• نظرها: 0
  • تاریخ انتشار: ۱۰:۱۵:۱۷ | دوشنبه, ۲۴ / تیر / ۱۳۹۲
  • در بهبهان
  • توسط عصر بهبهان
  • نمایش ها: 1020
  • (رتبه فعلی 0.0/5 ستار ها) تمامی آرا: 0
  • Print Friendly Version of this pageچاپ Get a PDF version of this webpagePDF
روستای شله زار روستای شله زار

مردم روستای شله زار خوزستان چرا آسوده نمی خوابند ؟


عصر بهبهان : روستای شله زار به عنوان شرقی ترین روستای استان خوزستان به علت هم مرز بودن با استانهای کهگلویه و بویراحمد ، بوشهر و فارس همواره دچار مشکلات عدیده ای در مورد زمینهای تحت مالکیت ساکنان آن با استانهای هم جوار بوده است.




عصر بهبهان : روستای شله زار به عنوان شرقی ترین روستای استان خوزستان  به علت هم مرز بودن با استانهای کهگلویه و بویراحمد ، بوشهر و فارس همواره دچار مشکلات عدیده ای در مورد زمینهای تحت مالکیت ساکنان آن با استانهای هم جوار بوده است.



چندی پیش با هماهنگی هایی که بین فرمانداران بهبهان و گچساران صورت گرفت و طبق نقشه تقسیمات کشوری که این روستا و زمینهایش را جزء استان خوزستان معرفی می کرد ، قضیه تقریبا تمام شده می نمود تا اینکه با خبر شدیم یک بار دیگر زمینهای این روستا محل مناقشه قرار گرفته است .



به همین خاطر پای درد دلهای یکی از اهالی این روستا نشستیم .


سید با زبان شیرین لری صحبت می کند ولی به خاطر عموم خوانندگان مجبور به فارسی نوشتن هستم.


سید میگوید: ما سر مرز استان کهگلویه ، بوشهر ، فارس و خوزستان هستیم .این چهار مرز با هم دعوا دارند .


میپرسم نام دهاتتان چیست ؟


سید میگوید : دهات شله زار 1 و2


سید بعد از کمی سکوت دوباره ادامه میدهد ، قبلا مشکل نداشتیم ،یک مشکل مرزی کوچک بود که در سال 68 و بعد ازانجام نقشه تقسیمات کشوری ، دو فرماندار گچساران و بهبهان در گچساران جلسه ای گرفتند و نتیجه جلسه  این شد که دونقشه بردار از گچساران و یکی هم از بهبهان به عنوان کارشناس به محل اعزام شوند و با ارزیابی محل نقشه تقسیمات کشوری را به طور دقیق پیاده کنند .واین کار انجام شد .ولی این کار نیز باعث عدم تجاوز استانهای هم جوار به زمینهای ما نشده است.


میپرسم ، حالا چه استانی به زمینهای شما تجاوز کرده است؟


سید سرفه ای میکند و میگوید: کهگلویه و بویراحمد


سپس ادامه می دهد : از تهران نیز نامه ای به کهگلویه و بویر احمد نوشته شد که حق با خوزستانی ها است و زمین به روستای شله زار تعلق دارد .

بعد سید با اخمی که در چهره اش نمایان می شود  و گواه از دردی ایست که در دل دارد  ادامه میدهد: حال دوباره نیروهای پاسگاه آب شیرین و بابا کلان یا منابع طبیعی گچساران می ریزند در منطقه و در گرمای آنجا یه مشت زن و بچه و مردم  بیچاره را با دسبند راهی بازداشتگاهها می کنند .


می پرسم آخر به چه دیل این کار را انجام دادند و حرفشان چه بود ؟


سید می گوید : نیروهای انتظامی می گفتند می خواهیم ببریمتان دادگاه گچساران ،


بعد ادامه می دهد : خوشبختانه اهالی زود خبر دار شدند و با کمک  پاسگاه پل زهره توانستیم بازداشت شده ها را آزاد کنیم .

ولی تا کی باید چنین باشد . ما روستاییانی که دارای


مان همین چند تکه زمین و چند بز است و سالیان سال در کنار این رودخانه در این گرما زندگی می کنیم ، چه گناهی کرده ایم که باید این گونه عذاب بکشیم .


از مسئولین می خواهیم که به داد ما برسند.

صرفا جهت اطلاع

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: _REQ_FIELD
_CF_EMAIL: غیر فعال
وبسایت::
دیدگاه: _REQ_FIELD

اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon