اگرچه بخاطر سختیها و مشکلات زیادش عدم الفتح نام گرفت ؛ ولی ماشین جنگی دشمن را از کار انداخت .

 

  با اینکه سعی می کرد خود را آرام نشان دهد ولی به خوبی می شد فهمید که تمام خاطرات آن روزها دوباره مقابل دیدگانش مجسّم شده اند. سوّم راهنمایی بود که مجبور شد درس و مشق و مدرسه را رها کند و کوله پشتی را برگیرد و سلاح بر دوش گذارد و عازم دفاع از سرزمینش شود . از همان 14 سالگی سعی کرده بود همراه بزرگترها تقریباً از هیچ عملیاتی عقب نماند : ثامن الأئمه ... طریق القدس...فتح المبین ... بیت المقدس ... رمضان ... والفجر ... خیبر ... بدر ...

 

  هنوز هم شور و شوق آن روزهارا داشت . این را می شد از خنده هایش متوجّه شد که وقتی می خواست خاطره جالبی تعریف کند با به یاد آوردن خاطره ، هنوز تعریف نکرده جلوجلو می خندید. به طوری که شنونده از خنده های خودش بیشتر ذوق می زد تا خاطره اش. اهل شوشتر بود . در همان زمان جنگ هم ازدواج کرده بود . ولی حالا دیگر موهایش جوگندمی شده بود و کم کم گرد پیری داشت بر چهره اش نمایان می شد ؛ اگرچه از سال های دفاع مقدس سالها میگذشت ولی از سال 72 تا کنون هنوز مناطق را رها نکرده و از راویان فتح نمونه دفاع مقدّس بود ؛ محمّد هادی اسماعیل زاده سرهنگ بازنشسته سپاه پاسداران . 

وقتی از او خواستیم که دیداری با وی داشته باشیم تا به مناسبت سالگرد عملیات رمضان برایمان سخن بگوید ؛ با اشتیاق خودش را به دفتر سایت اهوازنوین رساند . آنقدر خاطره داشت، چنان کلکسیونی از اطلاعات دفاع مقدس بود که نمی دانست از کجا شروع کند و کدام خاطره را بازگو کند که وقت کم نیاورد و حق مطلب را أدا کرده باشد .

 

  می گفت : اگر بخواهم در رابطه با عملیات رمضان حرف بزنم اوّل باید کمی به عقب تر برگردیم. به روزهای اول جنگ.

 

  وضعیت انقلاب اسلامی ایران قبل از عملیات رمضان :

  وضعیت انقلاب اسلامی ما باعث شد صدام فکرکند وضعیت مناسبی پیش آمده  که به سمت ایران بیاید و خاک ما را تصرّف بکند . پس صدام حمله کرد و در خاک ما پیشروی نمود . وضعیت ماهم مناسب نبود . رئیس جمهور ما آقای بنی صدر خیانت کرد . و شایستگی رهبری ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرماندهی کل قوا را نداشت . و در این فرصت دشمن جلو آمد . تا سال 60 که امام وی را برکنار کرد و بنی صدر فرار کرد و امام خودشان فرماندهی کل قوا را به عهده گرفتند . و یک وحدتی بین نیروهای مسلح به وجود آمد .

 

  نیروی انتظامی، شهربانی، ژاندارمری ، جهاد ، بسیج ، سپاه ، و ... همه را امام حول یک محور جمع کرد که آن هم تکلیف الهی بود که باید از این مملکت دفاع می شد . خب ، یک وضعیت خوبی امام ایجاد کرد که ما توانستیم یک عملیاتی کنیم ضرورتاض به خاطر آن فرمان امام که حصر آبادان باید شکسته شود.

 

  آبادان آزاد شد و نیروهای مسلح یک مقداری به خودشان آمدند و 12 عملیات بزرگ را طراحی کردند ، تا خاکمان را پس بگیریم و به اهداف سیاسی نظامی مان برسیم که اسم این 12 طرح را گذاشتند عملیاتهای کربلا . که اولین طرح کربلا وقتی اجرا شد اسم آن طرح کربلا را گذاشتند عملیات طریق القدس . بعد هم کربلای 2 انجام شد به نام فتح المبین و بعد هم بیت المقدس و ...

 

  روند خوبی بود . ارتش و سپاه توانستند با وحدت فرماندهی به پیروزیهای خوبی برسند و بیت المقدس نقطه عطفی در آن تاریخ بود . البته پایان یک استراتژی هم بود . استراتژی پس گرفتن خاکمان از لوث دشمن و در واقع بیت المقدس حدّ فاصل دو استراتژی شد : یکی استراتژی پاکسازی خاکمان از وجود دشمن ، و دیگری استراتژی تنبیه متجاوز.

 

  استراتژی « راه قدس از کربلا می گذرد »

  قبل از اینکه وارد بحث عمایات رمضان شویم باید عرض کنم که وقتی عملیات بیت المقدس تمام شد اسرائیل حمله کرده بود به لبنان و رسیده بود به بیروت و وضعیت نابهنجاری به وجود آمده بود و شعار انقلابمان سرنگونی اسرائیل بود و ما معتقد بودیم اسرائیل غدّه سرطانی است و باید از بین برود . لذا پیروزی بیت المقدّس آنقدر شیرین بود، آنقدر بزرگ بود برای ما که امام یک استراتژی برای انقلاب تعیین کرد به نام : « راه قدس از کربلا می گذرد . » اینکه بعضی می گویند این استراتژی برای جنگ بود به نظر مناسب نیست . جنگ هم بخشی از انقلاب بود . پس این استراتژی برای کل انقلاب بود که در دامنه دفاع مقدس طراحی شد .

 

   استراتژی « تنبیه متجاوز »

  نکته دیگری که باید عرض کنم این است که عملیات بیت المقدس به اتمام رسید . ولی عملیات کاملی نبود . بله ... ما خرمشهر را گرفتیم ، پیروزی خیلی باشکوهی بود، خیلی نتایج بزرگی داشت، امّا یک عملیات کاملی نبود . عملیات کامل این بود که ما در ادامه آزادسازی خرمشهر برویم در حاشیه دجله ( یا به قول عراق شط العرب ) و آنجا پدافند کنیم . چون متأسفانه ما در شلمچه و در پشت مرزها زمین گیر شده بودیم و به شط العرب نرسیدیم .

 

  در این فرصت یک فاصله زمانی دوماهه طول کشید از سوّم خرداد تا عملیات رمضان . در این فاصله دشمن توانست خیلی از اقدامات پدافندی و تأمینی خودش را انجام دهد که اینها در روند عملیات رمضان تأثیر خیلی بزرگی داشت . پس ما بعد از اینکه یک استراتژی برای جنگ مشخص شد عملیات رمضان را باید انجام می دادیم که انجام هم دادیم .

 

  البته به صورت خلاصه می توان گفت : عملیات رمضان عملیاتی بود که در یک استراتژی به نام « تنبیه متجاوز » انجام شد و این تنبیه متجاوز ضرورتاً باعث این شد که ما وارد خاک عراق شویم . حالا که می خواهیم وارد خاک عراق شویم یک سری مباحث سیاسی هم به میان آمد . بعضی ها از روی سؤال می پرسیدند ، بعضی ها هم از روی مرض و غرض می پرسیدند که آیا جنگ کافی نیست ؟ بالاخره هم فرماندهان و آقایان سیاسی رفتند خدمت حضرت امام(ره). امام نظراتی داشتند : اگر بخواهیم صدام را تنبیه کنیم و به اهدافمان برسیم باید وارد خاک عراق شویم . لذا امام مجوّز دادند و اولین عملیات برون مرزی ما در تیر ماه سال 61 به نام عملیات رمضان طراحی شد .

  

 چرا پس از عملیات بیت المقدّس جنگ را ادامه دادیم و وارد عملیات رمضان شدیم ؟ 

   1-  اگر بخواهیم به صورت خلاصه بگوئیم که چرا وارد عملیات رمضان شدیم یک دلیل آن این است که بعد از بیت المقدّس ، صدام ادب نشد و إبراز پشیمانی نکرد و قرارداد الجزایر را نپذیرفت و هر آن امکان داشت به بهانه همین قرارداد الجزایر و همان نظرات واهی خودش دوباره به ایران حمله کند . لذا ما باید این دشممن را تنبیه می کردیم . باید نشان می دادیم که ما قدرت برتریم و اجازه نمی دهیم که تو دوباره به سرزمین ما تعدّی کنی .

 

   2- متأسفانه سیستم بین الملل هم هیچ پشتیبانی از ما نکرد و هیچ سند و قطعنامه ای صادر نکرد که صدام متجاوز است و اشتباه کرده است و ... هیچ کس صدام را محکوم نکرد که ما لااقل بر اساس آن قطعنامه جنگ را تمام کنیم . 

 

    3- خیلی از سرزمین های ما مثل جبال حمرین ، فکه ، شلمچه ، مناطق سمت شمال غرب ، قسمت هایی از هورالعظیم ، قسمت هایی از چزابه ، و ... هنوز در اختیار عراق بودند و ما نمی توانستیم چشم پوشی کنیم حتّی از یک متر آن . پس ما باید جنگ را آنقدر ادامه می دادیم تا به همه اهدافمان برسیم . 

 

   4- خیلی از شهرهای ما زیر آتش دشمن بودند . ما چطور  می توانستیم بنشینیم و جنگ را ادامه ندهیم ؟ بندر خرمشهر، آبادان ، بستان ، سوسنگرد ، مهران و ... بنابراین با همه این دلایل می شود استنباط کرد که ورود ما به خاک دشمن در قالب عملیات رمضان یک أمری بدیهی بود و هر کشور دیگری هم بود همین کار را انجام می داد .

 

  راهکارهای تعیین سرنوشت جنگ بعد از عملیات بیت المقدّس :  

 یک عده ای بودند که واقعا این بحث را به میان آورده بودند که چرا به سمت جنگ می روید ؟  خب هم شما و هم کسانی که بعداً این مطالب را می خوانندمی دانید که ما وضعمان از نظر نظامی از عراق ضعیفتر بود . و ما باید یک کاری می کردیم که این ضعف را جبران کنیم .

 

1-     خب یک راهش این بود که ما برویم و سلاح بخریم . مثلا اگر عراق پنج هزارتانک داشت ماهم برویم و پنج هزار تانک بخریم . ولی آیا ما پولش را داشتیم ؟ که نداشتیم . یا اصلا کسی به ما سلاح می داد؟ که نمی داد . چون ما در محاصره بودیم .  

2-     یک راه هم این بود که برویم مثلا از شوروی کمک بگیریم ، یا از آمریکا ، یا آلمان ، یا فرانسه ، یا ... ولی آیا این کمک گرفتن از این کشورها با آن انگیزه های ما همخوانی داشت ؟ ما برویم از آمریکایی کمک بگیریم که دشمن ماست ؟!  

3-     راه دیگر هم این بود حالا که ما سلاح نداریم برویم و تسلیم بشویم . اینها که می گویم واقعا همه در آن زمان مورد بحث قرار گرفته بودند .  یعنی زمان جنگ واقعا افرادی بودند که می گفتند باید برویم و از آمریکا و شوروی کمک بگیریم . و بعضی ها واقعا می گفتند باید تسلیم بشویم و عقب نشینی کنیم  و یک جاهایی را به دشمن بدهیم .  

4-     البته یک موضع دیگر هم این بود که مقاومت کنیم حتّی اگر به کشته شدن مان بینجامد که البته این موضع طرفداران زیادی هم داشت . که همین موضع مقاومت بر همه راه حل ها پیروز شد .

 

  باید بگویم که مقاومت هم فقط از انسانهای با ایمان سر می زند. کسانی که ایمان نداشته باشند که نمی توانند مقاومت کنند ، در سختی ها جا می مانند، وا می دهند ، تسلیم می شوند در برابر دشمن . پس نتیجتاً برای مقاومت ما باید انسان های با ایمان داشته باشیم . از همین جا بود که یک فرهنگی شکل گرفت که نامش را گذاشتیم « فرهنگ دفاع مقدّس » . و یکی از آن فرهنگ ها هم همین نامگذاری هاست .  

 

     اسامی عملیاتها بر چه اساسی انتخاب می شدند ؟ چرا رمضان ؟

  1-  یک دلیل انتخاب اسامی عملیاتها مسائل سیاسی  بود . مثلا اگر گفتیم عملیات طریق القدس یا بیت المقدس ؛ می خواستیم به دنیا بفهمانیم که ما از قدس و مردم فلسطین حمایت می کنیم .  

  2- یک قسمت این نامگذاری ها هم در واقع رجوع به قرآن و توسّلات رزمنده ها بود . مثل عملیات فتح المبین . استخاره زدیم آیه قرآن درآمد گذاشتیم فتح المبین .  

  3-دلیل دیگر هم موضع زمان بود . زمان دیکته می کرد که ما یک سری اسامی را انتخاب کنیم . یک وقت یک زمانی مقدّس بوده ، مثلا در شب عاشورا اسم عملیات را گذاشتیم عملیات عاشورا ، یا مثلا عملیات محرّم ، پس در ماه رمضان هم اسم عملیات را گذاشتیم عملیات رمضان .   

 

خب حالا که می خواهی در برابر دشمن قوی مقاومت کنی باید تو هم به یک چیزی إتّکاء کنی . سلاح که نداری ، پس نتیجه این می شود که باید به یک چیز مافوق طبیعت متکی بشویم . آن قدرت مافوق طبیعت خداوند متعال است ، ائمه طاهرین بودند، قرآن بوده ، ... ما به جایی رسیدیم که دانستیم لازم است نیروهای مان را به این سلاح دعا  مسلح کنیم . توی کتاب پایی که جاماند رزمنده ای می گوید : به بعثی ها گفتیم ما کتاب دعا می خواهیم .با وحشت گفت : ما با دست خودمان به شما سلاح بدهیم ؟! یعنی دشمن این موضوع را خوب فهمیده بود که دعا سلاح مؤمن است . لذا ما با این اسم گذاریها ایمان بچه ها را قوی کردیم .

 

  شناسنامه عملیات رمضان :

 این عملیات در سرزمین شرق بصره انجام شد . حدّ فاصل شلمچه تا کوشک ، شمالی و جنوبی ، و کوشک تا طلائیه ، شرقی و غربی ، جنوبش هم تقریبا شط العرب بود . محدوده این منطقه عملیاتی یک دشت صاف بود که هیچ عارضه ای هم در آن وجود نداشت ، نه تپه ای ، نه کوهی ، نه رودخانه ای و ... و یکث از  مشکلات این عملیات هم همین قضیه بود . چون دشمن ما یک قدرت زرهی قوی بود جنگیدن در یک دشت صاف هم کار سختی بود .  

 

در فاصله بین عملیات بیت المقدس تا رمضان در این منطقه دشمن توانسته بود موانعی را ایجاد کند ، از جمله استحکامات خیلی فراوان دشمن مثل خاکریزهای مثلثی بودند که برگرفته از طرح های دفاعی رژیم صهیونیستی در صحرای سینا علیه کشور مصر بود که یک دژ مستحکمی برای بصره به شمار می رفت .

 

یکی دیگر از موانع دشمن ایجاد آبگرفتگی مصنوعی بود که از رودخانه دجله ، از نهر ابی به نام کتیوان آب را با پمپ استخراج ، و آن را هدایت می کردند به کانال ماهی و از همانجا بود که منطقه شلمچه را بردند زیر آب . که این قضیه خیلی به ضرر ما شد . خلاصه دشمن کانالهای زوجی ساخت، جاده های فراوان کشید ، خاکریزهای متعدّدی ساخت ، ... 

 

عملیات در واقع همان کربلای چهار بود که به خاطر قرار گرفتن در ماه مبارک رمضان، عملیات رمضان نام گرفت . عملیات در واقع شب 21 رمضان ، در 23 تیر ماه سال 61 هجری شمسی انجام شد . کل عملیات تقریبا 15 روز طول کشید که پنج مرحله هم داشت . یگان های عمل کننده هم ارتش و سپاه بودند با یک فرماندهی مشترک در قرارگاه مرکزی کربلا . که زیرمجموعه این قرارگاه مرکزی چهار قرارگاه فرعی فتح، نصر، فجر،  و قدس عملیات را انجام دادند . از نتایج این عملیات انهدام بالای هزار تانک و نفربر بود و این قضیه تا پایان جنگ تقریبا در هیچ عملیاتی اتفاق نیفتاده بود . عراق پنج هواپیما از دست داد . حدوداً بالای چندصددستگاه خودرو نظامی از ماشین های مختلف از دشمن هم منهدم شد هم به غنیمت گرفته شد . حدود 1315 اسیر گرفتیم . و بالای 7000نفر هم دشمن کشته و زخمی داد . فقط در بحث تصرّف زمین از دشمن  ما توفیقی نداشتیم . نتیجه این عملیات درواقع عدم الفتح شد . می شد گفت این اولین عملیات عدم الفتح ما بود . اگرچه از نظر بازپس گیری خاک زمینی برای ما نتیجه ای حاصل نشد ، ولی ما توانستیم ماشین جنگی صدام را از کار بیندازیم و میل جنگجویی را در دشمن بکشیم . ما دشمن را در یک لاک دفاعی فرو بردیم و تا مدتهای زیادی دشمن نتوانست هیچ حمله ای را انجام دهد .


   مشکلات و دستاوردهای عملیات رمضان : 

  1-     گرمای تیرماه سال 61 گرمای خیلی شدیدی بود . ما باید در گرمای حدود 50 درجه با دشمن می جنگیدیم . زیر آفتاب شدید ، در دشتهای شرق بصره ، بسیار کار سختی بود . واقعا شدّت گرما خیلی تأثیرگذار بود . هم برای آنها که پیاده می دویدند و می جنگیدند و هم برای آنها که سواره و زرهی بودند و داخل تانک بودند . ولی دشمن از حجم بالای تانک و نیرو برخوردار بود و می توانست هرچند مدت تعویض انجام دهد و این مشکل را نداشت .  

  2-     از دستاوردهای عملیات رمضان این است که ما از این عملیات فهمیدیم که یک مشکلی داشتیم به نام مشکل مهندسی . پس باید این مشکل را حل کنبم. امکانات مهندسی مان در رمضان خیلی ضعیف بود ؛ چه ارتشی ... چه سپاهی ... ما نتوانستیم وسایل مهندسی  را آنچنان فراهم کنیم تا بتوانیم در آ ن دشتهای صاف به راحتی پیش برویم .  

  3-     از نتایج آن عملیات این بود که ما فهمیدیم آتش خیلی مهم است . ما باید فکری به حال آتش کنیم . چه در پشتیبانی هوایی، چه در بالگردهای نزدیک ، چه در آتش توپخانه مان ، خمپاره ها و ... ما در عملیات رمضان از پشتیبانی آتش ضعیفی برخوردار بودیم و نیاز به پشتیبانی بهتری داشتیم .

  4-     ما در عملیات رمضان متوجه شدیم که باید شناسایی مان دقیق تر باشد .عملیات های گذشته در خاک خودمان بود . ما جنوب اهواز را خوب می شناختیم . ولی عملیات رمضان فرق داشت . در خاک دشمن بود . بصره را درست نمی شناختیم . پس باید شناسایی عملیاتمان برای عملیات های بعدی قوی تر می شد. 

  5-     ما در رابطه با وحدت فرماندهی دچار مشکلاتی شده بودیم . فرماندهی ارتش و سپاه . یکی از مهم ترین دلایل عدم الفتح ما عدم وحدت فرماندهی سپاه و ارتش بود که باید این نقیصه برای عملیات های بعدی برطرف می شد .  

  6-     یکی دیگر از مشکلات مان عدم ارتباط مناسب بین یگان ها بود . مشکل مخابراتی داشتیم که باید حل می کردیم .  

با وجود اینکه در این عملیات نتوانستیم جایی را فتح کنیم ولی این همه نتایج خوب رای ما داشت . پی به این همه نواقص و مشکلاتمان بردیم برای رفع آنها در عملیات های بعدی  . 

 

  7-     هم انهدام خوبی از دشمن انجام دادیم و ماشین جنگی اش را از کار انداختیم ، و هم فرمان امام(ره) را زمین نگذاشتیم که جنگ را متوقف کنیم . چون اگر جنگ متوقف می شد دشمن دوباره تجهیز می شد . هم برآورد خوبی از خودمان و دشمن به دست آوردیم برای عملیات های بعدی . مهم این است که ما در عملیات رمضان به تکلیف مان عمل کردیم .

 

   نقش خوزستانی ها در عملیات رمضان :

  خوزستانی ها در عملیات رمضان نقش مهمی داشتند . خیلی از فرماندهان خوزستانی بودند . تیپ بعثت از بچه های خوزستان بود ، لشکر زرهی ارتش خوزستان ... خصوصاً گردان های اهواز خیلی خوب وارد عمل شدند . از شهرستان های مختلف خوزستان هم آمده بودند . گار بخواهیم بررسی کنیم شهرستانی از خوزستان را نمی بینیم که در این عملیات دخیل نبوده باشند . و تقریبا اکثر شهرستان های استان خوزستان در عملیات رمضان شهید دادند ، چه ارتشی و چه سپاهی . همه خوزستانی ها در عملیات رمضان نقش مهمی داشتند . مثلا شهید معینیان مسؤل اطلاعات قرارگاه مرکزی کربلا بوده که راجع به آن زیاد هم صحبت نمی شود .

 

عملیات رمضان هم عملیات سختی بود و هم پرتجربه بود . شهدای زیادی دادیم . خیلی از این شهدا هم به دستمان نرسیدند . مثلا این بارگاه ملکوتی که الان در شلمچه هست مربوط به همان شهدا و عزیزانی هست که بعدها از عملیات رمضان به دست آمدند .


اهوازنوین

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: _REQ_FIELD
_CF_EMAIL: غیر فعال
وبسایت::
دیدگاه: _REQ_FIELD

اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon